معماری با مصالحی از جنس دل

muhammad-k

کاربر بیش فعال
.

.

آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد
 

muhammad-k

کاربر بیش فعال
.

.

می‌روم ، اما نمی‌پرسم ز خویشره کجا ؟ منزل کجا ؟ مقصود چیست ؟بوسه می‌بخشم ولی خود غافلمکاین دل دیوانه را معبود کیست . . .​
 

muhammad-k

کاربر بیش فعال
1

1




مــــی گــــویــنــد
ســـــاده ام
..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک
نــگــاه
..

یـــک
لبـــــخـنـــد
...

بــه
بــازی
میـــــگیــــری ..!

مــــــی گـــــوینــــد
تـــرفنــدهـــایت
،
شـــیطنـــت هــــایت
..

و
دروغ هایـــت
را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند
ســــاده ام
..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط
دوســـتـــــت دارم
...

همیـــــــــن!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد ..!!
 

muhammad-k

کاربر بیش فعال
.

.

آفتاب که میتابد ، پرنده که میخواند و نسیم که می وزد ،
با خودم میگویم حتما حال تو خوب است که جهان این همه زیباست
 

muhammad-k

کاربر بیش فعال
.

.

[FONT=verdana,tahoma,arial,helvetica,sans-serif]
[/FONT]​
به دنبال ِ همراه ِ "اوّل" نیستم !


این روزها اول ِ راه ، همه همراهند....


باید به دنبال ِ همراه ِ "آخر" گشت ...
 

muhammad-k

کاربر بیش فعال
..

..

قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
خداحافظ . . .
 

muhammad-k

کاربر بیش فعال
.

.

نگفته بودم! پیش از خدا حافظی
حافظه ی باران را مرور کنی؟و از میان تمام رویاهایش
سلام ها را به خاطر آوری؟
نگفته بودم! واژه ها مقدس اند
احساس می شوند، می ترسند، می ترسانند
وحادثــــــــــــــه هیچ وقت خبرت نمی کند؟!
حالا رفته ای و من
در کوچه های قهوه ای کویری
که سواد خواندن ابرها را ندارد
تشنه ی قطره ای سلامم
تا بار دیگر سبز شوم
 

natanaeal

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز



پروردگارم؛

مهربان من


از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی ...

در هراس دم می زنم

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

"تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی"

"کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم"

دردم ، درد "بی کسی" بود ...

د.ع.ش
 
آخرین ویرایش:

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
با ترس نمی گویم
من به تو مدیونم
من الفبای دوست داشتن را درست نمی دانستم
من بهانه ی تو را در تنهایی ها به خاطره های باد سپردم
این ندای بی مهری را کسی برایت معنی نکرد
می دانم که آفات عشق
سکوت در واژه گانی است که به دستم رقم می خورد
ای کاش می گفتی :
که الفبای دوست داشتن تنها حضور توست
می خواهم بمیرم !
نگو که نمی توانی
این خواستن توانستن نیست ، آرزوست .
و امشب چقدر تاریک است
نه مهتابی، نه ستاره ای، و نه نور چشمهایت
هیچ یک را نمیبینم،
تنها آسمان تیره شده ی
آرزوهایم را می بینم
که ابرهایش بغض کرده اند
اما حتی شانه ای از درخت خشکیده ای
برای بارش نمی یابند
میترسم از روزی که بی هوا
هوای دلم طوفانی شود
از طوفانش هراسی ندارم
اما با بی پناهی چه کنم،
نه چمنی، نه سبزه زاری،
که بر آن بغض فرو خفته ام ار جاری کنم،
بیا....
شانهایت را برای گریه کردن دوست دارم...
 
  • Like
واکنش ها: A.8

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
file:///C:/Users/KIAN/Downloads/%CB%99%C2%B7%D9%A0%E2%80%A2%E2%97%8F%E2%99%A5%20%20%20%D8%AF%D9%84%D9%85%20%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87%20%20%20%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%85%20%20%20%E2%99%A5%E2%97%8F%E2%80%A2%D9%A0%C2%B7%CB%99_files/23732630935835718028.jpg
 
  • Like
واکنش ها: A.8

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
” سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “
چـه جمـلـه ای !پــــُر از کـلیـشه …
پـــُـر از تـهـوع …
جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :
” ســرد اسـت “…
یـخ نمـی کنـی …
حـس نـمی کنـی …
کـه مـن
بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه
چـه سرمایـی را گـذرانـدم …
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هــِـي روزگــار
مَن بـه دَرَکــ
خــودَت خــَـســتــه نــَـشـُـدي
از ديــدَن تــَصـويــرِ تــِکـراريــه دَرد کــِـشـيـدنِ مــَـن
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کسی رو انتخاب کن که طوری بهت نگاه می کنه انگار یه معجزه ای!

فریدا کالو




 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تا می خواهم از تو دل بکنم

صبر می آید !

چقدر این عطسه های

" پاییزی "

را دوست دارم ...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
برای دوست داشتنت



محتاج دیدنت نیستم ...



اگر چه نگاهت آرامم می کند



محتاج سخن گفتن با تو نیستم ...



اگر چه صدایت دلم را می لرزاند



دوست دارم بدانی



حتی اگر کنارم نباشی ...



باز هم ، نگاهت می کنم ...



صدایت را می شنوم....



همیشه با منی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آرام دوستت خواهم داشت



طوری که



حتی خودت هم



از این عشق بویی نبری ..!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دیشب



خوابی دیدم



کسی شبیه تو را ...



اما ...



مرا دوست داشت !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خدا " تو " را که می آفرید


حواسش


پرت آرزو های من بود !


شدی همان آرزوی من ...!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کاش می شد ...


تمام داستان های دنیا را


از دهان تو بشنوم !


تمام عاشقانه های دنیا را


تو برایم تکرار کنی !


اصلا هر چه تو بگویی زیباست !


می دانی


کاش می توانستم


با تمام وجود


صدایت را در آغوش بگیرم !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
می توانم تو را " مال خودم " صدا کنم ؟


آن وقت


من اسمم را فراموش میکنم


و تو هم می توانی مرا


" مال خودم " صدا کنی !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای ...


که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم


حالا حق میدهی


در شعرهایم


به همین سادگی بگویم


" دوستت دارم " ؟
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمی دانم شب ها


من شاعر می شوم


و تو را غزل باران می کنم


یا تو بهانه می شوی


و من


غزل غزل می بارم ؟!
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اونـــقــَـــدری کــــهـ تـــــو ایـــرآن شــــآخ هــَــســت
تـــــو دنــیـــآ گــــآو نــیــســت {!}
کــَـــســـی کــــهـ بـــآ یـــهـ عــَـــکـــس عــــآشــِـــق بـــِـــشـــهـ
مـــِـــثـــهـ کـــَـــســـی مــیـــمــونـــهـ کـــهـ بـــآ دلــِـــســتـــِـــر مــَـــســـتــــ بـــِـــشـــهـ !
پـــَــــس وقـــتــــی دوســـتــــی هــــآ در حـــَـــدهـ { وایـــبـــِــــرهـ }
نــِـــگــَـــرآن نــَـــبـــآش کــــهــ ...
واااااااااااااای بـــــِــــــرهـ !
 
  • Like
واکنش ها: A.8

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همیشه هم قافیه بوده اند، “ســ ـ ـیب” و “فریـ ـ ـب”!

همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالـــا هم با هم میگوییم

سیــــــــ ــب

و دوربین های عکاسی را فریب میدهیمـــ

تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مصنوعی…
 
بالا