نتایح جستجو

  1. canopus

    به نام زن... ♡

    گل من گريه مكن . كه در آئينه ي اشك تو غم من پيداست قطره ي اشك تو داند كه : غم من درياست . گل من گريه مكن سخن از اشك مخواه كه سكوتت گوياست از نگه كردنت احوال تورا مي دانم دل غربت زده ات – بينوايي تنهاست . من و تو ميدانيم چه غمي در دل ماست . * گل من گريه مكن اشك توصاعقه...
  2. canopus

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    سكوتم را به باران هديه كردم تمام روزها را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم...
  3. canopus

    سیما یاری

    شاعر من ایستاده ام که بسوزم پروانه ها به دور نئون های رنگ رنگ پرواز می کنند و عابران خسته گران بار سر روی خشت خام از هوش می روند من ایستاده ام که بسوزم
  4. canopus

    حسین پناهی

    آوار رنگ هیچ وقت هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی که به خاطر لرزش دستانم در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند
  5. canopus

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    چشمانمان را بر گذر قاصدک ها باز کنیم که زمان ساز سفر می زند دست به دست هم دهیم ، دلهایمان را یکی کنیم بی هیچ پاداشی حراج محبت کنیم ، باور کنیم که همه ی ما خاطره ایم دیر یا زود رهگذر قافله ایم
  6. canopus

    سرزمين روياها

    در سرزمین رویاهایم سیب سرخی از درخت می‌چینم غبارش را با گوشه‌ی پیراهنم می‌گیرم و گازش می‌زنم. دستم را می‌کشی به دنیای واقعی می‌بریم با قاشق طلایی خوش نقشی کمپوت میوه‌های رنگارنگ در کاسه‌های بلور می‌ریزی. یک گاز از سیب می‌زنم، یک لبخند به تو.
  7. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    ببین چه زیبا عشق را برایت نواختم ببین كه جای پای عشق گذاشتم ببین كه كوچه های وجودم نگاه تورا قاب كرده اسمان عشق برایم پراز ستاره های رنگی ست ببین...
  8. canopus

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    انسان به همان نسبت که می تواند دوست داشته باشد موجودیت دارد.(کریستین)
  9. canopus

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    (کوزه شکسته) سالها قبل میرابی بود که همه روزه وظیفه پر کردن حوض دربار را بر عهده داشت. میراب را ۲ کوزه بود که یکی را سالم و دیگری را روزنه هایی بود. هر روز که برای پر کردن کوزه ها میرفت نصف اب کوزه سوراخ میریخت. یک روز به هنگام استراحت صدایی از کوزه معیوب برخواست. ـای میراب:"مرا چه سود...
  10. canopus

    مکانی برای دلتنگی

    مثل سکوت ساده ی صحرای خسته بود مردی که پای غربت دریا نشسته بود انگار با وجود تمام بلندی اش مثل نماز ظهر مسافر شکسته بود هر شب عبور خط نگاهش به جاده بود مردی که هیچ کس به دلش دل نبسته بود باید از این قبیله ی کوچک سفر کند از دست عشق هم به گمانم که خسته بود.....
  11. canopus

    سرزمين روياها

    کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی ، مهر و صفا قانون انسان بودن است کاش قانونهایمان " یک دم " رعایت می شدند اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم ،ای کاشکی بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند.
  12. canopus

    آرامترین آرام

    آرام باش آرام تر از هر ذهن خفته اي در اين بي کران آشفته... به آرامي آسمان شب آرام تر از صداي عبور شب برپوست نازک روز آرام...تا صداي جاري شدن اشک بر گونه هايت را بشنوي... پس عشق را احساس کن.. در تمام قلبت...در بي کران ذهنت عشق هر موجودي را حس کن... براي نهنگ به ساحل گريخته دلسوزي کن... و عطش عشق...
  13. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    ما دل به غم تو بسته داريم اي دوست درد تو به جان خسته داريم اي دوست گفتي که به دلشکستگان نزديکيم ما نيز دل شکسته داريم اي دوست
  14. canopus

    یغما گلرویی...

    دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره این دل دیوونه واسه ت دلتنگه وقت از تو خوندن ستاره ی ترانه ها! اسم تو برای من قشنگترین آهنگه بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم با تو اما می رسم به قله ی آوازم اگه تا آخر این ترانه با من باشی ، واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم با یه چشمک دوباره...
  15. canopus

    شل سیلور استاین

    عاشق شدن از وقتی که عاشق شدم فرصت بیشتری پیدا کردم برای این که پرواز کنم فرصت بیشتری برای این که پرواز کنم و بعد زمین بخورم و این عالی است هر کسی شانس پرواز کردن و به زمین خوردن را ندارد تو این شانس رو به من بخشیدی متشکرم
  16. canopus

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    راز راه ،رفتن است راز رودخانه ،پل راز آسمان ،ستارهاست راز خاك ،گل راز بال ها، پريدن است راز صبح، آفتاب راز اشك،چكيدن است راز جوى، آب رازهاى واقعى رازها ى بر ملاست راز اين جهان خداست.
  17. canopus

    به نام زن... ♡

    اشکها به ما می آموزند به آنچه به ما تعلق ندارد دل نبندیم و به کسانی تعلق پیدا کنیم که تحمل اشکهای ما برای آنها رنج آور باشد.
  18. canopus

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    چشم گشودم چشم گشودم و هيچ نديدم جز درد درد درد دل دل گشودم دل گشودم و هيچ نديدم جز خون خون خون دل خون دل خورم و هيچ نگويم جز درد در اين زمانه هيچ نديدم درد درد درد درد ...
  19. canopus

    نقد داستان

    چشم دوست عزیز.حتما.;) ولی اجازه بدید باز هم بخونم .چشم.
  20. canopus

    نقد داستان

    کامران عزیز. شرمنده این داستان را چهار هفته ی پیش گذاشته اید و من تازه الان دیدم. با عجله خواندم.داستان جالب و زیبایی بود با توصیف هایی خوب و کامل. باید باز هم بخوانم. ممنون از داستان های زیبایت.;)
بالا