ceaselife
عضو جدید
من آن گلبرگ غمگینم تو را در خواب می بینم
برایت تاجی از ماه آورم
با توری از مهتاب
عروس قصه های ناب
می روی و می خرامی
دریا و صحرا
دامنت را می کشانی
گل نشسته هر کجا
جای قدم های تو را
میدوی در باد
می گریزی
رقص گیسوهای شب رنگت در نور
مستم می کند
آه بانو بانو
لحظه ای درنگ کن
بر تن خسته ی مردی تنها
رحم کن رحم کن
برایت تاجی از ماه آورم
با توری از مهتاب
عروس قصه های ناب
می روی و می خرامی
دریا و صحرا
دامنت را می کشانی
گل نشسته هر کجا
جای قدم های تو را
میدوی در باد
می گریزی
رقص گیسوهای شب رنگت در نور
مستم می کند
آه بانو بانو
لحظه ای درنگ کن
بر تن خسته ی مردی تنها
رحم کن رحم کن
