معماری با مصالحی از جنس دل

ریحانه سعادت

عضو جدید
کاربر ممتاز
ای ساربان آهسته ران ،کارام جانم میرود
وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود

من مانده ام مهجور ازو،درمانده و رنجور ازو

گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
ad1b9fd6782ec46f3b4813a99199e3e6-310x489.jpg

 
آخرین ویرایش:

shabnam111

عضو جدید
کاربر ممتاز
غصه هایم دوست می دارد مرا
درد در آغوش می گیرد مرا
چشمهای مرگ خیره بر من است
گویی او هم دوست می دارد مرا
 

shabnam111

عضو جدید
کاربر ممتاز
مدارا کن کمی حافظ
دلم تنگ است این شبها
تفال میزنم اما
جوابم آه پشت آه
تمنا میکنم حافظ
نگو امید من پوچ است
کمی آرامتر آرام
بگو رویای من خوب است
بگو که یسر بعد عسر
بگو پایان غم خوب است
نمیخواهم دگر تردید
سکوت حسرتم خوب است
بگو تو از حقیقت ها
ولی آرامتر حافظ
کمی پیر است احساسم در این شبها
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
همين شکلي بمان..
با همين شال گردن..
با همين اخــــــم..
همين غــــــرور..
همين کم محلــــي ها..
به شکايت شعرهاي من گوش نکن..
مي ترسم عوض شوي ..
و من شعري براي گفتن نداشته باشم .....
...


سحر بانو
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
هـمـه اخـطـارهـا زنـگــ نـدارنـد..
گـاهـي سـکـوتــ ..
آخـريـن اخـطـار اسـتــ ...
...

سحر بانو
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است ، گاهی فکر میکنی تمام شده ، اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . .
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فـرهنـگ لـغـتهــا نـیـاز بـه ویــرایــش دارند !
بـرای مـعنی دلـتـنـگی احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت, دلتنـگی یــعنـــی تـــو . . .
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دقایقی در زندگی هستندکه دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی اورا از رؤیاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی.
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غــرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ،
این بغض لعنتی است …
.
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حوصله خواندن ندارم
حوصله نوشتن هم ندارم
این همه دلتنگی دیگر نه با خواندن کم می شود نه با نوشتن …
دلم تو را می خواهد !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتنگت می شوم و چشمانم را روی هم می گذارم
بلکه یادت را فراموش کنم …
تو بگو دلکم مگر می شود یک دنیا را فراموش کرد ؟
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتنگی هایم را نشاندم روی دوش بادبادک و فرستادمشان به آسمان …
دارد باران می بارد !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اینکه دلم تنگ می شود پلان به پلان ،
نفس به نفس برایت تراژدی نیست …
قلب من مقتول فیلم نامه است ،
شخصیت اصلی که تویی !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلتنگــــــــــی
خیابــــــــــان شلوغی است ک تودرمیانه اش ایســــــــــتاده باشی،
ببینی می آیــــــــــند،ببینی میرونــــــــــد وتوهمچنان ایستــــــــــاده باشی…
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گنـاه ِ ڪیستــــــــــ ؟!
حاבِثـﮧ ـها ؟
فاصِلــﮧ ـها ؟
פֿاطِره ـها ؟
جاבه هاے ِ בور و בراز ؟
یــــا
בل ِ مـَטּ ؟ … ڪـﮧ برای تو تَنگ شـُבه است !
.
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی دلم می گیرد
از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم
فریبت می دهند
دلم می گیرد از خورشیدی که گرم نمی کند
و نوری که تاریکی می دهد
از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند
دلم می گیرد از سردی
چندش آور دستی که دستت را می فشارد
و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند
از دوستی که برایت
هدیه
دو بال برای پریدن می آورد
و بعد پرواز را با منفور ترین کلمات دنیا معنی می کند
دلم می گیرد از چشم امید داشتنم به این همه هیچ
گاهی حتی
از خودم هم دلم می گیرد!!
 
بالا