نتایح جستجو

  1. canopus

    سلام محسن. خوبی داداش؟چه خبر؟ من که همیشه صبح زود بیدار میشم.;) دانشگاهم تهران نیست.

    سلام محسن. خوبی داداش؟چه خبر؟ من که همیشه صبح زود بیدار میشم.;) دانشگاهم تهران نیست.
  2. canopus

    اسپم ها ، تاپیک های تایید نشده ، پست های تکراری و حذف شده!!

    سبز با تو دیشب تا کجا رفتم تا خدا وانسوی صحرای خدا رفتم من نمی گویم ملایک بال در بالم شنا کردند من نمی گویم که باران طلا آمد لیک ای عطر سبز سایه پرورده ای پری که باد می بردت از چمنزار حریر پر گل پرده تا حریم سایه های سبز تا بهار سبزه های عطر تا دیاری که غریبیهاش می آمد به چشم آشنا ،...
  3. canopus

    سهراب سپهری

    فراتر می تازی همزاد عصیان به شکار ستاره ها رهسپاری دستانت از درخشش تیر و کمان سرشار اینجا که من هستم آسمان خوشه کهکشان کی آویزد کو چشمی آرزومند ؟ با ترس و شیفتگی در برکه فیروزه گون گلهای سپید می کنی و هر آن به مار سیاهی می نگری گلچین بی تاب و اینجا افسانه نمی گویم نیش مار نوشابه گل...
  4. canopus

    نیما یوشیج

    فرق است بودم به کارگاه جوانی دوران روزهای جوانی مرا گذشت در عشق های دلکش و شیرین (شیرین چو وعده ها) یا عشق های تلخ کز آنم نبود کام. فی الجمله گشت دور جوانی مرا تمام. * آمد مرا گذار به پیری اکنون که رنگ پیری بر سر کشیده ام فکری است باز در سرم از عشق های تلخ لیک او نه نام داند از من نه من از او...
  5. canopus

    سلام دوست عزیز. ممنون. عید شما هم مبارک.:gol::gol:

    سلام دوست عزیز. ممنون. عید شما هم مبارک.:gol::gol:
  6. canopus

    نیما یوشیج

    یادگار در دامن این مخوف جنگل و این قله که سر به چرخ سوده است اینجاست که مادر من زار گهواره ی من نهاده بوده است اینجاست ظهور طالع نحس کامد طفلی زبون به دنیا بیهوده بپرورید مادر عشق آمد و در وی آشیان ساخت بیچاره شد او ز پای تا سر دل داد ندا بدو که : برخیز اینجاست که من به ره فتادم...
  7. canopus

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    بانگ دریا سینه باید گشاده چون دریا تا کند نغمه ای چو دریا ساز نفسی طاقت آزموده چو موج که رود صد ره براید باز تن طوفان کش شکیبنده که نفرساید از نشیب و فراز بانگ دریادلان چنین خیزد کار هر سینه نیست این آواز
  8. canopus

    هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)

    غروب درختی پیر شکسته خشک تنها گم نشسته در سکوت وهمنک دشت نگاهش دور فسرده در غروب مرده دلگیر و هنگامی که بر می گشت کلاغی خسته سوی آشیان خویش غم آور بر سر آن شاخه های خشک فروغ واپسین خنده خورشید شد خاموش
  9. canopus

    حسین منزوی

    دوباره عشق دوباره هوا دوباره نفس دوباره عشق دوباره هوی دوباره هوس دوباره ختم زمستان دوباره فتح بهار دوباره باغ من و فصل تو نسیم نفس دوباره باد بهاری - همان نه گرم و نه سرد دوباره آن وزش میخوش آن نسیم ملس دوباره مزمزه ای از شراب کهنه ی عشق دوباره جامی از آن تند تلخواره ی گس دوباره همسفری...
  10. canopus

    سیمین بهبهانی

    جای پا در پهن دشت خاطر اندوهبار من برفی به هم فشرده و زیبا نشسته است برفی که همچو مخمل شفاف شیر فام بر سنگلاخ وی ، ره دیدار بسته است آرام و رنگ باخته و بیکران و صاف یعنی نشان ز سردی و بی مهری ی من است در دورگاه تار و خموش خیال من این برف سال هاست که گسترده دامن است چندین فرو نشستگی و...
  11. canopus

    رهی معیری

    خیال انگیز خیال انگیز و جان پرور چو بوی گل سراپایی نداری غیر ازین عیبی که میدانی که زیبایی من از دلبستگی های تو با ایینه دانستم که بر دیدار طاقت سوز خود عاشق تر از مایی بشمع و ماه حاجت نیست بزم عاشقانت را تو شمع مجلس افرو.زی تو ماه مجلس آرایی منم ابر و تویی گلبن که می خندی چو می گریم...
  12. canopus

    جبران خلیل جبران

    ای عشق که دستان خداییت بر خواهش‌های من لگام زده،‌ و گرسنگی و تشنگیم را تا وقار و افتخار بالا برده،‌ مگذار توان و استقامتم از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد که خویشتن ناتوانم را وسوسه می‌کند. بگذار گرسنه‌ی گرسنه بمانم،‌ بگذار از تشنگی بسوزم،‌ بگذار بمیرم و هلاک شوم،‌ پیش از آنکه دستی...
  13. canopus

    شل سیلور استاین

    چیزهایی که نگفتم وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست، نگفتم : عزيزم ، اين كار را نكن . نگفتم : برگرد و يك بار ديگر به من فرصت بده . وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه ، رويم را برگرداندم. حالا او رفته و من تمام چيزهايي را كه نگفتم ، مي شنوم. نگفتم : عزيزم متاسفم ، چون من هم مقّصر بودم. نگفتم ...
  14. canopus

    رفتی....

    شاید باید میگذاشتم تا برود چرا ترسیدم مگر با رفتن او چه اتفاقی می افتاد خسته ام و خواب آلود و بی تفاوت تر از هر وقتی زندگی سنگ دلانه پیش میرود و من در گوشه ایی له میشوم آرام و بی صدا و یا شاید با زجه ایی تلخ و ملالت بار
  15. canopus

    دلت واسه بچگیات تنگ نشده

    كودكي برگرد كودكي برگرد چون رويا، كه من سخت در پي تو مي‌گردم آن هنگام كه عروسكها بايد حرف مي‌زدند و آب را به جاي چاي به خوردشان ميداديم لبخند مي‌زديم و حتي بلند بلند مي‌خنديديم قهر مي‌كرديم و لختي بعد آشتي و همه چيز بوي خدا مي‌داد كودكي برگرد.
  16. canopus

    سلام دوست عزیز. ممنون.لطف کردید.:gol: من هم برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

    سلام دوست عزیز. ممنون.لطف کردید.:gol: من هم برای شما آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
  17. canopus

    آرام بخواب

    هوای دلم دوباره بارانیست. آسمان چشمانم می بارد و می بارد. کاش بودی تا زیر این باران قدمی می زدیم، روحی تازه می کردیم. اما شاید چشمان تو پر از خواب باشد. بخواب، آرام بخواب خوب ترین من. آرام بخواب که دل من تا سحر بر بالین تو بیدار است. . .
  18. canopus

    شب

    برستاره ها بوسه مي زنم كه مهمان دلم شدند اگر شب نبود نمي چيد اشكهاي مرا ترانه ام را مي خواند با من هر شب با هم خنده و گريه ببينيد كه اسمان شب من چقدربي انتهاست.
  19. canopus

    سرزمين روياها

    من از خیالم من به رنگ رویایم کوله باری دارم از طراوت بی نیازی.
  20. canopus

    کلمات

    آن واژه ها که با دل ما آشنا شدند در غربت گذشته و فردا عوض شده این نیمه کاره قصه را با هیچکس نگو که سرنوشت آدم و حوا عوض شده.
بالا