بعضی وقتا آدم اونقد دلش از زندگی میگیره که
حتی نفس کشیدن هم براش سخت میشه ...
حتی خودش هم نمیدونه چه مرگشه،
خدا درکنار تمام نعمت هاش،نعمت فراموشی
هم به آدما داده...
اما نمیدونم چرا من از این نعمت محرومم،
نه میتونم گذشته را فراموش کنم،
نه میتونم آینده را بسازم....
رو به رو سراب ، پشت سر خراب!
دلم برای خودم تنگ شده،برای اون روزا که از
خنده ی ته دل، اشکم در بیاد!
خیلی وقته که زندگی نمیکنم.
فقط از سر عادت نفس میکشم که منو جای
مرده ها خاک نکنن!
خیلی دلم گرفته....
کاش میشد برم یه گوشه،به دنیا پشت کنم و
بگم : من دیگه بازی نمیکنم....
حتی نفس کشیدن هم براش سخت میشه ...
حتی خودش هم نمیدونه چه مرگشه،
خدا درکنار تمام نعمت هاش،نعمت فراموشی
هم به آدما داده...
اما نمیدونم چرا من از این نعمت محرومم،
نه میتونم گذشته را فراموش کنم،
نه میتونم آینده را بسازم....
رو به رو سراب ، پشت سر خراب!
دلم برای خودم تنگ شده،برای اون روزا که از
خنده ی ته دل، اشکم در بیاد!
خیلی وقته که زندگی نمیکنم.
فقط از سر عادت نفس میکشم که منو جای
مرده ها خاک نکنن!
خیلی دلم گرفته....
کاش میشد برم یه گوشه،به دنیا پشت کنم و
بگم : من دیگه بازی نمیکنم....