گفتگوهای تنهایی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

معمار فرناز

عضو جدید
دنیا؛
بازی هایت را سرم آوردی،
گرفتنی ها رو گرفتی
دادنی ها را ندادی
حسرتها راکاشتی
زخمها را زدی
دیگر بس است چون چیزی نمانده،بگذار بخوابم،؛محتاج یه خواب بی بیدارم...
 

starlet.

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...



نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...



می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....



پس بگذار که نداند بی او تنهایم...



دور میمانم که نزدیک بماند...
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
حضورم را نمی خواهی ؟
دگر هرگز نمی آیم
برایت هیچگاه دیگر
شعری نمی گویم
آوازی نمی خوانم

برای آنکه شاید
به رویایم نیامیزی
دوچشمم را نمی بندم
نمی خوابم

مرا با تو
پر است از خاطرات پر غبار گرد بگرفته
مرا با تو
درختان پر از یادیست
کز حسرت
و از ناکامی با تو
خشکیدند
و مردند و دگر هرگز نمی رویند
دگرراهی به سوی تو مهال است بازبگشایم
آری آری
دگر هرگز نمی آیم ..
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سَگـــــ مظهــــر وفــاداریستــــــ
امــــــــا
همیشـــه میگوینــد مثـل سگـــ پشیمـــون میشــه!
گــــویـــا،همیشــــه آخـــر وفــــاداری.،
پشیمـــــانیستـــــــــ
 

mahsa.1392

عضو جدید
 

*محیا*

کاربر فعال مهندسی کشاورزی ,
کاربر ممتاز
دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...

نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...

می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....


پس بگذار که نداند بی او تنهایم...


دور میمانم که نزدیک بماند...
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا چشم باز کردم
سال ها گذشته بود
و من بودم
و من
فقط من
کسی نبود
اویِ
تویی
شمایی
نبود
تا مایی
بشویم
من بودم و من
با کلی حسرت و آرزو
و صد البته یک دنیا امید
و خــــــــــــدا
بقولی و حرفی
بسمه
من دنیا رو دارم
همه چیز از آنِ منِ است
دیگر چه نیازی
به او و تو و شما ...
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
تنهایی یعنی خودت و هندزفریت ،انقدر تنهایی پیاده بری پیاده بری ومتوجه نشی ساعتها داری راه میری وباهزار تا فکر وخیال ،اهنگهای غمگینی که حرف دلتو دارن میزنن وای از اون موقعی که اشکات وسط خیابون بریزه که بخوای دیده نشه وروسری اتو جلو بکشی که کسی اشکاتو نبینه :(
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هیچ وقـت دلِ اونــایــی که

گــریــه شــون بــی صــداســت رو نــشــکـنیــد . . . ؛

ایــن آدمــا هــیــچــکــسُ نـــدارن کــه اشــکــاشــونُ پــاک کـــنــه
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
:cry:عادت کرده ام
کوتاه بنویسم
کوتاه بخونم
کوتاه حرف بزنم
کوتاه نفس بکشم
تازگی ها
دارم عادت می کنم
کوتاه زندگی می کنم
یا شاید
کوتاه بمیرم
نمی دانم
فقط عادت :cry:

 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه حرفی برای گفتن
نه امیدی برای ماندن
نه پایی برای رفتن
نه تمایلی برای دوباره ساختن
گاهی به خودم میگم:تو از اول هم هیچ نداشتی !

 

بهار00

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تمام فعل هایم ماضی اند ..
ماضی بعید ..
ماضی خیلی خیلی بعید ..
دلم برای یک حال ساده نتگ شده است ..:cry:
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
زن
جوری عاشقت می شود
که حس می کنی
هیچوقت از پیش تو نمی رود


و وقتی می شکند
طوری می رود
که فکر می کنی
هیچوقت عاشقت نبوده است×
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اعتصاب کردم
آب , غذا و البته حرف را
نگران نباش
اعتصاب نکردم
دلتنگی , تنهایی و البته سیگار را .
وقـتـي پـَـس اَز مـُـدت هـا بي خـبـرے !
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Similar threads

بالا