نتایح جستجو

  1. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش آن‌چه برفت در ميان تو و من نتوان نوشتن و نه بتوان گفتن روزي که سفر کنم از اين کهنه وطن افسانه کند از آن شکن‌هاي کفن! (دوست خوبم!‌ ببخشا که امتيازهايم براي شعر زيبايت غيرفعال است)
  2. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تن تو خاک تيره را شد فرش دل و جان تو تاج و قبه‌ي عرش
  3. ک

    اصطلاحات خودماني

    الف (3) الف (3) اشتپ: اشتباه (بازم اشتپ شد، اومديم سرمه بکشيم، کور کرديم) اشک بلبل: عرق/ شنگولي اشک چشاتيم: خيلي مخلصيم اُشکول: مرد دهاتي با تيپ شهري اصغر کوپک: دوست پسر/ اصطلاحي رايج بين دخترهايي که دوست پسر دارند. (از اصغر کوپک چه خبر؟ "يعني از دوست پسرت چه خبر؟") اصلِ جنس: خود...
  4. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا هشياري به طعم مستي نرسي تا تن ندهي به جان‌پرستي نرسي تا در غم عشق دوست چون آتش و آب از خود نشوي نيست، به هستي نرسي :gol:
  5. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    نه دل را در تحير پاي‌بندي نه جان را جز تمنا دل‌گشايي در اين وادي فرو شد کاروان‌ها که کس نشنيد آواز درايي! درين ره هر نفس صدخون بريزد نيارد خواستن کس خون‌بهايي! :gol:
  6. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا شقايق هست، زندگي بايد کرد! در دل من چيزي است، مثل يک بيشه‌ي نور، مثل خواب دم صبح و چنان بي‌تابم،‌که دلم مي‌خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سرکوه. دورها آوايي است‌ که مرا مي‌خواند. :gol: سلام
  7. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتي است مردم شهر به يک چينه چنان مي‌نگرند که به يک شعله، به يک خواب لطيف خاک موسيقي احساس تو را مي‌شنود و صداي پر مرغان اساطير مي‌آيد در باد (با عرض پوزش، امتيازام جاهاي ديگه، خرج شد!)
  8. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دشنامم ده که مست دشنام توام! مست سقط خوش خوش آشام توام زهرابه بيار تا بنوشم چو شکر من رام توام، رام توام، رام توام مولانا
  9. ک

    اصطلاحات خودماني

    بستگي به منطقه جغرافيايي هم داره. بعضي جاها، از لغات "عاميانه" و مثل‌هاي قديمي بيشتر استفاده مي‌کنند. در اين مورد اما هرچي به مرکزش (پايتخت) نزديک‌تر باشيد، استعمالش را بيشتر مي‌بينيد. البته اين يک ارزش‌گذاري نيست...! :gol:
  10. ک

    صندلی داغ : فائزه(faezeh_asal)

    سلام همسايه سلام همسايه سلام فائزه خانوم! اميدوارم ناراحت نشده باشيد يه کافر اونم شکاک توي صندلي داغتون شرکت مي‌کنه! (گفته‌ايد شک از کفر هم بدتره!) توفيق زيادي نداشته ام در صندلي داغ دوستان شرکت کنم، اگر هم حضوري بوده، به سلام و احترام اکتفا شده. اهل پرسش از ديگران نيستم. به خصوص پرسش‌هايي که...
  11. ک

    اصطلاحات خودماني

    دوست عزيزم! نياز به اجازه نبود. در مقدمه نيز از همه دوستان کمک خواسته بودم. خيلي لطف کردي. "اصطلاحات خودماني" متعلق به همه دوستان است... :gol:
  12. ک

    اصطلاحات خودماني

    "اصطلاحات خودماني" روزهاي تعطيل به‌روز مي‌شود. تا آخر الفبا اين بحث ادامه خواهد داشت. از لطف و محبت دوستان همراه سپاس‌گزارم! :heart::gol:
  13. ک

    نجات خدا!

    قل من ینجیکم من ظلمات البر و البحر، تدعونه تضرعاً و خفیتهً...؛ بگو: چه کسی شما را از تاریکی‌ها خشکی و دریاها {هنگام درماندگی} می‌رهاند؟ او را به "زاری" و "پنهانی" می‌خوانید: اگر ما را از این {تاریکی‌ها و رنج‌ها} برهاند، هرآینه از سپاس‌گزاران باشیم. 6:63 و انسان را بر روی زمین خلیفه قرار داد تا...
  14. ک

    خلوتی با خدا

    مزاحم گاه به گاهِ اوس کريم! اوس کريم کجايي؟ تو كجايي تا شوم من چاكرت چارقت دوزم كنم شانه سرت جامه‌ات شويم شپش‌هايت كشم شير پيشت آورم اي محتشم دستكت بوسم بمالم پايكت وقت خواب آيد برويم جايكت (اي جووووووون) اي فداي تو همه بزهاي من اي بيادت هي هي و هيهاي من با اين‌که کارات مث آدم نيست، اما...
  15. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تکه ناني دارم، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي. مادري دارم،‌ بهتر از برگ درخت دوستاني، بهتر از آب روان :heart::gol:
  16. ک

    هزار و یک چرا ...؟؟؟ "بحث روز"

    گذشته از دلايلي که آوردم (احترام به موضوعي که از پيش انتخاب کرده‌بودي، نياز به گذر زمان...) پيش از اين‌که نظرم را تقديم کنم، با استقبال دوستان مواجه شدم. رأي جمع، مسلماً‌ باز محترم‌تر از فرد است... چنان‌چه در فرهنگ‌نامه نيز آورده‌ام: تعاليم دين نزد علماي اسلام سه تاست: 1. اعتقادات 2. احکام 3...
  17. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بي‌چاره دلم در غم بسيار افتاد بسيار فتاده بود اندر غم عشق اما نه چنين زار که اين بار فتاد
  18. ک

    هزار و یک چرا ...؟؟؟ "بحث روز"

    سما جان!‌ روزي که عنوان بحثت را ديدم، خيلي خوشحال شدم. به استقبال مطلبت آمدم، ولي با چيز ديگري که تصورش را نمي‌کردم، مواجه شدم. براي تلاش علمي دوستان احترام زيادي قائلم، براي همين چيزي نگفتم،‌نياز به گذر زمان داشتم. الان که درخواست نظر کرده‌اي، شايد وقت مناسبي باشد اشاره کنم: نسبت به انتخاب و...
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا به دور لب دوست هست پيماني که بر زبان نبرم جز حديث پيمانه منِ رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش نگارِ خويش چو ديدم به دست بيگانه! :gol:
  20. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    رفت آن‌که نبود کس به خوبي يارش بي آن‌که دلم سير شد از ديدارش او رفت و نماند در دلم تيمارش آري برود گل و بماند خارش :gol:
بالا