معماری با مصالحی از جنس دل

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ببینمت . . .
گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابت . . .
نامش چ بود؟
هان!
باران . . .
باز با ;باران; قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکنــــــد . . .
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هزار خیابان فاصله دارم با او
هزار خیابان فاصله دارم با خود
چرا زنده باشم
وقتی در تاریکی قدم می زنم
وقتی که او مرا
و گلدان ها کنار پنجره را
از یاد برده است
زخم ها یم را نمی بندد
چشم هایش را می بندد
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یادت باشد گذر آدم ها در زندگی

باور داشتن عبور تجربه های تلخ و شیرینی ست

که تو را برای مقابله با بعد از خود آماده می کند . . .

پس غصه نخور !!

فقط اطرافیانت را بهتر بشناس

تا مبادا عمری بر باد رود . . .
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ابراهــیم
ابراهــیم نیستمـــ امـــــا
کودکـ ـ ـ ـ ـ ـ درونـ ـ ـ ـ ـم را قربــــــانیِ کــســی‌ کردمـــ
که ارزشـ ـ ـ ـ ش کـــ ـمتر از یـــک گوســفنــد بــود...
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
وقتی دنیایت را به اندازه یک نفر کوچک میشود
و یک نفر به اندازه خدا برایت بزرگ میشود
قمار سنگینی کرده ای
اگر برود دین و دنیایت را یکجا باخته ای...
 

ریحانه سعادت

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

D R E A M

کاربر بیش فعال
نیوتن اگر جاذبه را درست می فهمید ..

معشوقه اش از درخت متنفر نبود
و در دفتر خاطراتش نمی نوشت :
" اشک های من هم / به زمین می افتاد
اما تو سیب را ترجیح دادی ."


هومن شریفی
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
درد تنهایی کشیدن
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفید
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی…!
و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام…
تو هر چه میخواهی‌ مرا بخوان
دیوانه
خود خواه
بی‌ احساس
نمیــــــــفروشــــــــــ م​..!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن!

به رفتن که فکر می کنی

اتفاقی می افتد که منصرف می شوی…

میخواهی بمانی،

رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی!

این بلاتکلیفی خودش جهنـــــــــــــــم است..
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
ایستاده ام در انتهای راه ،
و ورق می زنم تقویم زندگی ام را ..
سپید،سپید،سپید ..
بی هیچ اتفاق عاشقانه ای !
غرورم نگذاشت ..
هر سال كه می گذرد
تنها تنهایی ام تكرار می شود
در آیینه تمام قد زندگی
بهار هم كه بیاید
گلی نخواهد روئید
در گلدان شكسته احساسم
بعد از تو
هیچ آغوشی علاج دردهایم نبود ..

{ رضا جوکار }
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
همدیگر را می پوسانند سیب های یک جعبه

آدم های این زمین
..

{ علیرضا روشن }
 
بالا