مرا میان احساسات تبدارت رها کردی
من اشکهایت را خریدم
و لبخندهایم را مجانی تقدیمت کردم
خودم را نردبان کردم
تا تو آرام باشی
روحت شاد باشد
تو خوب شدی ...
بهتر از همیشه...
میگفتی حس پرواز داری
اما من ...
من ...
حقم فقط یک تشکر خشک و خالی نبود بی مروت
من نابود شدم تا تو پرواز کردن را بیاموزی
من تمنای پرواز ندارم
اما نمیخواهم هر روز روی ویلچر غفلت هایم بغض را زمزمه کنم
فقط به من بگو
چگونه برخیزم
...
من اشکهایت را خریدم
و لبخندهایم را مجانی تقدیمت کردم
خودم را نردبان کردم
تا تو آرام باشی
روحت شاد باشد
تو خوب شدی ...
بهتر از همیشه...
میگفتی حس پرواز داری
اما من ...
من ...
حقم فقط یک تشکر خشک و خالی نبود بی مروت
من نابود شدم تا تو پرواز کردن را بیاموزی
من تمنای پرواز ندارم
اما نمیخواهم هر روز روی ویلچر غفلت هایم بغض را زمزمه کنم
فقط به من بگو
چگونه برخیزم
...