معماری با مصالحی از جنس دل

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
نمی دانم
چرا امشب واژه هایم
خیس شده اند . . .
مثل ِ آسمانی که امشب
می بارد …
و اینک باران
بر لبه ی ِ پنجره ی ِ احساسم
می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد …
تا شاید از لحظه های ِ
دلتنگی
گذر کنم…
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سـکـــــــه ی زنـدگـیم

شـیـــــــر نـدارد امــــــــا

هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا

بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را

دوســــــــــــــــــــــــت دارمـــــ ...!

 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در کوچه های احساسم
پرسه نزن
به خانه ات برگرد
خورشید می خواهد غروب کند
آن باغی که به دنبالشی
دیر زمانی ست که به یغما رفت.
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
نیمه شب است...اتاق تاریک...

تخت خوابم...بالشتم خیس...
وبازمنم که از درد دلتنگی....

مچاله میشوم در زیر پتو....

تمام استخوان هایم تیر می کشیند
ترک کردن یاد تو از ترک اعتیاد هم بدتر است....
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در فكر يك پروازم ...
راحت و آسوده ...
بي هيچ هراسي ...
هراس ماندن در كنار آدمكهاي چوبي، بيش از پرواز در آغوش مرگ است ...
ماندنم را چه سود؟...
رفتنم را تضميني نيست. تصميمم بايد به 100 درصد برسد اما ... حلاليت ...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتی نیست نباید اشک بریزی...
باید بگذاری بغض ها
روی هم جمع شوند...
و جمع شوند...
تا کوتاه شوند
تا سخت شوند...
همین ها تو را میسازد..
سنگت میکند...
درست مثل خودش ...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتـــی هنــوز فراموشش نکردی..........فقط داری سعی میکنی با سرگرم کردن خودت و خنده های ظاهری تظاهر کنی و سعی کنی دیگه یادت نیاریش..اما یهو یه جا با دیدنش ....با شنیدن صداش.....یه تشابه اسمی مسخره .....یه کامنت قدیمی !

اه......... لعنت به همه اینها که باعث میشه زخم های قدیمی سرباز کنه و داغ دلـتو تازه کنه .... اون وقته که میفهمی شیش ، هفت ماه تلاش برا فراموشیش بی فایده بوده و هنوزم دوسش داری....
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمیدانم چه بر سرِ من و این خیابان ها آمده ، که هر جایی میخواهم بروم ، به کوچه ی خاطراتمان میرسد !!

" چشم هایم خشک شدند " و من نمیدانستم تاریخ انقضاء شان ،فقط چند ماه است پس از رفتنت !!

دیگه بخاطرش گریه نمیکنم......یعنی امیدوارم
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
روز شمـاری سخت است ... وقـتی ندانی این روز شـماری روز آخری هم دآرد یآ نــه ...

روز آخـری کـه در تـقـــویم خآطـرت نوشـتـه بآشـد "روزی که او برگشت" ...



پایان :

نمیشه .... نقطه ی پیوند احساس و منطقم = مرگــــــــــــــ
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
رفاقت را باید ازگرگ بیاموزم ....!



با همنوعان خود شکارمیکندخو میگیرد و زندگی میکند ولی ....!!
موقع خواب یک چشم خود رابازمیگذارد ....!!

گویی گرگ معمای رفاقت را خوب درک کرده ...

 

A.8

عضو جدید
کاربر ممتاز
تنهایی خوبه.میدونی چرا چون قضاوت نمیشی
چون سکوت تحویلت نمیدن
چون خودت میدونیو خودت
چون التماس نمیکنی تا حرف بزنه
چون..
بیخیال تمام این چونو چراها.
آدم صبوری هسم ولی علت این همه صبوری رو هم خودم نمیدونم چیه.
نمیدونم اینجا جاش بود اینا رو بنویسم یا نه.اگه نمیگفتم دق میکردم
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]از همان روزهای دلگیرِ پراز آرزو[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]از همان روزهایی که حتی در میان جمع[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]احساس غربت و تنهایی میکنی[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]و دلت تنها حضور یک نفر را میخواهد[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]کسی که رویاهایت را با او میبافی[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]کسی که با نگاهت تو را بفهمد ، کنارت بنشیند و عطر وجودش[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]آرامش[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]را در رگهایت جاری کند و بگوید[/FONT][FONT=&quot] :[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]نترس[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]تا ته خط کنارتم حتی اگر[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]تقدیر[/FONT][FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]نخواهد[/FONT][FONT=&quot] ...[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]بدون اما و اگر و شاید[/FONT][FONT=&quot] .[/FONT][FONT=&quot]اما یکدفعه یکی بیاید سراغت و بگوید تمام تنهائیهایش دروغ بوده دروغ[/FONT][FONT=&quot]..[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 
بالا