معماری با مصالحی از جنس دل

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همین که تو می دانی
“دوستت دارم”
کافیست …
بگذار
خفه کند خودش را
دنیـا
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زیبا چشمون من ...
زمان
چه بی معنا می شود
وقتی نگاهم به نگاهت گره می خورد
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حکایت رفاقت من با تو ... حکایت قهوه ای است که امروز به یاد تو تلخ تلخ نوشیدم ...

که با هر جرعه اش بسیار اندیشیدم ... این طعم را دوست دارم یا نه ... و آنقدر گیر

کردم بین دوست داشتن یا نداشتن ... که انتظار تمام شدنش را نداشتم ... و تمام که شد


... فهمیدم باز هم قهوه میخواهم ... حتی تلخ تلخ !!

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمیدانم...
دل من نازک است یا چشمان تو تیز...!
هرگاه نگاه به تو میدوزم...
بند دلم پاره میشود....!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همــه مــي‌گــوينــد: چــه مهــربــان اســت ايــن مــرد!
و کســي نمــي‌دانــد
لبخنــد تــوســت روي لــب‌هــایــم،
وقتــي آن‌ســوي دريــاهــا،
يــادم مــي‌کنــي . . .
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

لـَعنـَـت بـﮧ کسایــے کـﮧ ...

آَבم بـآیـב یــﮧ "تـــُو" בاشتــﮧ بـاشـــﮧ

کـﮧ هـر وقـت اَز هـمــﮧ چــے פֿــستـِــﮧ פּَ نـا اُمیـב بـوב

بـهـش بــِگـــﮧ :

مـهـم اینـــﮧ ڪِـﮧ تــُو هـستـے

بیـخیـال ِ בُنـیـا . . .

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کنارت که هســـــــــــــــتم
عمیــــــق تر نفـــــــــس می کشم
هوای با هم بودنمان را می بلعـــــــــــــم
و مبـــــتلا تر می شوم ...
كنارم بمان اگر می خواهی زنده بمانم♥
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پـــــــــــــــرواز را دوســــت دارم

وقتـــــے از ارتفاعــــات لبانــــــت

به عمــــق آغوشـــت سقـــوط میکنــــم

چـــه سقــــوط دلنشینــــے


راستــــے

میدانستــــے پــــــــــــــرواز را تـــو یـــادم دادے

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

[FONT=_MRT_Khodkar]همه ماهر شده اند[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]یک نفر هزاران نفر را[/FONT] ,
[FONT=_MRT_Khodkar]با هم دوست دارد[/FONT] ...!
[FONT=_MRT_Khodkar]اما من[/FONT] !
[FONT=_MRT_Khodkar]ناشیانه به یک نفر[/FONT] ,
[FONT=_MRT_Khodkar]دل میبندم[/FONT]...
[FONT=_MRT_Khodkar]هزاران بار[/FONT]!!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دنبال تو گشتم
بعد از مدت ها رسیدم به خودم !
تمام وجودت مرا فرا گرفته
من ، تو شده ام . تو ، نیست
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=_MRT_Khodkar]ﺩ[/FONT][FONT=_MRT_Khodkar]ل[/FONT][FONT=_MRT_Khodkar]م ﺑﺎﻟﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﺎﺩ خنک ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ[/FONT] ... [FONT=_MRT_Khodkar]
یک ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺑﺰﺭگ ﻗﻬﻮﻩ[/FONT] ...

[FONT=_MRT_Khodkar]یک ﺟﺮﻋﻪ ﺗﻮ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]یک ﺟﺮﻋﻪ ﻣﻦ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﺑﯽ ﮐﻼﻡ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ !... ؟[/FONT]
[FONT=_MRT_Khodkar]ﺩﻟﻢ ﯾﮏ " ﻣﻦ " ﻣﯽ ﺧﻮﺍهد ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﯾﮏ " ﺗﻮ " ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
[/FONT]
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چه زيباست بخاطر تو زيستن
و براي
تو ماندن
و به پاي
تو بودن

چه
زيباست
ثانيه ها را با
تو نفس کشيدن
زندگي را براي
تو خواستن

چه زيباست
عاشقانه ها را براي تو سرودن
چه
زيباست بيقراري براي لحظه ي آمدنت
براي با
تو بودن و با تو ماندن
براي با هم
يکي شدن...

 

A.8

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=_MRT_Khodkar]ﺩ[/FONT][FONT=_MRT_Khodkar]ل[/FONT][FONT=_MRT_Khodkar]م ﺑﺎﻟﮑﻨﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﮐﻤﯽ ﺑﺎﺩ خنک ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ[/FONT] ... [FONT=_MRT_Khodkar]
یک ﻓﻨﺠﺎﻥ ﺑﺰﺭگ ﻗﻬﻮﻩ[/FONT] ...

[FONT=_MRT_Khodkar]یک ﺟﺮﻋﻪ ﺗﻮ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]یک ﺟﺮﻋﻪ ﻣﻦ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﺳﮑﻮﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮔﺮﻩ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﺑﯽ ﮐﻼﻡ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ !... ؟[/FONT]
[FONT=_MRT_Khodkar]ﺩﻟﻢ ﯾﮏ " ﻣﻦ " ﻣﯽ ﺧﻮﺍهد ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ[/FONT] ...
[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﯾﮏ " ﺗﻮ " ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ
[/FONT]

[FONT=_MRT_Khodkar]ﻭ ﯾﮏ " ﺗﻮ " ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ.....
[/FONT]
[FONT=_MRT_Khodkar]حیف....[/FONT]
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...!

مکـــث میکنـــــم ...!
انگـــــار در " زیباییـــ ــت " چیـــــزی را ,
جـــــا گذاشتـــــه ام !
مثلــــــــــا"...
در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش ♥

در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی ♥
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

با تو می فهمم
در اعماق زمستان،

تابستانی بی شکست
در من نشسته است !




 

MEHRNOOSH.D

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کسایی هستن ک هیچوقت هیشکی نمیتونه جاشونو بگیره...ولی میرن...چون فک میکنن با بقیه شادتری...میرن و تو خورد میشی...باشه برو..ب سلامت.....
 

A.8

عضو جدید
کاربر ممتاز
معماری بلد نیسم چه برسه از جنس دل باشه...
ولی ی چیزایی هست که تو دلم جاشه.ی چیزایی که نه میشه به زبون آورد..
نه میشه نوشت...
نه میشه گفتشون...
فقط هر دفه میکوبه این دلو.....
هر دفه تموم بودو نبودمو زیرو رو میکنه....
 

Elham*92

کاربر بیش فعال
هیــچ چیز دلنشیـטּ تر از ایـטּ نیستـــ کہ :

مدام نامتـــ را صدا بزنم...


با یک علامتـــ سؤال"؟"


و "تــ♥ـو" با حوصلہ جوابـــ بدهے...


جـــــاטּ دلـــــم!؟

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عاشقانه ترین گفت و گوی دنیا♥ :
تو : درد نداری ؟
من (با خنده) : نه دیوونه !
تو : ای بابا .. فک کردم گونه هات درد می کنه !
من (با تعجب) : چرا همچین فکری کردی؟
تو : آخه خیلی وقته بوسشون نکردم !
من (مملوء لذت) : پیشونی ام درد کنه قبوله ؟
و بعد ...
تو و بوسه ی شیرینت و آرامش




 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


دفترم لبریز شده از احساسات
روز و شب شکر میکنم او را که تو را به من داد
عطر شعری که به عشقت نوشته ام فضای اتاقم را پیچیده
فکر کنم آسمان دیشب آخرین حرفم به تو ،را شنیده
که اینگونه ستاره باران کرده احساسات مرا ،
فدای آن کسی شوم که به این حال و روز انداخته مرا
فدای تو ، عزیزم نگفتی من بیشتر دوستت دارم یا تو؟
گفتی تو مرا بیشتر دوست داری ،
پس هنوز مانده تا باور کنی یک دیوانه را در قلبت داری
از دلتنگی تو ،اشک میریزد آرام آرام این دلم ،
خیالی نیست ، عاشقی دیگر همین است گلم
تو باش ، این اشکهایم فدای تو ، بی قراریها ، انتظار و سختی هایم به عشق یک لحظه در آغوش گرفتن تو
به عشق یک لحظه دیدنت میگذرانم سالها را ، کسی چه میداند احساس درون قلب ما را ، کسی چه میداند عشق ما چیست ، یا آن عاشقی که از عشق میمیرد هیچکس جز من و تو نیست!
هوا ، همان هواییست که تو دوست داری ، دلتنگی دیگر معنا ندارد وقتی که همدیگر را در قلب هم داریم
آن گلی که آورده بودی برایم ، روبروی من است ، در کنار پنجره اتاقم
من که هر روز تو را میبینم کنار پنجره اتاقم
گل من ایستاده است در مقابل چشمانم
عطر تو عاشقانه پیچیده اینجا
احساس آرامش میکنم وقتی تو را میبینم ، تو در کنارمی ، در کنار پنجره، همینجا

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تو نبودی و من با عشق نا آشنا بودم....



تو نبودی و در نهان جانه دلم جایت خالی بود.......


تو نبودی و باز به تو وفادار بودم........


تو نبودی و جز تو هیچ کس را به حریم قلبم راه ندادم......

و تو آمدی.از دوردستها......


از سرزمین عشق......

تو مرا با عشق آشنا کردی.....

با تو تا عرش دوست داشتن سفر کردم........


تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختی..........

با تو کامل شدم.......


با تو بزرگ شدم......

با تو الفبای عشق را اموختم.......

ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......

به تو و کلبه عاشمان بالیدم.......


تو نیمه گمشده ام شدی........

حال که اینچنین شیفته توام باش تا در کنارت آرامش بیابم....

حتی برای لحظه ای از من جدا نشو......

بدون تو دستم سرد است........

بدون تو آغوشم تهی و لبریز درد است......

به حرمت عشقمان...

به حرمت لحظات زیبایمان..........

مرو که بی تو من هیچم.......

بمان با من.....

بدان که تا ابد نام تو بر قلبم حک شده........

بدان که عشقمان همیشه پاک خواهد ماند.............

به وفایم ایمان داشته باش...............

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مــــے گــُــویـَـنــد ســـــآدِه ام،،

مـــے گـُــویــَـنـــد تــُــومَــــرا بآ
یــِک جُمـــــلـــﮧ
یـِــک لَبـــــخـنـــد،،،
بـِـــﮧ بــازےمیـــــگیــــرے ... ... ...
مــــــے گـُــــوینــــد تـَــرفنــد هـــآیت، شِـــیطنـــتهــــآیت
و دروغ هآیـــت را نمــــے فَهمَــــم ... !!
مــــــے گویند ســــآده ام
اما تــــُـوایــטּرا باوَر نَکـُـטּ
مـــَـــــטּ فـــــقــــــط دوســـتـــَــت دارم،
هَمیـــــــــטּ!!!!
و آنــــها ایــــטּ را نِمـــــــے فـَـــهمنــــد

 

zahra.71

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خداحافظی یعنی
در را باز کنی
و چنان کم شوی از این هیاهو
که شک کنند به چشم هایشان
به خاطره هایشان
به عقلشان
و سوال برشان دارد
که به خوابی دیده اند تو را تنها!؟
یا توی سکانسی از فیلمی فراموش شده!؟
 
بالا