معماری با مصالحی از جنس دل

"ALIREZA & M"

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عشق در لحظه پديد می آيد. دوست داشتن در امتداد زمان. و اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است.
 

"ALIREZA & M"

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=Calibri, sans-serif]در جلسه امتحانِ عشق
من مانده‌ام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود!
در این سکوت بغض‌آلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم!
وقت تمام است.
برگه‌ها بالا
..[/FONT]
 

imah

عضو جدید
کاربر ممتاز
هر انسانی عطری خاص دارد !
گاهی ...
برخی ؛ عجیب بوی خدا می دهند ...

مثل " مادر "
 

imah

عضو جدید
کاربر ممتاز
من ماندم و ۱۶ جلد

لغت نامه که هیچ کدام از واژهایش

مترادف “دلتنگی” نمیشود…

کاش دهخدا میدانست دلتنگی معنا ندارد!!

درد دارد...
 

imah

عضو جدید
کاربر ممتاز
مدتهاست چهره ات را

عاشقانه در ذهنم نقاشی میكنم

كارم را خوب بلدم

هیـــــــــــــس

بین خودمان باشد

بدجور در كشیدن چشمانت گیر كرده ام!
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
صبر:

تو هدیه ی زیبای خدایی، ای صبر!

با هر دل خسته آشنایی،ای صبر!

گفتند همانکه غم دهد صبر دهد

غم آمده! پس تو کی میایی ای صبر؟!
 

imah

عضو جدید
کاربر ممتاز
گـــاهـی از فـکــر کـــردن به تــــو فــــرار مـی کنــم

مثــل رد کردن آهنـگی که خـیـلـی دوسـتــش دارم ...
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
من بهار دیگری را دوست می‌دارم
جای من خالی‌ست
جای من در میز ِ سوم، در کنار پنجره خالی‌ست
جای من در درس نقاشی
جای من در جمع کوکب‌ها
جای من در چشم‌های دختر خورشید
جای من در لحظه‌های ناب
جای من در نمره‌های بیست
جای من در زندگی خالی‌ست...
:(
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
معنای سکوت...

سکوت همیشه از روی رضایت نیست

گاهی نشانه اعتراض است

گاهی مودبانه خفه شدن است...

گاهی فداکاری و از خودگذشتگی است

و گاهی ازروی بی تفاوتی است
:(

و چقدر آزار دهنده است این آخری

 

imah

عضو جدید
کاربر ممتاز
ســــخـــت اســـت وقتـــي از شـــدت بـــغـــض
گـــلـــو درد بگـــيري
و هـــمـــه بگـــويـــند
لبـــاس گـــرم بـــپـــوش !
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
ﺧﺪﺍﯾﺎ...

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﻗﺎﻓﯿﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺷﻢ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﻢ
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ ...
ﻫﺮ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺩﻡ ﯾﮏ ﺳﺒﺪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﺎﻓﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ
ﭘﺲ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...
ﺯﯾﺮﺍ ﺗﻮ ﺧﺎﻟﻖ ﭼﺸﻢ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻣﺤﺒﺖ , ﺻﺒﻮﺭﯼ , ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﯼ
ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨﻢﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻡ
ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﯿﺜﺎﻕ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ...
:gol:
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن

وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !

او هماني است که در تار ترين لحظه شب،

راه نوراني اميد نشانم مي داد ...

او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ،

همه زندگي ام ، غرق شادي باشد ...

. ماه من ! غصه اگر هست ! بگو تا باشد !

معني خوشبختي ، بودن اندوه است ...!

 

قنبری پور

عضو جدید
کاربر ممتاز



در بدرقــــــه چشمان تو نميتوان غربت را فراموش كرد و

كوچــــــه سرارسر ميشود از وداعي عاشقانــــه...
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
به درد هم اگه خورديم قشنگ است

به شانه بار هم برديم قشنگ است

در اين دنيا كه پايانش مرگ است

براي هم اگه مرديم قشنگ است...
:gol:
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
در حضور خارها هم مي شود يک ياس بود
در هياهوي مترسک ها پر از احساس بود
دست در دست پرنده
بال در بال نسيم
ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
کاش مي شد حرفي از "کاش مي شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
من دلم می خواهد،بنویسم از عشق

قلمم باش و بگو

دل هر پاره ی کاغذ تنگ است

بنویس:

دل هر شیشه مه روی زمینی سنگ است

 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
هر کس که میگوید:
هیچ کس مرا دوست ندارد
منظورش همان کسی است که برایش همه کس است..!
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
سکوت اجباری...

سکوت اجباری...

سکوت...

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند!

اما من جلوی دهانش را میگیرم

وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد!

این روزها من خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام !

تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود...
:(:cry:
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
فيزيک بعدترها ثابت مي کند

در روزهاي باراني

جاي خالي آدم ها بزرگتر مي شود . . .
:(
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
می شمارم

دانه دانه باران را

در خیابانهای بی تـــو....

وقتی آوار می شود ،

جنونی که تازگی ندارد،،

بر ســـرم ...

خراب تر ازین نمی شوم ، این روزها ...

 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
بايد امشب بروم‌.

من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم

حرفي از جنس زمان نشنيدم‌.

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

و به سمتی بروم

سهراب سپهری
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
عــزیز دلم ....
چه تفاوتی میکنــد آنســوی دنیــا باشیم ؛
یا فقط چند کوچــه آن طرف تــر ؟!
پــای عشق که در میان باشد ،

دلتنگــی دمــــار ِ آدم را در مــی آورد ... !!!:(
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
مي پســـندم پايــيـز را

که معــافـم مي کنـــد از پنـهان کردن ِ دردي که در صـــدايم مي پيــچـد ُ

اشــکي که در نگاهـم مي چرخـد ؛

آخر هــمه مـي پنــدارن...

سـرمــا خــورده ام
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
ته تنهایی

خودم با خودم آشتی می کنم
خودم با خودم هی به هم می زنم
من اونقدر تنها شدم بعد تو
که با سایم اینجا قدم می زنم
بدون بهونه بدونه دلیل
برای خودم عطر و گل می خرم
مث آدم هایی که دیوونه ان
صدات می کنم اسمتو می برم

ته تنهایی همین جاست که میگن
این همون آخر دنیاست که میگن

خودم با خودم زندگی می کنم
خودم میگم و هی خودم می شنوم
دلم خیلی از دست دنیا پره
صدای تورو دیگه کم می شنوم
خودم با خودم درد و دل می کنم
تا از گریه، از غصه خوابم بره
می دونم نمی فهمی تو این اتاق
چقدر زندگی بی تو سخت می گذره
:(
 

نادین

عضو جدید
کاربر ممتاز
مـــن و دلتنــگی و جا مــاندن از این قــافــلـه هــا
درد دارد غـــم هـر روزه ی ایــن فـــاصـلــــــه هـا
مـن و تـکـرار شب و حســـرت و بغضی خامـوش
نـالـه هــم نـیـسـت در اندیشه ی ایــن حـنجره ها
هـــیـچ کـــس وســعت انـــدوه مـــرا درک نــکــرد
از پـــس خســــتـــگی مـــمــتــد ایـن پـــنـجـره هـا
چــه تــــوان کــرد کســی مـحــرم اســرار نــــبــود
غــصه دارد دل بــی طـاقـــت ایــــن غـــم زده هـــا
خـــــســتــه از هـــــر چـــــــه در آن رنـگ ریـاســــت
از تــو و مــــعــجزه ی هـر شــب ایــن ســاحـره هــا
در دلـم حـس غـــریبی ســت پر از وحشت و ترس
مثـل غــمــگـــینــی یـک شــهـر پــس از زلــزلـه هــا
من که رفــتم چـمـدانــم پــر حـسـرت شــده اســت
تـو بـمــــان بـا در و دیـــــــوار پـــر از خـــــاطـــره هــا
 
بالا