-دستمون بهش نمیرسه. میگن که تو بهترینی.
مرد کلاهش را مقابل چشمانش کشید: مشخصاتشو بگو.
-عکسشو میگیری. بگو چقدر.
-من نصف پولو اول میخوام و بعد کارو شروع میکنم. و باید با بالاییتون صحبت کنم و مطمئن بشم خلاف نظر اون کاری نمیکنم.
ساعتی بعد با مرد و زنی در گاراژی متروکه ملاقات میکرد. زن گفت: این عکسش...