نتایح جستجو

  1. mahdi271

    یغما گلرویی...

    قصه ی سگ با گربه گربه خانوم ! سلام علیک ! قصه نویس تو منم منم که با ترانه هام این سگا رو پس می زنم گربه خانوم ! سلام علیک ! پشت و پناه من تویی تو سفر همیشگی مقصد راه من تویی گربه خانوم ! گریه نکن ! من تا سحر کنارتم عمریه تو خزون سرد منتظر بهارتم ای سگ هار گربه کش ! تو کوچه ها زوزه...
  2. mahdi271

    یغما گلرویی...

    فرصت اگه فرصت داده بودی ، با تو رد می شدم از درد چشمای خیس ترانه ، گریه رو دوره نمی کرد اگه فرصت داده بودی ، می رسیدم به رسیدن با تو عشق دیگه یی داشت ، طعم آواز رو چشیدن اگه فرصت داده بودی ، سیب قصه مال ما بود مونده بودم اگه قلبت با ترانه پا به پا بود هنوزم عاشقتم نشون به اون...
  3. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بی بی بارونی خواننده : امیر کریمی آلبوم : جوونی عاشقم کن تا بتونم نبض تقویم رو بگیرم عاشقم کن تا بتونم واسه زندگی بمیرم عاشقم کن تا ستاره به لباس شب بدوزیم توی شعله های خورشید ، مثل پروانه بسوزیم عاشقم کن ! عاشقم کن ! عشقه که چاره ی کاره پا بذار رو خط جاده، تو چشات صد تا سواره بی...
  4. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مشق آفتابی ای! آقای عاشق جنگ ! گل نمی ترسه از تفنگ ! بدون که شیشه ی صدا ،‌نمی شکنه به حرف سنگ گنبد سرزمین من ، چراغ جادو نمی خواد دشت همیشه سبز ما هراس آهو نمی خواد شیر بزرگ ایا جا نمی گیره تو قفس اون به قفس تن نمی ده تا اوج آخرین نفس خط زدن ستاره ها کار تو بود دیو سیاه تو خط...
  5. mahdi271

    یغما گلرویی...

    جشن گریه دل این عاشق خسته باز کبابه گل من تو رو داشتن واسه اون مثل سرابه گل من عشق تو ابر پر از بارون و آبه گل من شعرای من همه از دوری و غم قصه می گن حرف تو حرفای خوب تو کتابه گل من وقتی از عاشقی و چشمای تو حرف می زنم همه ی حرفای من یه شعر نابه گل من می خوام امشب توی جشن گریه...
  6. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آواز فراری دخترک ! من رو قایم کن توی غربت نگاهت دخترک ! از پا میفتم بی حضور تکیه گاهت دخترک ! من رو قایم کس پس پشت این ترانه میون حروف سرخ واژه های عاشقانه دخترک ! من رو قایم کن پشت پرده های رؤیا توی این کویر مرده ، دلت رو بزن به دریا اسم شب نگاهت رو ،اینه دار ! به من بگو بی تو به...
  7. mahdi271

    یغما گلرویی...

    برپا ! مدرسمون یادم میاد ، دیوارای بلندی داشت اما من رو حتی یه بار توی خودش نگه نداشت دلم مث یه بادبادک از روی دیوار می پرید فراش پیرمدرسه به گرد من نمی رسید فردا ولی ناظممون ، بغضم رو می شکس تو گلو دستای من می موندن و ترکه ی خیس آلبالو خطای خون مردگی رو رو کف دستام می کشید صدای...
  8. mahdi271

    یغما گلرویی...

    جیرجیرک مورچه ها شب تا سحر کار می کنن دونه رو تو لونه انبار می کنن جیرجیرک ها می خونن تا دم صبح با صداشون شب رو بیدار می کنن صداشون کفر شب رو درمیاره شب بد پنبه تو گوشاش می ذاره اون رفیق مورچه های سکته صدای جیرجیرک رو دوس نداره سر تو بدزد ستاره ! آسمون صاعقه باره ! این سکوت...
  9. mahdi271

    یغما گلرویی...

    گریه نکن ! گریه نکن ! عزیز من ! حالا که گریه زوریه حالا که تنها چاره مون دل دل و صبوریه تکیه بده به این صدا ، غصه نخور که فاصله بین نگاه من و تو هزار تا سال نوریه گریه نکن ! اینه ساز ! خسته نشو از این حضور از این حضور بی صدا ، از این حضور سوت و کور خسته نشو ! خسته نشو ! نبض ستاره...
  10. mahdi271

    یغما گلرویی...

    سنگ ، کاغذ ، قیچی قیچی ! من رو قیچی نکن ! بذار که سنگ رو ببرم من پرم از ترانه ها کاغذ جنس پیرهنم قیچی! من رو قیچی نکن ! برگ برنده با منه من اگه بازی نکنم ، سنگه صدات رو می شکنه سنگ سیاه ! نعره نزن ! تو گوش من رجز نخون تا ته شب منتظره شروع نوبتت بمون ! حرف حساب تو چیه ؟ آسمونت چه...
  11. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مرد شرقی این منم ! یه مرد شرقی ، با یه عالمه ترانه یه ترانه خون خسته ، با نگاه عاشقانه این منم ! یه مرد شرقی ، یه برنده ، یه ستاره نبض ساز رو تو ترانه زنده می کنم دوباره اما تو اینه کی ام من ؟ یه ترانه ساز خسته که نبودن یه یاور ، همه جاده هاش بسته گفتی از حادثه بگذر برای به من...
  12. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آدم به آدم می رسه مرغک پر شکسته ام ، قوت بال من تویی شهر به شب نشسته ام ، ماه هلال من تویی تشنه و بی ترانه ام تو هرم دلسپردگی چشمه ی آب روشن پاک و زلال من تویی یه سال پیر و کهنه ام با هفته های بی تپش لحظه ی آسمونی تحویل سال من تویی می دونم چشمای تو یه روز به دادم می رسه کوه به کوه...
  13. mahdi271

    یغما گلرویی...

    سرنگ خالی زیر پل یه مرد لاغر ، رو زمین خیس نشسته کنار یه تل آتیش ، با چشای نیمه بسته اون کیه ؟ کسی که هرگز زندگی رو نشناخته همه ی ستاره هاش رو به شبای کهنه باخته اون کیه ؟ یه مرد خسته ، مرد غمگین تکیده کسی زیر پل این شهر گریه ی اون رو ندیده با فروش هر یه بسته تو خودش شکسته صد...
  14. mahdi271

    یغما گلرویی...

    عروس برون انگاری تو کوچه تون عروس برونه ، عسلک ! چشمای خیس منم مهمونتونه ، عسلک ! یه دم این پنجره رو رو به ترانه وا کنین تا صدام تنها واسه شما بخونه ، عسلک ! عسلک ! قاصدکم نشونیتون رو بلد ! پهلوون قلم رو چشم شما زمین زد ! این دل رو رد نکنین !خوب می دونم پیش شما توی درس عاشقی بزرگ...
  15. mahdi271

    یغما گلرویی...

    حنجره تو پنجره کن ! پیله شکسته اما شب پره توی خوابه تو گفتگوی دریا عطسه ی اضطرابه صبر اومده ترانه ! نزن رو دست آواز زخمت از حریم سینه ی من بیاغاز تو آسمون قصه اون پل رنگ به رنگ نیست چشمک این ستاره به چشم شب قشنگ نیست هرجای این ترانه یی حنجره ت رو پنجره کن تو این سکوت بی حیا شب رو...
  16. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بدل واژه ی بکره ی عشق ! با سکوتم آشنا باش شونه ی پاک ترانه ! تکیه گاه گریه ها باش واسه سوزوندن سایه چوب کبریت غزل کو ؟ پشتمون به خاک حیله س ، واسه این فن یه بدل کو ؟ دیدی تو زورخونه هامون زورا بیخودی هدر شد ؟ دیدی از خون سیاوش برگای شاهنامه تر شد ؟ قاب قصه ها ی کهنه ، لونه ی سی تا...
  17. mahdi271

    یغما گلرویی...

    نام و ننگ تشنه ترین ترانه ساز ، تو شهر سایه ها منم اما توی ترانه هام دریا رو فریادمی زنم بغض هزار تا حنجره تو سیم گیتار منه هر نفسم به این سکوت ، هزار تا خنجر می زنه ترانه ها زبانه زد ، در رو سکوت نارفیق ! خشک تر آتیشش می گیرن تو هرم شب سوز حریق ! ای روزگار سنگی ! ما نام و ننگ...
  18. mahdi271

    یغما گلرویی...

    کودکی خواننده : شهرام فرشید آلبوم : قشنگ روزگار من یادمه بادبادکامون یادمه خنده ی عروسکامون یادمه هنوزم یادم میاد تنگ غروب قصه ی سوار زین نقره کوب دستای حنایی مادربزرگ قصه ی رستم و دیو ، بره و گرگ عصای پدربزرگ باصفا چرخش ذغال قلیون تو هوا بهترین جایزه یک کلوچه بود همه ی...
  19. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آجرپز فرقون حک رو بردار ! هیشکی نمونه بیکار ! قانون اینجا اینه ، قبل خروسا بیدار ! باید همیشه دود کنه ، دودکش کوره پز خونه هر کسی کم کاری کنه ، اضافه کاری مهمونه آجرپز کوچیک ما ، هش تا خزون رو دیده بود جای گچ و تخته سیاه به خاک رس رسیده بود قالبای چهارتتایی تو دست اون ، جا نمی شد...
  20. mahdi271

    یغما گلرویی...

    قصه واسه خواب وقتی هستی همه دردام رو فراموش می کنم جای فانوس با یه فوت خورشید رو خاموش می کنم وقتی نیستی تک و تنها می شینم رو به خودم به صدای هق هقم تو اینه گوش می کنم تو کدوم حنجره موندی ای ترانه ی نجیب ؟ از کدوم قله رسیدی ؟ آشنایی یا غریب ؟ مثل بغضی واسه گریه ، مثل قصه واسه خواب...
بالا