معماری با مصالحی از جنس دل

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بدون اینکه “مار” ی در کار باشد
مزه ی “زهرمار” را میچشم وقتی نیستی…
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد
شاید کودکــانه ، شاید بی غــرور
اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود
می فهمــــم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساســـم …
::
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آرزوی خیلــــــــی ها بودم ! اما
اسیر قدرنشناسی یک نفر شدم … !!!
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خَستــــه ام….!
امــــا تَحمـُـــل مـی کُنــم…
خُــــدایـــا روزِگـــارت با من و احساسم بـَــد تـــا کـــرد…!
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید
چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟
چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟
اما افسوس … هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره .
اری با تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی…
و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!


اری با توام...........
 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خـــوبـــم
مثــل پــدربـــزرگ
کــه خـــوب بـــود
و
مـُــــرد !!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد
من تو را در قلبم دام نه در دنیا .....
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مثل بادبادک باش با اینکه میدونه زندگیش به نخی بنده بازم تو آسمون میرقصه و میخنده همیشه بخند و نگران نباش بدون که نخ زندگیت دست خداست....
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ارزش قطره های باران را گلهای تشنه میدانند و قدر دوستان خوب را دلهای تنگ ....
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مادر بهشت من همه آغوش گرم تست
گوئي سرم هنوز به بالين نرم تست
مادرحيات با تو بهشت است و خرّم است
ور بي تو بود هر دو جهانش جهنّم است
ما را عواطف اين همه از شير مادر است
اين رقّتي كه دردل وشوري كه درسراست
اغلب كسان كه پرده حــــرمت دريده اند
در كودكي محبّت مــــادر نديده اند
امروز هستيم به اميد دعـــــاي تست
فردا كليد باغ بهشتم رضاي تست
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خدایا میبینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا که پر از حرفیم دیگر زنگ انشاء نداریمممممممم ..................
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فرقی نمیکند بگویم و بدانی....یا نگویم و ندانی.....فاصله دورت نمیکند وقتی در خوب ترین جای اندیشه ام جا داری..........
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خیلی دلتنگت شده ام اما نمیدانم خیلی را چگونه بنویسم که خیلی خوانده شود.........
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
 

Elham*92

کاربر بیش فعال
وضعیت خوبی ندارم

مرا ببخش!​

دستم از اشیاء رد میشود​

رد میشود از تلفن​

فراموشت نکرده ام​

فقط کمی...

کمی مرده ام!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنهایے اَمـ را کسے شریکــ نیست

مطمئن بآش

دستِ احتیآج به سمتـــِ تـُـ که هیچــ

به سمتـــِ خود همـ درآز نخواهمــ کرد

شآید کــِ تنهایے اَمـ

از این همه تنهایے دِق کنــــد

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
صدای چیک چیک اشکهایت را از پشت دیوار زمان میشنوم
میشنوم و میشنوم
که چه معصومانه در کنج شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی
و من میشنوم
میشنوم هیایوی زمانه را
که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد
آه .... ای شکوه بی پایان من
میشنوم
به آسمان بگو که من میشنوم
هر آنچه تو را شکسته و میشنوم هر آنچه در سکوته تو نهفته ......
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنهایی ؛
معشوقه ی تنهایی ست
پشت هیچستان اندوه ...
که مرا می خواند
با هزاران راز
و نمی فهمد هیچ ...
تنهایی ؛
غربت ناپیدایی ست
در شب سرد زمستانی من ...
نه کسی می خندد
نه کسی می رقصد
نه کسی می داند
پشت اندوه شب، هیچستانی ست
و معشوقه ی تنهایی من، تنهایی ست ... ...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کودک که بودم ، وقتی زمین میخوردم ،مادرم مرا میبوسید،
تمام دردهایم از یادم میرفت...
دیروز زمین خوردم،
.
.
.
دردم نیامد
اما...
به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد...
 
بالا