نتایح جستجو

  1. canopus

    دست‌نوشته‌ها

    امروز از زمانی که بیدار شدم به یاد تو دوست عزیزم هستم. کاش باز هم می توانستم تو را در کنار سازت و در حال نواختن ببینم. کاش میشد مثل گذشته تو در کنارم باشی. امروز مادر عزیزتر از جانت با من تماس گرفت. یادم هست که همیشه میگفتی :دوست دارم من زودتر از او بروم چون طاقت ماندن در این دنیا را بدون او...
  2. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    شرابی بی خمارم بخش یا رب که با وی هیچ درد سر نباشد
  3. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز هر که دل بردن او دید و در انکار من است
  4. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می ومیخواران ازنرگس مستش مست
  5. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد که در چمن همه گلبانگ عاشقانه ی توست
  6. canopus

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    کسی مرا صدا نزند وقت شکستن دلم کسی صدا نزد مرا آه ! چه قدر خسته ام ...
  7. canopus

    دست‌نوشته‌ها

    امروز را مثل گذشته به یاد دارم و برای همیشه در ذهنم خواهد ماند. مگر می شود روز آشنایی را از یاد برد؟! چه روز زیبایی بود... یادت هست همیشه به خاطر این روز زیبا جشن میگرفتیم؟ امروز هم آمدم تا جشنی دیگر بگیریم.ولی امروز مثل گذشته نیست. من همچون گذشته برایت حرف میزنم.می خوانم و مینوازم. ولی...
  8. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    وصل تو اجل را ز سرم دور همی داشت از دولت هجر تو کنون دور نمانده ست
  9. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    تهی بود آن زمین از سبزه و آب ز نور آفتاب و شمع مهتاب
  10. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    همچو دو پروانه ی بی بال و پر داده عنان بر کف باد سحر
  11. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    مرحبا ای شمع بزم افروز عشق مرحبا ای شعله ی جان سوز عشق
  12. canopus

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    گیرم که چیزی نمانده به آخر خط که خطی نیست جز باور گیجی از یک ادامه ی ناپیدا و نشاندن عکسی بر طاقچه های ابدیت حال که مرگ ناخواسته هر روز قدمی به سوی ما می اید باید که خواسته قدمی به سوی دانایی رفت و معجزه را تفسیر کرد در هوش نگاهی که با قطره ای آب به بیکرانه ی دریا می...
  13. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    ورد شب و روزم تویی اندوه جان سوزم تویی شمع شب افروزم تویی من گرد تو پروانه ام
  14. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    نیمه نانی را با هم دو نیمه کردیم بی آنکه سخن از برادری گفته باشیم تا تعبیر رقص گندمزار باشد در فضیلت خوابها و نگاه خود را پرواز دادیم به دنبال هر پرنده ای تا در مسیر آن زندگی را سرابی نبینیم
  15. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    وفای عاشق و معشوق بین و گریه ی شمع که بهر مردن پروانه ماتمی دارد
  16. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    من از میان واژه های زلال دوستی رابرگزیده ام آنجا که برف های تنهایی آب می شوند در صدای تابستانی یک دوست
  17. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    تو دانی ای شب تاریک و ای شمع جهان آرا دلم پر زد به سویش جان من پروانه آسا شد
  18. canopus

    شفیعی کدکنی

    سفر مرغکان بر سردریا آرام بال بگشوده به راه سفرند نقشی افتاده بر آن پرده ی لرزان حریر گویی از پنجره ابر به ناگه دستی کاغذی چند سپید پاره کرده ست و فرو ریخته زانجای به زیر
  19. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    در دل من سوز عشق و بر رخ من داغ مهر او چو شمع و لاله دارد رخ چرا افروخته؟
  20. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    تا شود واضح که عاشق کشته ی بیداد کیست گنبد از فانوس باید بر سر پروانه ساخت
بالا