معماری با مصالحی از جنس دل

puyan khan

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خیلیییییییییییییییی بدهههههههههههه خیلییییییییییییییییی
كاش مى شد وقتى داري از تنهايى دق ميكني ،
دق كنى، ولى دل به كسى كه دلش گيره نبندى ...
اين دردش از همه ى دردا بدتره كه يه روز بفهمى كسي كه دل به دلش دادى دلش جايى گيره....
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گفته بودی :

یا تو یا هیچکس!!!!

ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم

که این روزها هیچکس هم برای خودش کسیست

…کسی حتی مهم تر از من ........
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بگو قطار بایستد
بگو در ماه ترین ایستگاه زمین بماند
بماند سوت بکشد ، بماند دیر برود
بماند سوت بکشد ، برود
دور شود
بگو قطار بایستد

دارم آرزو می کنم
می خواهم از همین بین راه
از همین جای هیچ کس نیست
کمی از کناره ی دنیا راه بروم

از جاده های تنها
که مردان بسیاری را گم کرد
مردانی که در محرم ترین ساعات عشق گریستند
و صدایشان در هیچ قلبی نپیچید

می خواهم سوت
بزنم ، بمانم
زود بروم ، سوت بزنم ، دور شوم
کمی از این همه صندلی های پر دود
کمی از این همه چشم و عینک های سیاه

می خواهم کمی دورتر از شما سوت بزنم
می خواهم در ماه ترین ایستگاه زمین

در محرم ترین ساعات ماه
گریه کنم

می خواهم کمی دورتر از شما
کمی نزدیک
تر به ماه
بمیرم

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ایـن روزهــا

عجیـب دلـم بـچگـی مـی خواهـد …


/خستـه ام/


فـقط یـک قـلم لطـفاً …


می خواهـم خـودم را خط خـطی کنـم !



 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فـصـل امـتـحـانات ...

مــن جـز مـرور رنگ چشـــمــانت ........

و خـط کشـیــدن زیــر دلتنگــی هــایم ...

هــیــچ درســـی نـدارم....!!
 

Gelveh

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
تو را هوای شهریور کلافه می کند، من را هوای تو.....
ببین خیال تو با من چه می کند......
تا سرماخوردگی به هوای خیالت گرم است،تمام روزهای سال شهریور است...
 

Gelveh

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
عطرها بیرحم ترین عناصر زمین هستن
بی آنکه بخواهی.....

می بردنت تاقعر خاطراتی که
برای فراموششان تا پای غرورت جنگیدی.....
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست ،
آنقدر به خاطره ضربدرهای جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم
که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی …

 

jhigol

عضو جدید
باز باران با ترانه می خورد بر بام خانه...خانه ام کو؟خانه ات کو؟آن دل دیوانه ات کو؟؟؟
روزهای کودکی کو؟فصل خوب سادگی کو؟یادت آید روز باران؟گردش یک روز دیرین...
پس چه شد؟!دیگر کجا رفت؟!خاطرات خوب وشیرین
باز باران، بی ترانه،بی هوای عاشقانه،بی نوای عارفانه،در سکوت ظالمانه،خسته از مکر زمانه،غافل از حتی رفاقت،حاله ای از عشق و نفرت،
اشکهایی طبق عادت،قطره هایی بیطراوت،روی دوش آدمیت،می خورد بر بام خانه...
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری
که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر
فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود
دلش آغوش گرم میخواهد . . .
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دوباره پاییز…
اما نه ((فصل خزان)) زرد!
دوباره پاییز…
اما نه فصل اندوه و درد!
دوباره پاییز…
فصل زیبای سادگی…
دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی!
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقت خریدن لباس های پاییزی دقت کنید :
لباس هایی با جیبهای بزرگ به اندازه ی دو دست !
شاید همین پاییز عاشق شُدید . . .
 

jhigol

عضو جدید
سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترک‌خورده‌ایم

اگر داغ دل بود، ما دیده‌ایم
اگر خون دل بود، ما خورده‌ایم
 

jhigol

عضو جدید
پاییز برگشته
حتما برگی افتادنش را فراموش کرده بود
آن قدر ها مهربان هست
به خاطر یکی هم از سفر باز گردد[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif][/FONT][FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif][/FONT]
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اين شهر صداي پاي مردميست
هم چنان كه تو را مي بوسند درذهن خود طناب دار تو رامي بافند
مردمي كه صادقانه دروغ مي گويند و خالصانه به تو خيانت مي كنند
در اين شهر هر چه تنهاتر باشي
پيروزتري
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فراموش مکن تا باران نباشد رنگين کمان نيست تا تلخي نباشد شيريني نيست و گاهي همين دشواري هاست که از ما انساني نيرومند تر و شايسته تر مي سازد خواهي ديد ، آ ري خورشيد بار ديگر درخشيدن آغاز مي کند
 

S&M R

عضو جدید
کاربر ممتاز


فـــصــل هــای زنــدگـــی ام را به هــم ریختـــه ای...
آنـــگونه نـــــــــــــــه...
ایـــــنـــگونــــه فصـــل ها را بــه هــــم بــریـــز...
تــــعادل زمــــــــــین و فصــــول را...
یـــــــــک فصـــــــــلم کـــــــن...
برگــــــرد و بمـــــــان...
تــــا بـــــــــــهار...
تنـــــــها فصــــل زندگــــــــی ام باشـــــد.. نـــــــه پایـــــیــــــز♥♥
 

S&M R

عضو جدید
کاربر ممتاز
پاییـــــــــــــــز ها

تمام خاطرات زیبا
تمام رویاهای شیرین
با بوی عطر تو
در مقابل افکارم خودنمایی میکنند
میرقصند
کف میزنند
به رخ میکشند

نبودنت را….
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آدم وقـتي يـه حـس تکرار نشدني رو
با يکي تجـربه مـيکـنه ..
ديگه اون حــس رو با کـس ديگه اي
نـميـتونه تـجـربه کـنه !
بـعـضي حــس هـا ..
خــاص و نــاب هـسـتـنـد ..
مـثـل بــعـضـي آدم هـا ..!
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فهمیده‌ام که نفرت هم مثل دیگر احساسات
مثل عشق ، قیمت دارد
تنفر را هم نباید خرج هر کسی کرد . . .
من فقط با شیری که جلوم نعره بکشه
میجنگم…
نه سگی که پشت سرم واق واق کنه .
مرا در گورستان سگها دفن کنید
تا دمی در کنار باوفایان باشم…!
(دکتر شریعتی)
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
از این سرزمین بروید
ما هرگز دخترانمان را زنده به گور نکرده بودیم..
این شما بودید که با لهجه ی شمشیر میخواندید
و زنان به چشمتان
کنیزکانی در مدار مطبخ و بستر بودند.

چگونه هر روز
به کف دست هایی که قاتل زیبایی اند
خیره میمانید
و کودکانتان را نوازش میکنید
با آنها؟

دست هایی که آرایش زنان را
با اسید از صورتشان پاک میکنند
تا کشوری بی چهره بسازند

از این سرزمین بروید!
ما قرن هاست در اقیانوس اسید زندگی میکنیم
کاسه ی اسیدتان از نیزه ی "چنگیز"
و قداره ی "اسکندر" خطرناکتر نیستند
دوباره از خاکستر خود به دنیا می آییم
و زن های زیبای دیگری در این سرزمین هستند
که با گیسوی رها در یادشان پرچم بسازند...


شعر :یغما گلرویی
 
بالا