نتایح جستجو

  1. mahdi271

    یغما گلرویی...

    نبض دهل کوب سکوت ترانه خون شب زده !‌ جای صدات کی لب زده ؟ کی از طلوع حنجره ت یه پل به عمق شب زده ؟ ترانه خون شب زده !‌ قل قل حنجره ت کجاس؟ فاصله فریاد می زنه : پس پل حنجره ت کجاس ؟ نبض دهل کوب سکوت ‚ صدات رو دزدیده هزیز جعبه ی جادوی سیاه ‚ تو رو پسندیده عزیز صدات رو نفروشی یه وقت به این...
  2. mahdi271

    یغما گلرویی...

    نامه فال اون دختر کولی تو خیابون یادته ؟ گفت دل شیشه ییم رو می شکنی آسون ‚ یادته؟ تو می گفتی که دروغه !‌ ما همیشه با همیم لحظه ی تلخ جدایی دلامون ‚ یادته ؟ حالا هی نامه ها رو به قاصدک ها می سپارم می نویسم که هنوزمثل قدیم دوست دارم قاصدک ها توی دست باد میرن یه جای دور من تو هر ترانه یی...
  3. mahdi271

    یغما گلرویی...

    زنده بگور بوی کافور میده دستم ‚ چقدر از ترانه دورم می زنه نبض نفس هام ‚ اما من زنده بگورم وقت غیبت نگاهت ‚ زندگی اینه ی مرگه گل نیلوفر رویا زیر رگبار تگرگه با تو دریای غرورم ‚ اما بی تو دریا تشنه س بی تو سینه ی سکوتم تشنه ی تیغه ی دشنه س هم طلوع و هم غروبی بدی اما خیلی خوبی واسه این زانو...
  4. mahdi271

    یغما گلرویی...

    غیر مجاز تو کی هستی که نگاهت مثه قصه پر رازه ؟ تو کی هستی که تو این شب نفس ت غیر مجازه ؟ تو کی هستی که با اسم ت پشت سایه ها می لرزه ؟ تو کی هستی که حضورت ‚ واسه من تنها نیازه ؟ با منی مثل خود من ! مثل تن ! مثل یه پیرهن اما بین دستای ما فاصله دور و درازه بذار از تو گر بگیرم !‌ بذار...
  5. mahdi271

    یغما گلرویی...

    کتاب ما بسته شده وقتی غزل سر می رسه حس می کنم کنارمی حس می کنم مثل قدیم ‚ عاشق بی قرارمی وقتی غزل سر می رسه ‚ حس می کنم تو با منی حس می کنم که اومدی طلسم من رو بشکنی اما تو اینجا نمیای قصه ی ما تموم شده تمام لحظه های تو به پای من حروم شده خوب می دونم خوب می دونم تو توی خوابم نمیای برای...
  6. mahdi271

    یغما گلرویی...

    قبیله ی بی مست مرا به نام صدا کن که از تو نام بگیرم که آخرین نفسم را من از تو وام بگیرم مرا به حادثه نسپار در این مدار شباشب که ماندگارترینم در این دمادم عقرب من به بیداری شب خندیدم راز هر اینه را پرسیدم با من از اوج صدا جاری باش من سحر خیز تر از خورشیدم مرا به نام صدا کن...
  7. mahdi271

    یغما گلرویی...

    جام نهان نما همنفسم ! همقفسم ! خسته تر از ترانه ام لال و کمین نشسته ی یک غزل شبانه ام کوچه نشین و پرسه گرد تا تپش دشنه و درد در صف اجباری این حراج تازیانه ام می روم و نمی رسم به اوج سقف بی ستون تیشه به ریشه می زنم ‚ تا دل فواره ی خون تیشه ی فرهادی من !‌ دل دل آزادی من بگو به قله میرسم...
  8. mahdi271

    یغما گلرویی...

    طلسم خواب تو رو دیدم ! تو رو دیدم توی پسکوچه ی خواب من سوار اسب ابلق تو پریزاد کتاب خونه مون یه قصر مرمر وسطش حوض بلور غول شب اسیر بطری ته اقیانوس دور دنیا مفتم نمی ارزه بدون طلسم خواب کاش من و تو قصه بودیم توی برگای کتاب توی خواب نگاه تو چه مهربونه خوب من واسه این دلم می خواد...
  9. mahdi271

    یغما گلرویی...

    گرگ و میش لابه لای استکان ها ‚ همیشه حرف ستاره س شب ما روز میشه اما روزمون شب دوباره س تو باید باشی و نیستی ‚ همپیاله ی همیشه بی تو روز و شب ندارم ‚ زندگیم تو گرگ و میشه تو اسیر قصه بودی زندگی برات قفس بود واسه تو دریا یه جرعه واسه من یه قطره بس بود حتی تو بازی رفتن تو جلوتری ستاره واسه...
  10. mahdi271

    یغما گلرویی...

    عروج بی علاج سقف اتاق پایینمیاد یا من دارم بالا میرم ؟ یه عمر منتظر بودم حالا میرم ! حالا میرم میگن که پشت این نفس یه باغ سبز خوشگله قصه رو باور می کنم اگرچه خیلی مشکله دلم خوش که تو باغ نشستی پای یک درخت منتظر منی هنوز دختر ناز تیره بخت دلم خوش که لااقل تنهاییمون مال همه خنده هامون بغل...
  11. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مشق تاریخ تاریخ رو که ورق زدم بغض هزارساله شکست از دل خاکستر من جرقه های تازه جست تاریخ رو که ورق زدم دیدم چه قدر شادی کمه دیدم بهشت سبز ما گاهی مثه جهنمه خط و نشون کوروش رو دیدم روی سینه ی سنگ مناره های جمجمه سلاخی تیمور لنگ سایه ی اسکندر و مرگ چنگیز و قوم سربدار دروازه های باز شهر ‚...
  12. mahdi271

    یغما گلرویی...

    چترم رو آتیش می زنم از عقربه جلوترم ‚ اما به تو نمی رسم از این پرنده ها سرم تنها به تو نمی رسم تنها تویی که اونور مرز نفسهای منی تنها تویی که دم به دم به هق هقم سر می زنی بذار که از تو بگذرم مثل شهاب از دل شب بذار که از تو پر شم مثل یه حوض لب به لب وقتی دل رو به زوال وقتی آرزو محال تو...
  13. mahdi271

    یغما گلرویی...

    سپر هراس من یه نفر بین دو اینه س که خودش رو دوس نداره دنبال یه اسم تازه س یه شکفتن دوباره یه نفر بین دو اینه س صورتش براش نقابه خنده هاش براش غریبه س غصه هاش صد تا کتابه نگاه کن ! طنین اینه نبض انعکاس من نیست پیرهن سرخ ترانه سپر هراس من نیست یه نفر بین دو اینه داره فریاد می زنه میگه...
  14. mahdi271

    یغما گلرویی...

    سرود های ناسرود زیبای خفته ی غزل !‌ عزیز تن داده به خواب از این ظلام بی زوال ‚ بر سر واژه ها بتاب بزن به سیم عربده در این طلوع غمزده که مه لقای قصه ها به خواب مانیامده بی تو دوباره با توام ! همیشه دور و همنفس بیا به سمت این ساز سپید ‚ رنگ سر انگشت تو کو ؟ اینه تو نمی شود ‚ مشت تو کو ؟...
  15. mahdi271

    یغما گلرویی...

    دریا رفیقمون بود بستر داغ ماسه بادبزن حصیری دریا پر از ستاره هزار تا راه شیری خزر دوباره داغه ‚ مثل تن تو بانو چن تا بهار گذشت از گم شدن تو بانو دریا رفیقمون بود ‚ تو او روزای روشن نه شب بود نه ظلمت ‚ دریا بود و تو و من دریا من رو صدا بزن تا گم بشم تو موج تو بذار از عمق گریه ها پل بزنم...
  16. mahdi271

    یغما گلرویی...

    اسیر قاب لحظه تلخه ‚ ساعتا کوک چشما زخمی ‚ کیفا نکوک سایه ها رو تخت خورشید صورتا یه اینه مشکوک دلا بی دل ‚ دستا بی دست جاده ها کور کوچه بنبست توی این دخمه ی ابلیس باید از عطر تو شد مست مثل غنچه ی گل سرخی تو برف وقت ابراز علاقه مثه حرف وقت بارون مثه چتر و توی ظلمت یه چراغ پشت...
  17. mahdi271

    یغما گلرویی...

    امتحان مثل گفتگوی دریا م با شن های خیس ساحل مثل یه عشق دوباره ‚ واسه دل داده ی بی دل مثل یه کشتی متروک که توی اسکله مونده مثل یه حرف نگفته ! مثل یه شعر نخونده مثل یه لحظه ی نایاب ! مثل یه حس غریبه مثل اون لحظه که آدم ‚ تشنه ی چیدن سیبه معنی نگاه تو تو هیچ لغت نامه ای نیست توی امتحان...
  18. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ترانه ی انتحار راه می رم تا نرسم ! با من بیا تشنه ی یه جرعه سم ! با من بیا واسه گم کردن نام با من بیا تا رسیدن به ظلام با من بیا با من بیا که دس به دس تا آخر دنیا بریم بیا از این دامنه ی سیاه بی رویا بریم واسه آخرین سفر با من بیا تا دم پیچ خطر ‚ با من بیا تا دمیدن غروب با منبیا...
  19. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ماه پیشونی آخرین عاشق چشمه ‚ آخرین یکه سوارم توی شب جای ستاره ‚ برق دشنه می شمارم فکر دزدیدن عطرت ‚ منو با جاده یکی کرد طعم دشنه رو چشیدم ‚ قطره قطره تا خود درد بودنت مثل ستاره س ‚ تو شب بدون فانوس پس پشت پلک چشمات ‚ غربت نگاه آهوس ماه پیشونی ! چشمه ی نور ‚ پشت همین کوه سیاس با تو به چشمه...
  20. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مثل رو دریا دویدن من رسیدم به رسیدن تو من رو چیدی و رفتی من بریدم !‌ من بریدم اماخندیدی و رفتی باز بخند به هق هق من خنده هات چقدر قشنگه چشمات از جنس بلوره دلت از مرمر و سنگه من فقط فکر رسیدن ! تو فقط به فکر چیدن داشتنت برام یه رویاس ‚ مثل رو دریا دویدن من یه عالمه ترانه تو یه حس...
بالا