معماری با مصالحی از جنس دل

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


کفش ها چه عاشقانه هایی باهم دارند!
یکی که گم شود، دیگری محکوم به آوارگیست...
 

4fafa

عضو جدید
کاربر ممتاز
دل‌ات غَنج بزند . دل‌ات یک‌جور ِ خوبی شود . ازاین‌که کسی خودش را برای تو آراسته ‌کند . حسرت‌های تنهائی خیلی ساده لعنتی‌‌اند ...

 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مادرم میگفت:
به دیوار تکیه کن،
ولى به مردها ، نه ...!
که دیوار اگر پشتت را خالى کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولى اگر مردى رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند،
و زنى که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنى فاجعه...!
فاجعه زنیست که از دلداده گى ترسیده..!:surprised:
 

"زهرا"

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
گاهی رفتن بهانه می شود برای دلت
که سرکوب کنی هر آنچه هست
هر آنچه را که دوست میداری
که سرکوب کنی دوست داشتن را
عشق را
و تو چه میدانی
پشت هر بغض فرو خفته من
درد دوری و دلتنگی فریاد میکند...
و تو را می خواند..
و تو را می خواند.
تو را!
"زهرا "
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شکوفه می دهد
درخت تنهایی های من
شاخه های خشکیده اش
یادگار زخم هایی کهنه است
که از کوران نامردی ها برجای مانده
با بوسه هایت آبیاری کن این سرو شکیبا را
بگذار میوه های این درخت طعم محبت بدهند

 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

من باختم به خود...
باختم به آدم های فرشته نما...
باختم به شاهزاده های شهر قلبهای سنگی...
و حال ...
در گوشه اتاقم ...
تنها...
حماقت هایم را میشمارم !!!
و آرام این جمله زاده میشود:
سنگ باش تا سنگ سار نشوی...!
 

4fafa

عضو جدید
کاربر ممتاز
هنوز هم
هر کجا که ظلمت از وحشت ِواژه زاده می‌شود
کافی‌ست رخسار ِآرام تو را به یاد آورم
راه روشن خواهد شد
آرامش به خانه باز خواهد گشت
و کلمات به یاری‌ام می‌آیند...


سیدعلی صالحی
 

tara75

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺑﺰﻥ ﮐﻪ
ﺑﺎ ﺟﻐﺮﺍﻓﯿﺎﯼ ﮐﻠﻤﺎﺗﺖ ﺁﺷﻨﺎﺳﺖ
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ
ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﻣﯽﺷﻮﯼ
ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﺑﺖ ﮐﻨﺪ
ﺁﺭﺍﻡ ...
ﺁﺭﺍﻡ ...
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﯾﻌﻨﯽ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺖ ﺟﺎﯾﯽ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧد

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻔﺘﻪ تـــو را بفهمد...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[h=1]شمعدانی شمعدانی است
[/h]
روي آينه‌ي اتاق خواب
نوشته بودي
من اگر نبودم شمعداني را آب بدهيد


فریاد می‌کشید
شمعدانی اسم رمز کیست
شمعدانی به کجا وابسته است


می‌گفتی
شمعدانی آب می‌خواهد
هیچ رمزی نیست
گیاهی که در سرما گل می‌دهد
شمعدانی شمعدانی است


سارا محمدی اردهالی
 

4fafa

عضو جدید
کاربر ممتاز
"هنوز
پنجره باز است
تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و
شمعدانی ها
به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند..."

فریدون مشیری

 

4fafa

عضو جدید
کاربر ممتاز
دل کندن از اون همه عشقی که داشتم منو به جایی رسونده که حالا مینونم تو چشای یکی دیگه
زل بزنم و بگم :عاشقمی...،
خوب به درک:razz:

;)
و آیکون خندیدن (ب درک ) ولی در فکر فرو ر فته ی همزمان ...(این ک چی ب سر من اومده ...سر من؟؟؟؟)
 
بالا