گفتگوهای تنهایی

وضعیت
موضوع بسته شده است.

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
ای که چون زمستانی
و من دوست دارمت
دستت را از من مگیر
برای بالا پوش پشمین‌‌ات
از بازی‌‌های کودکانه‌ام مترس
همیشه آرزو داشته‌ام
روی برف، شعر بنویسم
روی برف، عاشق شوم
و دریابم که عاشق
چگونه با آتشِ برف می‌سوزد!

#نزار_قبانی
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اگر بخواهم تو را توصیف کنم
خواهم گفت
تو موسیقی برخورد باران بر تن پنجره ای !
همانقدر ساده ولی ناب...

حمید کاظمی تبار
 

lilium.y

عضو جدید
کاربر ممتاز
یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!

مثل آتش زیر خاکستر می ماند...

حساب از دستم در رفته...

چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم....؟؟
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ببار باران کمي آرام...
که پاييز هم صدايم شد که دلتنگي و تنهايي رفيق با وفايم شد
ببار باران بزن بر شيشه ى قلبم.... بکوب اين شيشه را بشکن که درد کمتري دارداگر با دست تو باشد
ببار باران که تا اوج نخفتن ها مدام باريدم از يادش
ببار باران جماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ي سبز وفا را بي صدا خوردن
ولي باران ، تو با من بي وفايي، توهم تا خانه ي همسايه مي باري و تا من ميشوي يک ابر تو خالي
ببار باران... که تنهاى تنهايم ...
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
میدانی؟
هیچ کس،
هیچ چیز را
واقعا فراموش نمی کند...
فقط آدم ها
یک وقت هایی
از به یادآوردن خسته می شوند .
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هرکس در دنیا کســـــی را دارد ، لیلی مجنون را
شیرین فرهـــــاد را
پدرم مــــــــــــادرم را
تو عشـــــق جدیدت را
من •••
مـــــن تنـــــهایی را•••
:que:
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عادت کرده ام ؛
به طعم قهوه
به آدمهای پشت پنجره ی کافه
دست هایی که می روند
آدم هایی که نمی مانند
به تو
که روبرویم نشسته ای
قهوه ات را به هم می زنی
می نوشی
می روی
یکی به آدم های پشت پنجره ی کافه اضافه می شود…
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زندگی پانتومیم است
حرف دلت را به زبان بیاوری
باختی...!

سالوادور دالی
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
??????
هرشب
به تو شب بخیر میگویم و تظاهر میکنم.
سرباز برنگشته ی جنگی هستی
که هنوز تمام نشده!
که دوستم داری .
که جیب سمت چپ سینه ات
عکس کوچکم را بغل کرده است.
بعد باور هایم را میگذارم زیر بالشم
غلت میزنم تا گریه هایم را نشنوی.
به كسي نگو مخاطب شعر های غمگین من تویی!
شرم دارم زنی بفهمد
مرا در آغوش گرفته ای و عاشقم نشدی .

اهورا فروزان
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
باید یک نفر بنشیند
دست بگذارد روی شانه ات
از ته دل بگوید
چه مرگت است دیوانه جان؟
بعد سفت بغلش کنی و
تمامِ خوب نبودن هایت از چشم هایت بزند بیرون

مریم قهرمانلو
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
آدم وقتی دلش می گیرد
باید گوشی را بردارد
کف اتاق دراز بکشد
شماره فرد مورد نظر را بگیرد
بدون سلام و علیک
بگوید
کمی با من حرف بزن
هیچ حالم خوب نیست


اما هیچکس نیست هیچکس هیچکس........
 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
حال من خوب است
و چه آرامشی در آغوش تنهایی
دیگر از هیچ نداشتن ها نمیترسم
حالا چه کسی میتواند از من بگیرد
چیزهایی را که ندارم؟!..

▫️امیر_وجود
 

mansourblogfa

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یار بیگانه نوازم شرح عشق جانگدازم
قصه ای از سوز وسازم باتو می گویم امشب


تا که چشمم را گشودم شمع شب های تو بودم
شعله زد بر تار و پودم آه جانسوزم بر لب


تو ندانی که چه کردی به من و دل من به خدا
چه غمت از من بی دل تو کجا من خسته کجا


رهگذاره بی نصیبی بی قراری بی شکیبی
تا سحر گه ناله سر کرده نیمه شب ها در سیاهی
بی نصیبی بی پناهی از سر کویَت گذر کرده..
 

mansourblogfa

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سراب رد پای تو

سراب رد پای تو




سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد


کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد ؟

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم

که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی




تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی

تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم

صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر می بینم

یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم

واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم



سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد

کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد ؟

کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم

که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم

تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی

تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی
 

toghrol1

کاربر بیش فعال
ای ماه شب دریا ای خاطره ی زیبا... ای در دل ما مانده جای نفست بر جا
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنهایی

زنی است در انتهای شب

تنهایی

تندیس سرباز گمنام است

در میدان خالی

تنهایی

صدایی بی صورت است

بر مغناطیس فضا

تنهایی خاطره ای گمشده

میان غریبه هاست

تنهایی

قوچ غمگینی است

که از نژادش

شاخ هایی بر دیوار مسافر خانه ها

باقی است
 

mansourblogfa

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بی تو تنها ترینم

بی تو تنها ترینم



نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم


هم خود را و هم تو را آزار میدهم

هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی




آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “هیچ” یعنی “پوچ”
خدایا هیچ وقت رهـــایم نکن . . .





 

ایلین1366

عضو جدید
کاربر ممتاز
منم اونی که یه تنه سر توباهمه در افتاد
منم اونی که یه شب حالا دیگه میبریش از یاد
منم اونی که تو دلش ،عاشقی قدقنه
اونی که رفتو و دلتو پس داد
منم اونی که دیگه میتونه نخواد تورو از فردا
منم اون دیونه ای که یه سر وهزار تا سودا

اره لاف زدی فقط
دیگه حرفشو نزن ،نبودی اصلا مال این حرفا
ب سرم زده دیگه بکنم ازتو
بزنم زیر هرچی که هستو
نمیخوام جلوی راهتو سد شم
بیخیال بزار ادم بد شم


دیگه بیخیال چشمای تو

بیخیال بزار ادم بدشم
منم مثل تو سرد ومریضم
هردوعکست هست رومیزم

دیگه توگوشم نگو عزیزم
ب سرم زده بکنم ازتو
تو بیافتی نمیتونی پاشی
توبهتره خاطره باشی
تو گفتی ادمش هستی

یه دفعه چشماتو بستی وقلب منو شکستی
منم اونی که جلوی همه ارزوهاش ،تورو ترجیح داد
تویی اونی که جلوی همه زدی سرم فریاد
دیگه بدم اومده از عشق
دیگه تورو نمیخوام

دیگه دس بردار
حال روزه امو ببین
دور وبرم پر از ته سیگار
تو بهم زدی طعنه ،حالا نوبت منه

حالا نوبت منه ،ولی تو انگار شدی طلبکار
به سرم زده دیگه بکنم از تو
نمیخوام چلوی راهت سد شم
به سرم زده دیگه بکنم از تو
تو بیافتی نمیتونی پاشی
توبهتره خاطره باشی
یهو چشماتو بستی
وقلب منو شکستی

اهنگ ب سرم زدی پازل باند عاشق این اهنگم;)
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.

Similar threads

بالا