گفتگوهای تنهایی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
با آرامش

کنارم بنشین


من چشم های خواب آلودم


محتاج لب هایت می شود


برای شب بخیرهایت......
 

معمار فرناز

عضو جدید
گفتگوهای تنهایی

تمام زندگي ام دست و پا زدن زير مته دندانپزشكي بود.
بخاطر شيريني بوسه اي در خواب
چراهيچكس تكانم نمي دهد..
از اين بيداري تلخ بي هنگام#ليلاكردبچه
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز


بہ سلامتے


همہ‌ے اونایے ڪه


حالشون خوب نيست


ولے مےخندن ڪه


حال بقیہ گرفتہ نشه
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
❤️
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
از وقتی تصاحبش کرده ای

موهایم را از ته تراشیده ام
و فکر میکنم زشترین زن دنیا شده ام
و تو موهایت را روی شانه هایت میریزی
و فکر میکنی برایش زیباترین زن دنیا شده ای

غافل از آنکه مردی که موهای تو را
مثل سیم تلفن دور انگشتش می پیچد

و نگاهش به نقطه ای در دور دست ها

خیره می ماند

در خیالش به من زنگ می زند
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
مرا بشنوی یا نه
مرا جستجو کنی‌ یا نکنی‌
من مرد خـــــداحــافظــی همیشــگی‌ نیستم
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من برای تنها نبودن
آدمهای زیادی دورو برم دارم !!!
آن چیزی که ندارم:
کسی برای با هم بودن است..!!!
 

مولتی متر

عضو جدید
[QUتاچیOTE=♥@SH!M♥;8460686]عقاب همیشه تنهاست
ولی لاشخورها همیشه با هم هستن:D[/QUOTE]
من وتو اینجا تو این تاپیک با هم هستیم لاشخوریم :w02:
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﻏﺮﻕ ﺗﺮﺩﺩ ﺟﺎﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ، ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺭﻓﯿﻘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﺭﺳﺎﻧﺪﻡ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﺧﻮﺩ ﻣاندﻡ ﻭ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺧﻮﺩ …
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در جوخه های اعدام پس از شنیدن فرمان "آتش " سربازی زودتر از همه شلیک میکند سربازی دیرتر وديگر سربازها، درمیان این دو قسم به مکث،، به اختلاف زمانی میان دو شلیک ما همه سربازيم آن که زودتر ماشه میچکاند جلاد آن که دیرتر شلیک میکند عاشق و مابقی مٱموریم گاهی اما یکی اسلحه اش را به سمت دهانی نشانه می رود که فرمان آتش داده است اوست که تنهاست..... حسن_آذری
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
كوچه ها را بلد شدم
خیابان ها را..
رنگ ها را..
جدول ضرب را..
و دیگر در هیچ راهی
گم نمیشوم،
اما
هنوز میان آدمها
گم میشوم!

مــــــــــــــــــــن آدمهــــــــــــــــا را
بلــــــــــــــــــد نیســـــــــــــــــــــتم...
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سخت است صبح بشود....
صبح را حس نکنی!

سخت است گرمای بی دریغ آفتاب
بر پیکر لحظه های بودنت بتابد...
گرم نشوی!

سخت است دوست نداشته باشی...
طلوع صبح فردا را...
امروز را...
که با لبخندی مهربان
به استقبال زندگی ات آمده است...

سخت است که مجبوری
هرروز نمیری!
سخت است که مجبوری
هرروز زندگی کنی!
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Similar threads

بالا