نتایح جستجو

  1. mahdi271

    یغما گلرویی...

    دختر کفش کتونی برای تداعی و خانم پگاه آهنگرانی شب جون دادن فانوس ، شب سرد پایتخته با توام ! شهر قدیمی ! کوچه هات چه بی درخته ! بگو پسکوچه هات امشب . چن تا مرگ تازه دیدن ؟ آدمات چن تا ملافه رو سر مرده کشیدن ؟ چن تا دختر روی جدول راه می رن با پای خسته ؟ دستای سیاه این شب چشم چن تا شون...
  2. mahdi271

    یغما گلرویی...

    غزلک خواننده : سعید شهروز آلبوم : غزلک پشت پلکام عکست رو نقاشی کردم ، غزلک ! تو رو می بینم تا وقتی چش می بندم ، غزلک ! یه پیامه این تبسم که رو لب های منه خیلی وقته که به گریه هام می خندم ، غزلک ! غزلک چن تا غزل مونده تا اون لحظه ی ناب ؟ پس کی عکس یادگاری زنده می شه توی قاب ؟ نگا...
  3. mahdi271

    یغما گلرویی...

    تمام من تو کوچه های بی چراغ شب تا سحر سوت می زنم پنجره ها که وا می شن قایم می شم تو پیرهنم می گذرم از چشمکای چراغ چهار راه سکوت از توی صندوقای پست صدای گریه می شنوم اتاقک این تلفن ، یه جا واسه قایم شدن دگمه هاش رو فشار می دم ، ای تلفن زنگی بزن ! این تلفن زنگ نداره ، خطای اون یک...
  4. mahdi271

    یغما گلرویی...

    برج دارن یه برجی می سازن با ده هزار تا پنجره می گن که قد برجشون از آسمون بلندتره س برای ساختنش چهار هزار درخت سر زدن پرنده های بی درخت از این حوالی پر زدن می گن که این برج بلند باعث افتخار ماس حیف که ترانه ی غرور تو شهر قصه بی صداس باعث افتخار تویی دختر توی کارخونه که چرخ زنده...
  5. mahdi271

    یغما گلرویی...

    غریبه ی قدیمی من رو با ترانه بشناس ، ای ستاره ی غزلپوش ! این من مرده ی سرد رو ، زنده کن تو هرم آغوش تلخی هزار تا گریه توی لرزش صدامه اما نفس یه تبسم همیشه روی لبامه با نقاب این تبسم صورتم رو می پوشونم با چش بسته می بینم ، با لب بسته می خونم گم شده راه کودکی ، اون دل صاف من کجاست ؟...
  6. mahdi271

    یغما گلرویی...

    خط آفتابی خورشید !‌از اونور ابرا یه طلوع تازه تر کن ! از شکوه دلسپردن آدما رو باخبر کن بی تو هر ثانیه ی شب خنجرم می زنه از پشت برای دیدن فردا چن تا امروز رو باید کشت زیر این گنبد نامرد بی تو موندن یه تقاصه خیلی وقته که شقیقه م تشنه ی تیر خلاصه خورشید خانم سرپاپتی ! اونور ابرا...
  7. mahdi271

    یغما گلرویی...

    سینما رکس سینا شلوغ امشب ، ههچ کس این فیلم رو ندیده کسی قصه ی سقوط رو از ستاره نشنیده قصه ی شاخ گوزن و شاخه ی بدون برگه اما قصه ناتمومه ،‌سانس بعدی سانس مرگه هر کسی از رو شماره ش روی صندلی نشسته یه نفر برای شوخی درای سالن رو بسته تپش ترانه مرده تو رگای این دقیقه لحظه لحظه ی...
  8. mahdi271

    یغما گلرویی...

    لغت نامه تو لغت نامه نوشتن که سیاه یعنی سیاهی که سفید یعنی درستی ، سادگی یعنی تباهم تو لغت نامه نوشتن ، که کلک یعنی قایق یا گرسنگی مساویس با فراموشی عاشق ما کلک خوردیم و دیدیم که کلک همون فریبه از همینه که حقیقت توی گوش ما غریبه حقیقت تنها یه حرف تو لغتنامه ی باریک که دیگه رنگی...
  9. mahdi271

    یغما گلرویی...

    لاله زار خواننده ک رضا یزدانی آلبوم : کپ نکنین ! از لاله زار که می گذرم ،‌ بغض ترانه می شکنه تو عمقش سینه م یه نفر باز زیر آواز می زنه از لاله زار که می گذرم ، می شم یه بچه ی بلا عاشق فیلم جفتی و عاشق سیبای طلا از لاله زار که می گذرم الک دولک یادم میاد محمود سیاه نمایش مرد کلک...
  10. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ضیافت خواننده: ناصر عبداللهی آلبوم : دوستت دارم من خودمم نه خاطره ،‌منظره ام نه پنجره من یه هوای تازه ام ، نه انعکاس حنجره می خوام سکوت کوچه رو ترانه بارون بکنم دل ها رو به ضیافت ترانه مهمون بکنم می خوام بگم که این صدا هر چی که هس مال منه شیشه ی رخوت شب و سنگ ترانه می شکنه خونه...
  11. mahdi271

    یغما گلرویی...

    چتر مشترک رسیدم آخر جاده ، اگر چه این سرآغازه اگر چه قمری قلبم دوباره فکر پروازه رسیدم آخر جاده ، دوباره یکه و تنها تو رفتی تا بپوسم من ، تو این یلدای بی فردا رسیدم اول سطر همون اندوه طولانی سرآغاز پر آواز همون پیوند پنهانی نگا کن ! این منم ! بی دل ! نگاهم کن از این روزن ! بیا...
  12. mahdi271

    یغما گلرویی...

    قصه ی شهر فرنگی گفتم از شهر فرنگی دو سه خطی بنویس بگو اون جا مث شهر قصه ها هس یا که نیس بعد چند هفته تو یک نامه فرستادی و من تا ته قصه رو خوندم از همون کاغذ خیس قصه ی شهر فرنگی یه دروغ بود ، مگه نه ؟ اونورا بازار نامردی شلوغ بود ، مگه نه ؟ چلچراغی که ازش قصه می گفتن همه جا یه چراغ...
  13. mahdi271

    یغما گلرویی...

    مشق نانوشته این روزا تو شهر قصه هر کسی ترانه بافه این روزا حتی کلاغم عاشق قله ی قافه هر صدای بی صدایی این روا عربده سازه آخه گفتن توی این شهر جاده ی حنجره بازه بیا تا ساعت خوابد با شب اندازه نگیریم وقت بیداری آواز پشت پلکمون نمیریم بیا همبازی من شو ! نگو قد کشیده سایه ت چش می...
  14. mahdi271

    یغما گلرویی...

    نمی گم شبیه من باش قید فردا رو باید زد ، جاده انتها نداره قصه ی لیلی و مجنون این روزها بها نداره قید فردا رو باید زد ، هر نفس یه اتفاقه تنها افسانه ی آتیش ،‌توی سینه ی اجاقه قید فردا رو باید زد ، حرف تازه یی نمونده دیگه خیلی وقته حافظ غزل آخر رو خونده جمعه شد هف روز هفته حافظ...
  15. mahdi271

    یغما گلرویی...

    چهار شنبه کجاست ؟ نه صبح هر چهارشنبه ی من : بی تو از خلوت کوچه رد شدن دل سپردن به سکوت لحظه ها ،‌شعر ناب تازه یی بلد شدن نه صبح هر چهارشنبه ی من : پا به پا کردن بغض انتظار وحشت عبور سبز سایه ها، گل سرخ دل دست بی قرار نه صبح هر چهارشنبه ی من : تپش خاطره های رنگ به رنگ جهش رخش من از...
  16. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آواز دزد من از جنوب شهر میام ،‌از بغل دروازه غار از ته شوش و پارک شهر ، از دل کگوچه های تار من از جنوب شهر میام از خونه های حلبی ، از کوچه های سوت و کور بچه که بودم پدرم ، چاقو تو دست من گذاشت نذاشت برم به مدرسه ، حرف حساب رو دوس نداشت منم شدم یه کوچه گرد ، آفتابه دزد آس و پاس با...
  17. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بانو بر اساس یک ملودی گیلانی هنوزم پشت این صدا ، زیر بارون گریه ها ، یکی چشم انتظار توست ! ای بانو اون که از نسل قصه هاس ، مرد تنهای این شباس بی تو اما کنار توست ! ای بانو ! بانو ! بانو ! گل آشفته گیسو ! بانو ! بانو ! وارث چشم آهو ! بانو! بانو! عطر نجیب شب بو ! بانو! بانو! صدای...
  18. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بیا بازی رو ببازیم با توام بی بی برفی ! تو سماع هر ترانه تو یه مرهم عزیزی واسه زخم تازیانه با توام بی بی برفی ! توی بیداری و رؤیا هم ته جاده ی دیروز ، هم نوک قله ی فردا با توام بی بی برفی ! من کنارتم همیشه ! مثه ساحل پیش دریا ، واسه ساقه مثه ریشه ! بی بی برفی من ! آب نشو با...
  19. mahdi271

    یغما گلرویی...

    سطری از همین ترانه شب لال بی ستاره ، پلک لحظه ها رو بسته روی تیر برق کوچه ، دوباره جغد نشسته یه کتاب رو کف کوچه هی ورق می خوره از باد می پیچه تو خونه هامون صدای سرخ یه فریاد زد قطره های خون روی خاک کوچه ، انگار یه نفر با خون نوشته : « آدما! خدا نگهدار !» یا شاید یه شعر نابه ، یه...
  20. mahdi271

    یغما گلرویی...

    عطش شکن خواننده : امیرکرمی آلبوم : تا همیشه لاجرعه ی عطش شکن ! روانه شو در تن من ! ریشه ی من فدای تو ! تیشه بزن ! تیشه بزن ! عطش عطش دویده ام ، بی تو به من رسیده ام ! بر تن سایه های شب ،‌ خط و نشان کشیده ام خسته ام از حجم قفس ، خسته ام از حبس نفس! حنجره ی سبز مرا ،‌عطر ترانه ی تو بس...
بالا