معماری با مصالحی از جنس دل

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
آدمها می روند و یادشان می رود بگویند به کجا…؟

آدمها می روند و یادشان می رود برگردند …

و آدمها هیچ وقت ” آدم ” نمی شوند …!
 

Elham*92

کاربر بیش فعال
دلت هوایم را خواهد کرد ... !

به یاد خواهی آورد باهم بودن هایمان را ...

به یاد خواهی آورد خنده هایم را ...

به یاد خواهی آورد اشک هایم را ...

به یاد خواهی آورد حرف هایم را ...


مطمئنم در آن لحظه در دلت می گویی :

من تو را می خواهم...
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
کاش میشد
گاهی بجای یکرنگی
با انها که ارزش یکرنگیم را نداشتند
مثل خودشان دورنگ بودم
تا اینگونه میتوانستم همیشه یک رنگ بمان
بی انکه بترسم از کسی
تمام تلاشم را میکنم
تا یکرنگ باشم
اما در زمانه ای که یکرنگی جذابیتی ندارد
بهتر هست سکوت کرد اینگونه حداقل به جرم یکرنگی
نه فریبم میدهند و نه ترکم میکنند


آیناز
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


هیچ راهی پیشِ رویت نیست
لااقل
اگر می توانی برگرد
شاید
گنجشکی در باغ
چشم به راهِ تو باشد . .
 

حميدرن

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عاممهرست بر دهانم و افغانم آرزوست

....
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خردکان عقیق نادر ارزانم آرزوست

پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوستآن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
 

Elham*92

کاربر بیش فعال
چقـدرمحکـم احساس ِ دوست داشتن را مشت کرده ای

خود ِ تو هم باور نداری

که این مشت خالی ست . .

باز کن مشتت را

قول می دهم با هم تعجب کنیم !!!
 

حميدرن

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه سکوتی نه صدایی نه رهی نه ردپایی

توی این هوای دلگیر من اسیرم تو رهایی

با تو ای ستاره پاکم بی تو من اسیر خاکم

توی این کویر غربت تشنه موندم و هلاکم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
من از پیر شدن می ترسم؛
از ازدواج می ترسم.
مرا از تدارک سه وعده غذا در روز معاف کن،
مرا رها کن
از قفس بی رحم زندگی روتین و تکراری.
می خواهم آزاد باشم. می خواهم بیاندیشم،
می خواهم به همه چیز واقف باشم.
فکر می کنم دوست دارم خودم را
"دختری که دوست داشت خدا باشد" بنامم …
#سیلویا_پلات
----
 

lilium.y

عضو جدید
کاربر ممتاز
هر وقت باران میبارد...
دلم یک پنجره ی باز میخواهد ...

یک فنجان چای داغ...
یک دوست که بشود دست انداخت دور شانه اش و با او رقص قطره ها را تماشا کرد ...
حرف زد... و عطر خاک باران خورده بپیچد توی اتاق...

اکنون باران می بارد...
پنجره ها بازند... من نشسته ام یک گوشه ی خانه...
فنجان چای کنارم...
تنها...

و صدای بازیگوشی قطره ها مدام توی سرم می پیچد...
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پای پنجره افتاده ام
و پاهایم انگار
برای همیشه به خواب رفته اند

دیگر چه فرقی می کند
از کدام سمت کوچه بیایی
وقتی پنجره هم
رو به نیامدن تــــــو باز می شود

مثل همیشه دیر می رسی
و دستم را
وقتی می گیری
که زندگی
دست از مــــن کشیده است
 

امیدی

عضو جدید
من نامه ی بی نشانِ بر باد تو ام


آن خاطره ای که رفته از یاد تو ام


دل ها همه آباد ز آبادی تو است


دیریست که من خراب آباد تو ام




#بهروز_امیدی


@shortpoemomidi
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
??????
تو حق نداری
عاشقِ کسی بمانی که سالهاست رفته
تومالِ کسی نیستی که نیست
توحق نداری
اسمِ دردهای مزمنت راعشق بگذاری
می‌توانی مدیونِ زخم‌هایت باشی اما
محتاجِ آنکه زخمیَت کرده نه!
دست بردار
از این افسانه‌های بی‌ سر و ته که به نامِ عشق
فرصتِ عشق رااز تو می‌گیرد .

آنکه تو را زخمیِ خود می‌خواهد
آدمِ تو نیست
آدم نیست و
توسال هاست
حوای بی آدمی ...
حواست نیست .

افشين يداللهی
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
هر شبی که پروفایلت غمگین میشود حماقتم گُل میکند!
دستم مدام روی صفحه کلید میرود که برایت تایپ کنم...
+ درد و بلایت به جانم غصه ی چه چیزی را میخوری؟
بگو تا باهم بخوریم!
غصه هایم سر میخورد روی گونه هایم...
اخر مگر میشود
به کسی که دوستت ندارد امید بدهی و آرامَش کنی؟
اصلا اگر دوای دردش بودی که پشتش را نمیکرد و نمیرفت...
آخ از این دوست داشتنت که هر شب بلای جانم میشود...
اما اینبار هم درد و بلایت را به جانم میخرم جانانه من...
دستِ کم در عکس هایت برایم بخند!

المیرا دهنوی
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
پاییز رفت و نیامدی
بد نیست؟
برف آمد و نیامدی
عیب نیست؟
برنامه ات برای عید چیست؟

سیما امیرخانی
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
خدايِ من
آنقدر از آدم هاي اين دنيا خسته ام
كه نه در بهشت مي خواهم كنارشان باشم
نه در دوزخ و نه در برزخ
تنهايي
بهترين و با معرفت ترين همراهِ من است
مرا بعد از مرگ
جايي ببر
كه با تنهايي ام تنها باشم...

ساناز یوسفی
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
هیچ زنى را
از رفتن نترسان
زنها نمى ترسند
رفتن زیاد دیده اند
مثلِ هزاران بوسه اى که
با عشق
بر صورتها زدند
امّا نه بوسه ها ماندند
و نه صورتها
همه رفتند!

#فرید_صارمى
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
کافی بود صدایم کنی
من اَهلِ ناز نبودم !
با جان برمی گشتم ...‌

#رقیه_طالبی_اقدم
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
زن های نجیب فریب کارترینند
همه چیزشان را پنهان می کنند
تنهایی را
دلتنگی را
گریه ها را
دوست داشتن را

زن های نجیب قوی ترینند
هنگام شکستن صدایشان در نمی آید
درد که دارند به خود نمی پیچند

نهایتا تسکین درد یک زن
گریه های یواشکی ست..
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آمدم درد دلم را به تو گویم اما بعد دیدار تو رفت
از دل پر دردم درد...
یک نفس مهلت آن ده....
که بگویم باتو، بعدتو باغم عشقت،چه ها باید کرد...
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دخترها را به گریه نیندازید
آن ها اغلب بعد از‌ گریه های مفصّل،تصمیم های بزرگی‌ میگیرند..
تصمیم هایی که حتی‌ خودشان هم به زور چنگ و دندان از پَسَش‌ برمی آیند..
مثلا یک شبه تصمیم میگیرند که رویِ دلِ خودشان را هم کم کنند و دیگر دوست نداشته باشند کسی را که کنارش عاشقانه ترین دقایق‌ِ عمرشان را تجربه کرده اند..
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گَه مرا پس ميزنى
گَه باز پيشم ميكشى....

آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار،
نـــــه!!!

پریناز جهانگیری
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


پرندگان همه خیس‌اند
و گفتگویی از پریدن نیست
در سرزمین ما
پرندگان همه خیس‌اند
در سرزمینی که عشق کاغذی‌ست
انتظار معجزه را بعید می‌دانم...
 
بالا