خصوصیه!
فردا صبح حتی تیام هم برای صبحانه بیدار بود.
- سحر خیز شدی!
تیام عزادارانه گفت : دارم از آخرین دقایق آرامشم استفاده می کنم!
- طفلک عسل که خیلی شیرینه!
- آره اینقدر شیرینه که دل آدمو می زنه! شیرینی بالا میاری!
- بسه دیگه سر صبحونه!
31-
طوفان قبل از ظهر رسید ، آیدا در آشپزخانه سالاد درست می...