معماری با مصالحی از جنس دل

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نابینـــــــا نیستــــــــم امــــا
چشمم را بر خیلی از چیزها بستم....
از آدمــــــــــــ ها بریده ام
و پناهنــــــــده ی اینجا شدم...
شاید اینجـــــــا قفس داران،
سكـــــوتم را بشكننـــد....
شایـــــــــــــد.....
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
حرفهایم

در دل میمیرند...
اشکهایم
در چشمانم می خشکند
پاهایم
از حرکت می ایستند
بغضم در گلو میمیرد...

من مدت هاست
برای خندیدن
از غصه هایم اجازه می گیرم
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم یک تو میخواهد از همان تو هایی که نگاهم کنی

انگشتم را در دستت بگیری و فشارش دهی



همان تویی که بیتاب و بیقرارم باشی



برا دیدنم سر از پا نشناسی و دوریم را دریا دریا گریه کنی



دلم دلی را میخواهد که هنوز دلتنگم است .



دلم تو را میخواهد که بگوید تو فقط تو ...تو ...تو
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چه اتفاق تلخی بود رفتن تو

وقتی مرا به دست بغض و تنهایی سپردی

من از همان روز اسیر لحظه های بی تو بودنم

پشت میله های حسرت

که از رفتنت در دلم ماند
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یال امدن که به سرت میزند خوشم . اما امدنت مثل عکس ماه روی آب است,

دارمت اما فقط خیالت را ؛ بین من و تو و داشتنت فاصله هاست .

وقتی ندارمت پر از خیال توام پر از شوق داشتنت و وقتی هستی پر از اندوهم اندوه بودنت و نداشتنت.

نمیدانی چه دردی دارد بدانی که بهترین هدیه خدا دست توست ولی مال تو نیست.
 

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
وقتـــی از همــه دنیـــــا ناراحتمــــــــــ

فقط با فکـــــــر کردن به تــــو آرومـــــ مــــی شمــــــــ

امـــــــا وقتــــــــی تــو ناراحتمـــــــ مـــی کنـــــی

همـــــــه ی دنیــا همـــ نمـــی تونـــه آروممــــــــــ کنــــه
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
این شعر ها بروند به جهنم


نزدیکتر بیا



آنقدر که



گرمی نفست



دیوانه ام کند ...!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا می خواهم از تو دل بکنم

صبر می آید !

چقدر این عطسه های

" پاییزی "

را دوست دارم ...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
برای دوست داشتنت


محتاج دیدنت نیستم ...



اگر چه نگاهت آرامم می کند



محتاج سخن گفتن با تو نیستم ...



اگر چه صدایت دلم را می لرزاند



دوست دارم بدانی



حتی اگر کنارم نباشی ...



باز هم ، نگاهت می کنم ...



صدایت را می شنوم....



همیشه با منی
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
عهد کردم
که برنگردم .. و برگشتم
که از دلتنگی نَمیرم
و مُردم
عهد‌هایی کردم بزرگ‌تر از خودم
چه کردم با خودم؟
دروغ می‌گفتم از فرط راستگویی
و خدا را شکر که دروغ می‌گفتم ...

 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
ونیستی ...

ومن دور سرت اسپند می چرخانم ...
به لباس اویزان در کمد خیالم چشم نظر می دوزم ...
و قربان صدقه ی قدوبالایت میروم ...
آآآآخ که چقدر داشتنت خوب است ...
حتی وقتی این همه نیستی ....
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
باز هم رفتی ! گله ای نیست بی وفا ...

از همان نگاه اولت شوق رفتن را خوانده بودم ..

میدانم ! تو برای رفتن آمده بودی ...

این بار اما ،
در سوگ رفتنت
لبانم سیاه شدند و موهایم همه سپید ...

بی وفا!

یک بار .. فقط یک بار دیگر هم بیا ،

این من غمگین خاکستری را ببین ..
و باز ... " برو " ...
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
وقتی‌ دلت مثل من ترک برداشت
دیگر آمدن یا رفتن
بودن یا نبودن
هیچ فرقی‌ نمی کند
آدم یک روز به جایی‌ می‌‌رسد
که دلش می‌‌خواهد همش بخوابد
خواب چقدر خوب است
برای نداشتن‌ها ...
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می گردم طواف خانه ات را

دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقت نظر کن

پروانه های مرده با هم فرق دارند!
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من دفن خواهم شد


زیر اوار کلمات


من دفن خواهم شد


با پیشرفت این شعر

روح من از حرارت این کلمات

از دوزخ علامتهای مکرر سوال

از نشانه های بهت و خیرگی

که مدام ته هر عبارت تکرار می شوند


و از سنگینی واژه ی درماندگی


خرد خواهد شد

د ر م ا ن د ه

خواهد شد
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]بغض نیمه‌کاره​

[/FONT]
[FONT=&quot]تکرار دروغ‌هایت
[FONT=&quot]گلویم را می‌فشارد[/FONT]
[FONT=&quot]از ساده‌لوحی بی‌شرم خاطراتم بیزارم[/FONT]
[FONT=&quot]آنگاه که از خودم می‌پرسم:[/FONT]
[FONT=&quot]«هنوز دوستم دارد؟!...حتی به دروغ-»[/FONT]
[/FONT]
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خــــواب هـایِ تـــو ،
هــر شــب از ســـر کـابــوس تــنــهـایـی مــیــپـرنــد
مـی نـشـیـنـنـد رویِ پـلـکــــ هـایـم تـعـبـیـر مـیشـونـد . . . !
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کــلـمـات مــن تــو را درک مـی کـنــنـد ،تــو را مـیبـویـنـد . . .

تـو را لـمـس مـیـکـنـنـد . . .

هــر شــب در نـبـود تــو بـا مــن بـه خــواب مـی رونــد . . .

گـاهی تـلـخ آنـچـنــان کـه خــواب هــای مــن کـابـوس مـی شــونـد . . .

گاهی زهــر و مـن هــلاک می شــوم . . . !

گاهـی بـسـان نــوش دارو زخــم هـای کـهـنــه ام را الـتـیـام مـی بـخـشـنـد ،


حـتی کالــبـد مــرده مــرا بـه شــورانـگـیــز تــریــن سـمــاع بــر مـی انـگـیـزنــد . . .


کـلمـات مــن از جـنـس تــو هـستـنــد ، شــیـریــن و تـلـخ . . . !

 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
این روزهــــا زیادی ساکتــــ شده ام

حرفــــ هایم نمی دانم چــــرا به جای گلــــو ،
از چشــــم هایم بیرونــــ می آیند . . .
 
بالا