اعتراف میکنم یه باربچه که بودم ..از بقالی سر کوچمون با داداشم رفتیم ماست خریدیم ..بعد اومدیم خونه دیدیم ماسته فاسده عین قله اتشفشان داشت قل میزد مامانم عصبانی شد گفت برید پس بدین اینو بهش بگین بچه گیر اوردی ..
برگشتیم که پس بدیم اقاهه مغازشو بسته بود ما هم سطل ماستو ریختیم رو شیشه مغازه...