معماری با مصالحی از جنس دل

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
تو می روی ...
برای رفتن ِ تو راه می شوم !

تو پلک می زنی ...
برای چشم های غم گرفته ات نگاه می شوم !

تو خسته می شوی ...
و من برای خستگی تو چه عاشقانه تکیه گاه می شوم !
 

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم
.
.
و تو...
.
.
آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......
.
.
.
.
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
کجایی؟
تو که نیستی همه می‌خواهند
جای تو را پر کنند
بیا به همه بگو
تو تکرار شدنی نیستی
جای تو جز با خودت
پر نمی‌شود
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
تو بر نمی گردی...
وَ این غمگین ترین شعر جهان است!
که ترجمه نمی شود ؛

یعنی تو را
به هیچ زبانی
نمی توان برگرداند؟!

#مینا_آقازاده
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
فجیع‌تر از خبر رفتن‌ات،
رفتن‌ات بود
و تا مرز کوری گریستم آن‌شب
چراکه تفاوت هولناکی بود میان شنیدن و دیدن
چراکه باید چشم‌هایم را فراموش می‌کردم
و بر دو چاه تلنبار از خاطره‌ سرپوش می‌گذاشتم


چشم‌هایم را بستم امّا
نگاهم به درون باز شد
و دیدم چگونه زنی در تمام گوشه‌های تاریکم مویه می‌کرد
و دهانش
هنگام ادای آخرین «دوستت دارم» فلج شده بود


صبح
زیر شانه‌اش را گرفتم
تا نرده‌های سبز بدرقه‌اش کردم
و سپردم هر هشت ساعت تلقینش دهند
که «هرجیبی سوراخی دارد اندازۀ افتادنِ یک کلید»
جمله‌ای‌که از شنیدنش
زارزار زیر خنده زد






کلید خانه‌ام از سوراخ جیب مردی افتاده است
سال‌هاست بیرونِ خودم ایستاده‌ام
و از سوراخ کلید، زنی را نگاه می‌کنم
که در تمام گوشه‌های تاریکم کز کرده است
و هر هشت ساعت
قاه‌قاه گریه می‌کند.
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
ﺩﻝ ﻣــــــﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺧـﻮﺩﻡ باﺷﻪ ﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﺧﯿﻠﯿﺎ ...
ﺩﻝ ﻣــــــﻦ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﺨــــــﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﯾﮑﯽ ﺑﻬــــﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ، ﺩﻟــــــﺶ ﻧﻠﺮﺯﻩ ...
ﺩﻟــــــﻢ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﺠــــــﺒﻮﺭ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺑﺎ ﭼﻨـــــﮓ ﻭ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺣﻔﻈﺶ ﮐﻨﯽ ﻭ "ﻫﻤﯿــــــﺸﻪ ﮐﻼﻓــــــﻪ ﺑﺎﺷﯽ"
ﺑﺪﻭﻧﯽ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﯾــــــﻪ ﻣﺎﻩ ﻫـــــــــﻢ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﮐﺴﯽ ﺟــــــﺎﺗﻮ ﻧﻤﯿگیره!!!چه برسه به یه روز...
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
گاهـــے آنلاینـــــیم
بـــے هیچ دلیلـــے
نـہ ڪســـــے هست ڪہ حرف بزنــے
نـہ چیزۍ هست ڪہ بنویســـے
گاهـــــے تۅے دنیاے حقیقــے ڪہ ڪم میارے
میاے تۅے دنیاۍ مجازۍ ڪہ شاید حضورت حس بشـــہ
شاید یڪے بفهمـــہ هستـــے
گاهـــے تنها جایــے ڪہ
میتونــے باشــے
همین دنیـــــاۍ مجازیـــــہ
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
می توانی از دوست داشتنم برگردی؟!
دوست داشتن که خیابان نیست
تاکسی بگیری
بنشینی
پیشانی ات را به شیشه بچسبانی
آه بکشی...
و برگردی به پیش از آن!
نه...
نمی شود!
با دوست داشتنم کنار بیا ؛
مثل پیرمردها که
با لرزش دست هایشان . . . !

رویا شاه حسین زاده
 

**يوتاب**

عضو جدید
هیچوقت کسی رو که دوست دارید خورد نکنید ....
دست رد به سینش نزنید ...
هرچقدر هم عاشقتون باشه یه روزی یکی ازتوهیناتون و باور میکنه و میره...
میره و آرامش اعصاب شمارو به قیمت بدبختی خودش رقم میزنه ...

#دخترک عاشق 4سال پیش بی احساس امروز
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
گناه کیست. . .
حــــــــــــــادثه ها؟
فاصــــــــــــــله ها؟
خاطــــــــــــــره ها؟
جاده های دور و دراز؟
یا. . .
دل مــــــــــــــــــــن. . .
که برای تو تنگ شده است. . .؟
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
از فرهاد پرسیدند:هنوز هم به شیرین فکر می کنی؟
گفت:آرام تر ،شیرین خواب است.
 

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
به خاطر خودت می‌گویم
که سردت نشود
که دلت نلرزد
که ترس برت ندارد
که دستت خالی نماند
به خاطر خودت می‌گویم دوستم داشته باش
که در سالن انتظار، بلیط سینما را صدبار نخوانی که سرت را گرم کرده باشی
که در اتوبوس راحت بخوابی و نترسی ایستگاه را جا بمانی
که اس ام اسِ ساده ی "رسیدم، بخواب" ، دلت را خوش کند
که در مهمانی کسی ناگهان پشت گردنت را ببوسد
که بتوانی راحت شعر سیدعلی صالحی را کنار دفترت بنویسی
که ترست بریزد و تو هم شعر بنویسی
که ترست بریزد و در کوچه برقصی
که عصر جمعه دستت برود به من زنگ بزنی
به خاطر خودت می‌گویم
دوستم داشته باش
که ادبیات بی استفاده نماند
و شعرهای عاشقانه به کاری بیاید
به خاطر خودت می‌گویم
دوستم داشته باش
بی دوست داشتن تو که نمی‌شود
دوستم داشته باش لطفا
دوستم داشته باش تا از این سطور سطحی گذر کنیم
و به ادبیات برسیم
وگرنه من که سرم شلوغ است و
کاری به این کارها ندارم...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
درست همان جا که ساده میگیری
درست همان جا که به هر سازی میرقصی روی زمین صاف!
درست همان جا که وقتش نیست سکندری میخوری
این نگاه را خوب میشناسیسیاه مشق رگه ای از جوانی ات را یدک میکشد
دیگر مهم نیست که نفس هایش چه طعمی میدهد
مهم طعم گس نفسهای عمیق امشب توست
باورش برای خودم هم سخت است
اما من هنوز گاهی یواشکی خوابت را میبینم
یواشکی عکست را نگاه میکنم
گاهی وقتها حتی یواشکی دوستت دارمدوستت دارم
نمیدانم....
دوستت دارم را باید جور دیگری نوشت
از این صراحت بی جان حالم به هم میخورد

 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯿﺸﻦ
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻦ ﮐﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯽ
ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﯾﻪ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺪﻥ
ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﻣﯿﺸﻦ،
ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎﻡ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ، ﺑﺎ ﺗﻮ ﻣﯿﺒﺎﺭﻥ
ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺳﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯼ
ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﻮﺩﻧﺸﻮﻥ ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﺕ ﭘﺮﺭﻧﮕﻪ
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻫﻤﻪٔ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪﻫﺎﺗﻮ ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ
ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﻮﻧﺎﯾﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺍﺑﻬﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﻦ
ﺍﻣﺎ ﺣﯿﻒ ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ
ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﻣﯿﺎﻥ ، ﯾﻮﺍﺷﮑﯿﻢ ﻣﯿﺮﻥ
ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺁﺩﻣﺎﯾﯿﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﻤﯿﺸﻦ
ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻨﺸﻮﻥ ﯾﻪ ﻓﺼﻞ ﺳﺮﺩ، ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮﺩ
ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﺷﻪ
 

مریم.س

عضو جدید
کاربر ممتاز
همیشه "دوستت دارم" را نباید گفت
گاهی دوستت دارم را باید اشاره کرد
باید هدیه داد...
قهوه ریخت...
پیاده روی کرد

گاهی دوستت دارم را باید نامه ...
شعر ... قصه نوشت
و طرح سیب کشید و گل رز سفید خرید

و اما...
گاهی دوستت دارم را باید پنهان کرد
باید گذشت و
سکوت شد

و گاهی او بی خبر است
از تمام دوستت دارم هایت....
 
بالا