گفتگوهای تنهایی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من
از میان واژه‌های زلال
« دوستی » را برگزیده‌ام ،
آن‌جا که
برف‌های تنهایی
آب می‌شوند
در صدای تابستانی یک دوست . . .


 

*M.A*

کاربر بیش فعال
اصلا حالم خوش نیست
حال و حوصله ی هیچ کسی رو ندارم
حتی تو..
عاشق تر شدی
عاشق بودم ولی...
دنیا ماله همه بی خیاله همه...
نذار ببرم..
نذار ازت گذشتن واسم آسون بشه
کاش بفهمی معنی حرفامو
کاش پی ببری به عمق فاجعه
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دیگـــــــــــــر سکوت هایم ســـــــــــرد شد….
نه به ســــــــــردی هوا….
نه به ســـــــــردی دستانت……
به سردی لحنت…سکوتم سرد شد….
سرد..سرد …سرد…
تو با لحن سردت دلم را اتش زدی…..
و من هم با نگاه ســــــردم….دنیا را خاکســــــتر خواهم کرد
تقصیر من نیست..
تو به من اینگونه آموختی..
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
گاهی به عقربه ها خیره میشوم
کارشان را خوب بلدند
اما وقتهایی که حال دلم بارانیست، آرام قدم میزنند!
#آیناز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
ی روزهایی هست که مهمه، اما زندگی کاری باهات میکنه که حتی دیگه اون روزها هم برات مهم نیست!
#آیناز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
اگر سی سال پیش پرسیده بودی

از هر آستینم برایت

چند تعریف آماده و کامل

که مو لای درزش نرود

بیرون می کشیدم

در این سن و سال اما

فقط می توانم دستت را

که هنوز بوی سیب می دهد بگیرم

و بازگردانمت به صبح آفرینش



تولدت مبارک🎂🎂🎂🎂
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
بی شک

یک روز، سی سال بعد

از کنار عابران که رد می شوی

بوی عطری گیجت می کند …

پرتاب می شوی به سی سال قبل

و دعا می کنی همان لحظه باران ببارد

تا گم شود قطره ی اشکی

که به یاد شاعر عاشقانه های «تقدیم به تو»

با حوصله پایین می افتند از چشم هایت

از همان چشم هایی که …



HBD
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
شاعری که اگر بود

هنوز هم می توانست

موهای سپیدت را

به برف های دست نخورده ی اولین صبح زمستان

تشبیه کند

و در چشم های کم سو شده ات

خاطره های خاک خورده ای را بیابد

که هرگز به روی زبانت نیامدند


HBD
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
برای خیلی‌ها تنها شدن آخر دنیاست!
برای بعضی‌ها هم وزن مردن است و برای عده‌ای تبدیل به فوبیا شده…
اسمش را که می‌شنوند دلشان می‌لرزد و فکر کردن به آن کابوس زندگی‌شان است
خیلی‌ها فقط برای ترس از تنها شدن کنار کسی مانده‌اند
خیانت دیده‌اند و مانده‌اند
تحقیر شدند و مانده‌اند…
اما واقعا تا کجا؟؟ تا چه اندازه می‌شود یک زندگی را با ترس از دست دادن نگه داشت؟ چقدر می‌شود برای تنها نشدن تن به اجبارها داد؟؟
ای کاش یاد می‌گرفتیم به جای مقابله و ترس با تنهایی رفاقت کنیم
و همانطور که عشق برایمان مقدس است تنهایی هم قابل احترام بود
کاش می‌دانستیم تنها شدن گاهی بهترین فرصت است برای اینکه یاد بگیریم روی پای خودمان بایستیم، به شانه خود تکیه کنیم
و برای خوب بودن حالمان نیازمند دیگران نباشیم
تنهایی می‌تواند مثل یک دوست صمیمی مسکن دردهایمان شود
گاهی باید ترجیح داد تنها ماند اما زیبا زندگی کرد.
قطعا برای هیچکس این یک انتخاب نیست اما گاهی بهترین گزینه هست
زیرا رابطه‌ای که از ترس تنها شدن شکل می‌گیرد اسمش "عشق "نیست…!

#فرشته_رضایی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
تنهایی

آواز غمگین پرنده‌ای‌ست
که هر روز جفتش را می‌خواند
اما نمی‌داند
که آخرین بازمانده از نسل خویش است.


#علی داوری

 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ﺍﯾﻤـــﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ . . .
ﮐــﻪ ﻗﺸﻨـﮕـﺘــﺮﯾﻦ ﻋﺸــﻖ
ﻧﮕــﺎﻩ ﻣﻬــﺮﺑـــﺎﻥ ﺧــﺪﺍﻭﻧـــﺪ ﺑـﻪ ﺑﻨـﺪﮔـﺎﻧـﺶ
ﺍﺳــﺖ . . .
ﺯﻧـــﺪﮔــﯽ ﺭﺍ ﺑـــﻪ ﺍﻭ ﺑﺴــــﭙﺎﺭ . . .
ﻭ ﻣﻄـﻤﺌـــﻦ ﺑـــﺎﺵ ﮐﻪ ﺗــﺎ ﻭﻗﺘـــﯽ ﮐــﻪ ﭘﺸﺘــﺖ
ﺑــﻪ ﺧـــﺪﺍ ﮔــﺮﻡ ﺍﺳــﺖ
ﺗﻤـــﺎﻡ ﻫــﺮﺍﺱ ﻫـــﺎﯼ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺧـﻨـــﺪﻩ ﺩﺍﺭ
ﺍﺳــﺖ..

خدایا عاشق آرامش اسمتم..
 

یورال

عضو جدید
سلام. ديروز به دنبال تو به همه جا سر زدم. هم از نسيم سراغت را گرفتم ، هم از گل سرخي كه كنار چشمه عشق روييده بود. حتي از پرنده هايي كه در شعرهايم بال ميزدند نشاني ات را پرسيدم. اما پيدايت نكردم. اين را ولي خوب مي دانم كه اگر چشمانم را ببندم و با دهان بسته صدايت كنم فورا جوابم را خواهي داد.راستي كه عجب صفايي دارد اين بي قراري ها و اين دلتنگي ها!... مانده ام كه اين فاصله ها اگر نبود آيا باز هم اينقدر مشتاق شنيدن صدايت از درخت و صندلي و ستاره بودم؟هميشه فاصله ها باعث ميشوند تا بيشتر قدر همديگر را بدانيم و بيشتر به دنبال هم بگرديم. مثل همين امروز كه همه جا را به دنبالت گشتم. حتي همه خوابهايم را يكي يكي جستجو كردم . همه جا رد پايت بود . حتي موج صدايت به نرمي از تپه هاي خيالم بالا ميرفت . اما خودت نبودي...عزيزترينم! حالا با همين واژه هاي لال در كنار نام قشنگت نشسته ام. مرهمي نمي خواهم. تنها اگر حوصله داري زخمهاي دلم را بشمار!... هزار و يك ... هزار و دو ... هزار و سه ...

حق با آفتابگرانهاست
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بزرگترين درد دنيا اينه که ببيني،

اوني که تا ديروز درداتو مي کشيده؛
داره درد مي کشه ...
اون یه نفر فقط " مــــــــــــادره... "


اگه دارین...
مـواظبش باشین . . .

 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
[h=1]تنهایی صرفا به این منظور نیست

که کسی را نداری!

گاهی اطرافت را

آدم های متفاوت پُر می کنند

اما نداشتنِ همان یک نفر

تمامِ تنهایی هارا

بر سرت خراب می کند!

مشکلِ همه ما

"همان یک نفر" است

که نیست...
[/h]
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
روزگاری که تعداد لایک نوشته هام به مراتب بالاتر از گذشته است، آدمهای بیشتری من میشناسند
اما هنوز هم وقتی دلم میگیره تنهام با وجود ادمهای زیاد دورم
گاهی دلت هوس ی نفر میکنه که بشه بدون ترس خودت باشی اما ادمها من فقط با ی نقاب لبخند میخوان
اما بازم خوبه با همین کلمات حال دل خیلیها رو خوب میکنم و لبخند به لبشون میارم
شاید ی روزی کسی هم ادم پشت نقاب ببینه
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
وقتی نیستم...
برایم جای خالی بگذار،
کنار بوقها و ترافیکها،
کنار بی قراری میدانها
کنار قرارهایت با کسی که من نیستم...

سید مهدی موسوی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
از تو تنها

گل سرخی مانده

لای دفتر شعرم

هر وقت باران می بارد

عطرش چنان دلتنگم می کند

که انگار

سالهاست رفته ای ...
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
عزیز من!
"زندگی بدون روزهای بد نمی‌شود"
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم...
اما روزهای بد، همچون برگ های پاییزی، باور کن که شتابان فرو می‌ریزند
و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می‌شکنند!
و درخت استوار و مقاوم برجای می‌ماند.
عزیز من!
برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند...


#نادر_ابراهیمی
چهل نامه کوتاه به همسرم
 

behrooz civil

کاربر فعال مهندسی عمران ,
کاربر ممتاز
می‌ ایستم کنار دریا

و طلوع تو را انتظار می‌ کشم

با موج بلند بر می‌خیزم

بیایی، ابر می‌ شوم در آغوش تو

نیایی، می‌ ریزم
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
چه شب هایی که

" جان کندم"

تنهایی از خیال تُ عبور کنم

به مرز صبح برسم

چه گذشتنِ سختی ست این

" بی تو"

به صبح رسیدن ها...
 

behrooz civil

کاربر فعال مهندسی عمران ,
کاربر ممتاز
تو به افتادن من در خیابان خندیدی




و من تمام حواسم به چشمان مردم بود




که عاشق خنده ات نشوند



 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Similar threads

بالا