معماری با مصالحی از جنس دل

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
اینایی که تو پارک تنها یه گوشه میشینن و هندزفری تو گووششونه...
اینایی که تو خیابون همیشه سرشونو پایین میندازن و راه میرن...
اینایی که تو تاکسی همیشه خودشونو میچسبوونن به در، که کناریشون معذب نباشه ...
اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه ...
اینااااا ... ایناااااااا ....
اینااااااااا رو خیـــــــــــــــــــلی مواظبشون باشین ، اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن
قبلاً یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته ...!!!
ا
 

MaRaL.arch

کاربر فعال تالار مهندسی معماری ,
کاربر ممتاز
اینایی که تو پارک تنها یه گوشه میشینن و هندزفری تو گووششونه...
اینایی که تو خیابون همیشه سرشونو پایین میندازن و راه میرن...
اینایی که تو تاکسی همیشه خودشونو میچسبوونن به در، که کناریشون معذب نباشه ...
اینایی که دلشون واسه هیشکی تنگ نمیشه ...
اینااااا ... ایناااااااا ....
اینااااااااا رو خیـــــــــــــــــــلی مواظبشون باشین ، اینا هیچی واسه از دست دادن ندارن
قبلاً یه نفر هر چی داشتن رو ازشون گرفته ...!!!
ا

منو میگه ها........!!!!!!!! : )
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یه سری پسرا هستن تیپ های سنگین خاصی میزنن...
قهوه رو بدون شیر و شکر میخورن ...
تلخ تلخ!
پسرایی که شبا ساعت 1 نصفه شب یه اهنگ خاص رو 100بار گوش میدن..
همونایی که تنهایی کافه رستوران میرن...
تنهایی قدم میزنن...
تنهایی میرن قهوه خونه و یه قلیون سنگین رو تا آخر میکشن...
از دور که نگاشون میکنی ابروهاشون گره خورده توهم...
ولی وقتی نزدیک میری باهاشون حرف بزنی با آرامش خاصی باهات حرف میزنن...
توی جمع با لبخند رو لبشون میرن تو فکر و داغون میشن...
اما این پسرا یه زمانی خیلی شاد بودن...
با صدای بلند میخندیدن چشم چرونی میکردن و خیلی شیطنت های دیگ...
تا اینکه یه"دختر"اومد تو زندگیشون و عاشق شدن...
دختری که زندگیشونو عوض کرد و بی دلیل تنهاشون گذاشت و رفت...
خلاصه از اون روز خیلی عجیب و خاص شدن...
این پسرا از دور خیلی جذابن ولی وقتی وارد زندگیشون بشی...
وقتی بهشون بگی دوست دارم غصه رو تو چشاشون میبینی...
انتظار نداشته باش بگن منم دوست دارم!!
این پسرا دیگ برای قراراشون شور و هیجان ندارن.
مکالمه تلفنشون کمتر از 1 دقیقه میشه
این پسرا دیگه سخت اعتماد میکنن...
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شب شد...یه عده کنار عشقشونن
یه عده هم دارن با گوشی با عشقشون میحرفن
یه عده دارن با عشقشون چت میکنن...یه عده هم اس ام اس میدن
منم پتومو سرم می کشم...بغضمو قورت میدم
چشامو میبندم و میگم : به درکــــــــ که نیستـــــــی شب شد...یه عده کنار عشقشونن
یه عده هم دارن با گوشی با عشقشون میحرفن
یه عده دارن با عشقشون چت میکنن...یه عده هم اس ام اس میدن
منم پتومو سرم می کشم...بغضمو قورت میدم
چشامو میبندم و میگم : به درکــــــــ که نیستـــــــی
 

بهار00

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شب شد...یه عده کنار عشقشونن
یه عده هم دارن با گوشی با عشقشون میحرفن
یه عده دارن با عشقشون چت میکنن...یه عده هم اس ام اس میدن
منم پتومو سرم می کشم...بغضمو قورت میدم
چشامو میبندم و میگم : به درکــــــــ که نیستـــــــی شب شد...یه عده کنار عشقشونن
یه عده هم دارن با گوشی با عشقشون میحرفن
یه عده دارن با عشقشون چت میکنن...یه عده هم اس ام اس میدن
منم پتومو سرم می کشم...بغضمو قورت میدم
چشامو میبندم و میگم : به درکــــــــ که نیستـــــــی


241.gif241.gif241.gif
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
میگفت پات وایمیستم حرف من حرفه....
رفت.. راست میگفت حرفش فقط حرف بود.....
با چشم های خیس ار اشک دنبال قبرم مبگشت...
درحالی که فراموش کرده بود روز جدایی به من گفت: برو گورتم گم کن....

 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آنقدر دلم را شکسته اند
که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است

چندیست تابلو زده ام
کارگران مشغول کارند، آهسته برانید
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چه خوش خیال بودم که همیشه فکرمی کردم


درقلبش محکوم ب حبس ابدهستم
جاخوردم وقتی زندان بان به یکباره برسرم فریادزد.............
هی توازادی وبعدآن صدای گامهایی غریبه ای به سلول می آمدشنیده میشد!!!
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گرخیانت نکردم فکرنکن نمیتونستم اتفاقا خیلی هادوروبرم بودن
اگربردمت بالا فکرنکن چیزی بودی میخواستم هم قدخودم بشی
اگر تگ پربودم فکرنکن پریدن بلدنبودم فقط میخواستم باتو بپرم
اگردلمو فقط به تودادم فکرنکن توعالی بودی دلم راضی نمیشد
اگرواسه دیدنت لحظه شماری میکردم فکرنکن خیلی شاخ بودی
به دلم که تنگ بود احترام میذاشتم
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نه صدایش نارک میکرد.........
نه دستاش آردی بود.....
ازکجابایدبه گرگ بودنش شک میکردم
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کودکی گل فروش باصدای عاجزانه التماسم کرد.......
گل بخر....
گفتم: برای کی...!؟
گفت :برای هدیه دادن به عشقت.....
گفتم:اگرعشقم به عشقش هدیه دادچی؟!
لحظه ای سکوت کرد وگفت:گل هایم فرو شی نیست.....
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
انسان در حال گریه کردن به دنیا می آید
و وقتی به اندازه کافی گریه کرد
از دنیا می رود.
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در فنجان خالی میشومشبیه عابران خستهمرا قورت میدهی و منراه قلبت را پیش میگیرمدر قهوه ای کهبه رگهایت جاری است!
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
معلمم گفت : زندگی را تعریف کن
گفتم..زندگی تعریف کردنی نیست
ناراحت شد و نمره ام را صفر داد
سالها بعد که او را دیدم که پیر شده بود و عصا به دست راه می رفت
جلو رفتم و گفتم : زندگی را تعریف کن،ارام خندید و گفت نمره ات بیست
زندگی را باید زیست!!!…
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی
و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پرم از بغض!
بغض هایی که نمیشکند....
بغض هاییکه همانند جلادی گردنم را گرفته اند...!
و میخواهند من را خفه کنند....
پرم از بغض های بی رحم......
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یه روز خوب میادکه...........
گوشه ی عکسم یه خط مشکی میکشن منم توعکس بهتون لبخندمیزنم
شایدلبخندم اشکتون رودربیاره شایدم بگین آخیش شرش کم شد
امابدونید اون روز رویای منه من اون روز واقعا ازته دل خوشحالم
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کودک!!!
کفش هایم را نپوش
تلاش تو برای بزرگ شدن غمگینم می کند...
کوچک بمان!
من در بزرگ شدنم دردهایی دیدم
که کوچک کرد بزرگ شدنم را.
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پاییز که شد؛


به جُرمِ کم کاری اخراجش کردند؛


رُفتگری که عاشق شده بود؛


و برگ ها را قدم می زد و جارو نمی کرد ...
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من باختم...
به خودم باختم!!!
به تصویرغلط از آدمای فرشته نما باختم...
حالاکه حماقتامو میشمارم...آروم...آروم...
این جمله تو ذهنم طنین انداز میشه....
"سنگ باش...تاسنگسار نشی"
 

Gelveh

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
خیانت تلخ ترین قسمت یک زندگی عاشقانه اس...
جاییکه با قلبی شکسته و وحشتناکترین دردها متوجه میشی...
با تمام وجودت.....
زیباترین داشته ات (عشق) را به بی لیاقت ترین شخص دادی....
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بعضی ها هستن وقتی به ما میرسن با کلی اعتماد به نفس میگن “من با بقیه فرق دارم و مثل همه نیستم”، بعد معلوم میشه تنها فرقشون اینه که از بقیه خیلی بدترن!!!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مرسی که هستی


و هستی را رنگ می‌‌آمیزی


هیچ چیز از تو نمی‌خواهم


فقط باش


فقط بخند


فقط راه برو...


نه،


راه نرو


می‌ترسم پلک بزنم


دیگر نباشی
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
صُبــح
آفتــابـــ گَــــردانےرادیـــدَم
کهــ بهــ خــــورشیدمےگُفتــــ
مَــن فَقَطــ بَــراےتــومےخَنــدم
شَبـــ
هَمــان آفتـــابـــ گَـــردان بهـــ مَهتـــابـــ مےخَنــدید
دِلَـــم بَــــراےخــــوش بــاورےخـــورشیدســـوختـــــ
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ما همان آدمهایی هستیم که به راحتی دیگران را ترک میکنیم
اما وقتی کسی ترکمان میکند
جوری که انگار دنیا به آخر رسیده باشد
بغض گلویمان را خفه می کند ...
 
بالا