معماری با مصالحی از جنس دل

4fafa

عضو جدید
کاربر ممتاز
پریشان کن سر زلف سیاهت
شانه اش با من...

 

ترانه3

کاربر بیش فعال
از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصّه که از قصّه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت و دو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ، باز چون می آید؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته و غرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای شمع
کز صحبت تو ، بوی جنون می آید


(دکترعلی شریعتی)
 

ترانه3

کاربر بیش فعال
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم .
وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم .
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم .
وقتی او تمام کرد من شروع کردم .
وقتی او تمام شد من آغاز شدم .
و چه سخت است .
تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است ،
مثل تنها مردن !

((دکتر علی شریعتی))
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛

چون در هر بهار برايت گل مي فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هديه مي کند ..

به ياد داشته باش که پروردگار عالم با اين که مي تواند در هر جائي از دنيا باشد ،

قلــب تو را انتخاب کرده
و تنها اوست که هر وقت بخواهي چيزي بگوئي ، گوش مي کند .....

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد ؛


 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
چه پـــــر جـــــرأت و مغـــرور مـی شــود در بـرابــرت

کســـی که مـــی فهمــــــد
از تـــــــه دل دوسـتــــش داری .... !
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم میخوا به زمانی برگردم که...
کفشهام رو لنگه به لنگه میپوشیدم و همه با مهربونی بهم با مهربونی می اموختند که چطور کفش هایم را بپوشم
پس چرا حالا کسی دستم را نمیگیرد و زیستن را یادم نمیدهد
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
دلم گرفته است…

دلم عجیب گرفته است​

و هیچ چیز،

نه این دقایق خوش‌بو، که روی شاخه‌ی نارنج می‌شود

خاموش،

نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این

گل شب‌بوست،

نه، هیچ‌چیز مرا از هجوم خالی اطراف

نمی‌رهاند.

و فکر می‌کنم
این ترنم موزون حزن تا به ابد

شنیده خواهد شد…
 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ماه بالای سر آبادی است
اهل ابادی در خواب است
باغ همسایه چراغش روشن,
من چراغم خاموش.
یاد من باشد تنها هستم.
ماه بالای سر تنهایی است.

سهراب سپهری


 

$marziyeh67$

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مهربانی
را
وقتی دیدم که کودکی در دفتر نقاشی اش
خورشید را سیاه می کشید
تا
پدر کارگرش زیر آفتاب نسوزد....

 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز

بگذار هر چه نمی خواهند


بگوئیم


بگذار هر چه نمی خواهیم


بگویند



باران که بیاید


از دست چترها


کاری بر نمی آید

ما اتفاقی هستیم


که افتاده ایم
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
نه قانون میخواهد

نه بهانه...

نه حتی ...دلیل...

تــــــــــــــو باشی...

عاشــــــــــــقی تنها کار دنیاست که به دلــــــم خوش می اید

 
بالا