معماری با مصالحی از جنس دل

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده
با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت
و به خونه بر می گشت...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نسلـی هستــیـم ،
که روزهــا میخــوابیــم..
و شبــهـا بیـــــداریـــم !
چــون..
تــاریـکی شب ، بـــرامــون..
قــابــل تحمـّـل تــر از “تـــاریــکی” روزهــامــونــه
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حَرف هآیی هَستند

کـﮧ نبآشند بهتر اَست ...

مَن پُـر اَز همین حرف هآیم

کسی هَم برآی

خوردنشان نیست

حتی تُو ...

__________________
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کــــــــاش آدم . . هیــــــــچوقــت نفهــــمــه . . یـــــه حـــرفایــــــی دروغ بـــــــــوده!




 

A.8

عضو جدید
کاربر ممتاز
ی وقتایی هر کاری میکنی تا بتونی جبران کنی...حتی اگه مقصر تو نباشی
میخوای دوباره زنده بشه همه چیز
تموم دوست دارمها
تموم با تو بودنها
تموم جمله و کلمه های خوبو بدو قشنگو کنایه آمیز.همه اونایی که باهاشون خندیدی یا شایدم ازشون شاکی شدی.تموم حرفایی که میگفت...
الان در چه حالی؟؟؟
صبت بخیر نازنینم...
شبت بخیر همه کسم....
.
.
.

میخوای تموم کنی این تنهایی لعنتی رو
صداش میکنی تا شاید ی جوابی بشنوی
تا بتونی دوباره پلی بزنی واسه داشتنش...

ولی....
اون همه چیو از یاد برده
.
.
همه چیو
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنهایی ام را کســی شریک نیست

مطمــــئن باش

دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ

به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد...

شایـــد کــه تنهایی هایم

از تنهایی دق کنــــد..!!!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یادم میاد بچه که بودم

بعضی وقت ها یواشکی بابامو نگاه می کردیم
که ساعت ها با دست مشغول جمع کردن
آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود
من حسابی به این کارش می خندیدم
چون می گفتم ما که هم جارو داریم هم جارو برقی.
چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم
یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم.....!

 

shabnam111

عضو جدید
کاربر ممتاز
دوستت دارم هایت را پس میدهم
بر دلم سنگینی می کند این همه دروغ...
 

shabnam111

عضو جدید
کاربر ممتاز
عاشق شدن نسبت به هر چیزی ، مثل ساعت شنی میمونه ...!
هم زمان که قلب رو پر میکنه ، مغز رو خالی میکنه ...!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خوابید بدون شب بخیر

شاید میدانست بی او هیچ ساعتی از زندگیم خیر نیست . . .
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همه چیزها در دو صورت با ارزش می شوند :

۱ – قبل از داشتن

۲ – بعد از از دست دادن
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست

موزه ی درد معاصر است . . .
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاه سکوت یک دوست معجزه میکنه ، و تو می آموزی که همیشه ، بودن در فریاد نیست .
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست

که هم آرومم میکنه هم داغون !
 

♥milad♥

عضو جدید
کاربر ممتاز
رو پاکت سیگار نوشته بود
"سیگار برای شما واطرآفیانتان زیان آور است"
تو دلم گفتم :تو یه نفر اطراف من پیدا کن
قول میدم
به خاطر اونم که شده سیگارو ترک کنم...!
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
اجازه آقا
من تازه آمده ام
هنوز نمی دانم روی کدام نیمکت بنشینم
توی کدام کتاب دنبال ردپای صداقت بگردم!
من جا مانده ام در اولین برگ
در اولین سطر"ای نام تو بهترین سرآغاز"
شعر عاشقی هیچ حفظ نکرده بودم
یک بار سالها دور، از رو خوانده بودم
که پر از غلط های املایی بود
نتیجه اش یک صفر بزرگ
اجازه آقا
من دوباره آمدم
تا مهربانی دلم را با زندگی جمع بزنم
ضرب در بی نهایت
با دلهای شما تقسیم کنم
من آمده ام
تا یک مثنوی بلند عاشقانه را
برای این کلاس از حفظ بخوانم
فرصتی دوباره می خواهم
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پشت این چشم ها
ابرها درگیرند
و من
کنار خنده هایت می مانم
در این دقایق دلتنگی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ایـن گلــویـم را هـر از گــاهــی بــایـد ..
بتــراشمـ تــا بـرای دلتنگـی هــایــ تــازه جــا بــاز شـود ..
دلتنگــی هــایـی کــه مـی تــواننـد
آدمـ را خفــه کننــد
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
فصل عوض می‌شود
جای آلو را
خرمالو می‌گیرد
جای دلتنگی را
دلتنگی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ساز دلت که کوک نباشد …
فرقی نمی کند کجا باشی !
سرزمین مادری ؛ یا خانه پدری
هر دو یک رنگ دارد،
رنگ دلتنگی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حــوصــله ام بـــرفــی سـت !
بــا یـک عــالــمه قنـــدیـــل ِ دلتـــنگی ،
از گــوشـه ی دلــــم آویـــــزان !
آهــــای !
کـــافــی ســت کمــی “هــا” کنــید ،
تـــا کــه “آب” شــــوم !
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
خوشبختي ما در سه جمله است ، تجربه از ديروز ، استفاده از امروز و اميد به فردا... ولي ما با سه جمله ديگر زندگی مان را تباه مي کنيم ، حسرت ديروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا ... دكتر علی شریعتی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بعـد ِ هــر طــوفــانــ آسمـــان هـــای صـــاف و روشـن مـی آیـند
آیـــا تــو هـمـ بعــد از دل ِ تنــگ مــن مــی آئــی ؟
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کاش دفتر خاطراتم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سرِ دلتنگی
به رویش دست میکشیدم
تو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دل هایم برایت تنگ شده اند …
آخر تو که نمی دانی ، برای فراموش کردنت دو دل شده ام !
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
لباس هایم که تنگ می شد می بخشیدم
دل تنگم را حالا ، چه کسی می خواهد ؟!
می خــــواهــــی….؟!
 
بالا