نتایح جستجو

  1. ک

    شعر نو

    با چشم‌ها با چشم‌ها آنان به آفتات شيفته بودند زيرا که آفتاب تنهاترين حقيقت‌شان بود احساس واقعيت‌شان بود با نور و گرمي‌اش مفهوم بي‌رياي رفاقت بود با تاب‌ناکي‌اش مفهوم بي‌فريب صداقت بود (اي کاش مي‌توانستند از آفتاب ياد بگيرند که بي‌دريغ باشند در دردها و شادي‌هاشان حتا با نان خشک‌شان-...
  2. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تو خود گوهر يک‌دانه کجايي آخر؟ کز غمت ديده‌ي مردم همه دريا باشد از بن هر مژه‌ام آب روان است بيا کز غمت ديده‌ي مردم همه دريا باشد! :gol:
  3. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ياري اندر کس نمي‌بينم ياران را چه شد؟ دوستي کي آخر آمد، دوستداران را چه شد؟ :gol:
  4. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    چه شود به چهره‌ي زرد من نظري براي خدا کني که اگر کني همه درد من به يکي نظاره دوا کني
  5. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ما به آن مقصد اعلا نتوانيم رسيد هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند چون مي از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب فرصت عيش نگهدار و بزن جامي چند :gol:
  6. ک

    حلال کنید!

    ثواب روزه و حج قبول آن‌کس برد که خاک ميکده‌ي عشق را زيارت کرد:gol: اميدوارم به سلامت برگرديد‌ و به "تجربه‌"اي ارزشمند و نو دست يابيد:gol:
  7. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است: با دوستان مروت با دشمنان مدارا! :gol:
  8. ک

    بهترين کتابي‌ که به تازگي خوانده‌ايد؟

    ميناگر عشق ميناگر عشق شرح موضوعي مثنوي معنوي از استاد کريم زماني از انتشارات نشر ني کريم زماني، صاحب "تفسر جامع مثنوي" است که جناب فروزانفر مقدمه‌اي بر آن نوشته است. "ميناگر عشق" را نيز پس از آن تأليف کردند تا علاقه‌مندان در يافتن موضوعاتي که لازم‌دارند، سرگردان نشوند. براي من به عنوان کتابي...
  9. ک

    نامه ای از جهان دیگر

    با حميد با حميد حميد جان!‌ خيلي منتظر پاسخت شدم، اما خبري نشد. مجبورم به‌خاطر طرح بحثي که ارائه کردي، خود، منبع داستان را بگويم و پاسخت دهم. منبع داستان، مثنوي معنوي است. عزيزم!‌ من خود با مثنوي مأنوسم، نيز با داستان موسا و شبان، امضايم هم گزيده‌اي از همان داستان است! نخست: آيا مثنوي، منبع...
  10. ک

    نامه ای از جهان دیگر

    وحيد عزيزم! به راحتي فهميدم چه مي‌خواهي بگويي. پيش از پاسخم، منبع داستانت را بگو تا مقدمه‌ي پاسخم شود. :gol:
  11. ک

    نامه ای از جهان دیگر

    دوست عزيزم! تو را نميشناسم با اين حال بنا به اصل برائت تو را بايد انساني ساده و پاک‌سيرت بدانم. مطمئن باش مخالفان دين بر نامه‌اي که نوشته‌اي لبخند خواهند زد. آنان‌که با خرافه‌ نماياندن دين، همت مي‌‌گمارند و چه بسا خود نيز چنين نامه‌هايي منتشر کنند! اين نامه‌ي "غير مستند" که با اصطلاحات محاوره‌اي...
  12. ک

    شعر نو

    دم را غنيمت شمريد! دم را غنيمت شمريد! دم را غنيمت شمردن، از شعارهاي مکتب رمانتي‌سيسم است. اين شعر و شعر پيشينم از شاعران همين مکتب است. در فيلم "انجمن شاعران مرده" به وفور و وضوح اين دعوت را مي‌شنويد. (جالب است!‌ در همان زماني که اين متن را در اينجا تايپ مي‌کردم حسين يار هم...) گل غنچه‌هاي...
  13. ک

    اصطلاحات خودماني

    الف (2) الف (2) اُس: مخفف اسکول/ شخص غيرعادي و نامتعارف/ عوضي/ نهفم/ خنگ (فلاني روي ميگي، اوسه اوسه، باهاش بپري‌ها!) اسب: گيج/ خنگ اسپري: تو ذق زدن (اين لباس رو تنک نکن، خيلي اسپري هست) اسپيد: سپيد/ هروئين اِسپيکرِ تيم: سخنگوي تيم/ سخنگوي گروه استاد: 1. کند ذهن/ تنبل/ بي‌عرضه(فلاني...
  14. ک

    رموز موفقيت از زبان خداوند

    دعاي صبح و آه شب، کليد گنج مقصود است بدين راه و روش مي‌رو که با دلدار پيوندي! :gol:
  15. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    از دل ما که اخراج نشده‌اي مرد! شهر خالي است ز عشاق بود کز طرفي مردي از خويش برون آيد و کاري بکند؟ :heart::gol:
  16. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    حق با توست! اما بالاخره در جاي ديگر پيدايت مي‌کنم! در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشي! :gol:
  17. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    سلام محمد طاهاي عزيزم!‌ کجا پيدايت کنم مرد؟ تا درخت دوستي کي بر دهد حاليا رفتيم و تخمي کاشتيم گفت‌وگو آيين درويشي نبود ورنه با تو ماجراها داشتيم
  18. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    در کم دقتي ام نسبت به تکرار الفاظ حق با شماست، با اين حال هر شعري با گوينده‌اش لحن و معنايش خاص مي‌شود و از تکرار بيرون مي‌آيد! تا همه خلوتيان جام صبوحي گيرند چنگ صبوحي به در پير مناجات بريم با تو آن عهد که در وادي ايمن بستيم همچو موسي ارني گوي به ميقات بريم :gol:
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم محتسب داند که من اين کارها کمتر کنم! :gol:
  20. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ترک عاشق‌کش من مست برون رفت امروز تا دگر خون که از ديده روان خواهد بود چشمم آن شب که ز شوق تو نهم سر به لحد تا دم صبح قيامت نگران خواهد بود
بالا