نتایح جستجو

  1. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    اي صاحب کرامت شکرانه سلامت روزي تفقدي کن درويش بي نوا را آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا :heart::gol:
  2. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تو نه مثل آفتابي که حضور و غيبت افتد دگران روند و آيند و، تو هم‌چنان که هستي! (بابا جان، اصلا گور باباي امتياز! بياين حرف خودمونو بزنيم. درضمن جواب سلام ما رو هم که نمي‌دين!) :heart::gol:
  3. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    من ملَک بودم و فردوس برين جايم بود آدم آورد درين دير خراب آبادم ... نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه کنم؟ حرف دگر ياد ندادم استادم! (بچه ها! سلام!) :heart::gol:
  4. ک

    شعر نو

    داروگ داروگ خشک آمد کشت‌گاه من در جوار کشت همسايه. گرچه مي‌گويند: "مي‌گريند روي ساحل نزديک سوگواران در ميان سوگواران." قاصد روزان ابري، داروگ! کي مي‌رسد باران؟ بر بساطي که بساطي نيست در درون کومه‌ي تاريک من که ذره‌اي با آن نشاطي نيست و جدار دنده‌هاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشکيش مي‌ترکد...
  5. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    يا وفا يا خبر وصلِ تو يا مرگ رقيب! بوَد آيا که فلک زين دوسه کاري بکند؟ دوش گفتم بکند لعل لبش چاره‌ي من؟ هاتف غيب ندا داد که آري بکند! :gol:
  6. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    يک دسته گل کو، اگر آن باغ بديديد؟ يک گوهر جان کو، اگر از بحر خداييد؟ با اين‌همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شماييد :gol:
  7. ک

    کنسرت گروه مستان در والت دیزنی

    نامشان برايم آشنا نيست. اما با خير جالبي که منتشر کردي، به فکر افتادم کار "ملاقات با دوزخيان" را پيدا کنم. :gol:
  8. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مطرب مهتاب‌رو،‌ آن‌چه شنيدي، بگو! ما همگان محرميم،‌ آن‌چه بديدي،‌ بگو! اي شه و سلطان ما، اي طربستان ما در حرم جان ما، بر چه رسيدي؟؟ بگووووووووووو! (ياسر! فقط خواستم از باب ادب بي‌پاسخ نماند، چوب‌کاري کردي، کاري کردي که برويم! دوستت دارم!) :gol:
  9. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    لاله ساغر گير و نرگس مست و بر ما نام فسق داوري دارم بسي، يا رب که را داور کنم؟
  10. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    که را رسد که کند عيب دامن پاکت که هم‌چو قطره که بر برگ گل چکد پاکي ز خاک پاي تو داد آبِ روي لاله و گل چو کلک صنع رقم زد بر آبي و خاکي :gol: (اشعار قديمي علي معلم؟ دمت گرم ياسر!)
  11. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    حافظ حافظ تو خانقاه و خرابات در ميانه مبين خدا گواست که هرجا که هست با اويم مکن در اين چمنم سرزنش به خودرويي چنان‌که پرورشم مي‌دهند مي‌رويم! :gol:
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    درين خيال به سر شد زمان عمر و هنوز بلاي زلف سياهت به سر نمي‌آيد بسم حکايت دل هست با نسيم سحر ولي به بخت من امشب سحر نمي‌آيد
  13. ک

    دروغ مقدس یک فیلسوف!!!

    به‌خاطر تأثيري است که از منظر تصوف گرفته‌اي. برخي از متصوفه، شيطان را نه آن‌گونه که فقها يا متکلمان ديده‌اند، مي‌بينند. حالا چطور، بحثي مفصل است و به اين تاپيک مربوط نيست. :gol:
  14. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    کتبتُ قصةَ شوقي و مَدْمعي باکي بيا که بي تو به جان آمدم ز غمناکي!
  15. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    نکرد آن هم‌دم ديرين مدارا مسلمانان مسلمانان خدا را چنان بي‌رحم زد تيغ جدايي که گويي خود نبودت آشنايي مگر خضر مبارک پي تواند که اين تنها به آن تنها رساند
  16. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    يا رب مگيرش ار چه دل چون کبوترم افکند و کُشت و عزت صيد حرم نداشت بر من جفا ز بخت من آمد و گر نه يار حاشا که رسم لطف و طريق کرم نداشت
  17. ک

    دروغ مقدس یک فیلسوف!!!

    به جرأت در نگاه و کلام شيدا تحولي درخشان و نو مي‌بينم،‌ چيزي در خور توجه و تحسين! :gol:
  18. ک

    دروغ مقدس یک فیلسوف!!!

    فلق! از پاسخ و توجه‌تان سپاس‌گزارم! اگر بحث شما نيچه نيست و قصدتان هم او نبوده، اما به هرحال جمله‌‌ي منتسب به او را با برداشت شخصي‌تان بدون در نظر گرفتن قصد خود نيچه‌، مقدمه بحث کرده‌ايد. مي‌توانستيد بدون چنين مقدماتي يک‌راست به سراغ طرح بحث برويد... به هرحال اين‌ها دليل بر اين نيست، تلاش ذهني و...
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مجمع خوبي و لطف است عذار چو مهش ليکنش مهر و وفا نيست خدايا بدهش! دلبرم شاهد و طفل است و به بازي روزي بکشد زارم و در شرع نباشد گنهش!
  20. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ياد باد آن‌که رخت شمع طرب مي‌افروخت وين دل سوخته پروانه‌ ناپروا بود ياد باد آن‌که در آن بزمگه خلق و ادب آن‌که او خنده مستانه زدي صهبا بود
بالا