نتایح جستجو

  1. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دگرباره بشوريدم، بدان سانم، به‌جان تو که هربندي که بربندي، بدرّانم، به‌جان تو من آن ديوانه‌ي بندم که ديوان را همي بندم زبان مرغ مي‌دانم، سليمانم،‌ به جان تو! :gol:
  2. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    من درد مشترکم مرا فرياد کن! درخت با جنگل سخن مي‌گويد علف با صحرا ستاره به کهکشان و من با تو سخن مي‌‌گويم! ...
  3. ک

    خدا و شرور

    جواب سعيد يکي از پاسخ‌هايي است که نحله‌اي از مؤمنان به اين طرح بحث‌ها داده‌اند و از منظر خودشان و شايد به "تجربه" قابل توجه باشد... پاسخ هر کسي از منظر خودش مي‌تواند درست باشد. (اون حديثه... اگه خواستي فردا برات پيدا مي‌کنم سعيد جان) :heart::gol:
  4. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا در منزل جانان، چه امن عيش چون هردم جرس فرياد بر مي‌دارد که بربنديد محمل‌ها! :gol:
  5. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    يک لحظه و يک ساعت دست از تو نمي‌دارم زيرا که تويي کارم، زيرا که تويي بارم از قند تو مي‌ نوشم، با پند تو مي‌کوشم من صيد جگرخسته، تو شير جگرخوارم جان من و جان تو، گويي که يکي بوده‌ است سوگند بدين يک جان، کز غير تو بي‌زارم! (ناز نفست لوتي!) :gol:
  6. ک

    نظر لطفت شماست، نگاهِ تو زيباست!

    نظر لطفت شماست، نگاهِ تو زيباست!
  7. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تو خورشيدي و يا زهره و يا ماهي، نمي‌دانم وزين سرگشته‌ي مجنون چه مي‌خواهي، نمي‌دانم
  8. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مرو، مرو، چه سبب زود زود مي‌بروي؟ بگو، بگو، که چرا دير دير مي‌آيي؟ نفس، نفس، زده‌ام ناله‌ها ز فرقت تو زمان، زمان، شده‌ام بي‌رخ تو سودايي مجو، مجو، پس از اين، زينهار، راه جفا مکن، مکن، که کَشَد کار ما به رسوايي
  9. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ديگران قرعه‌ي قسمت همه بر عيش زدند دل غم‌ديده‌ي ما بود که هم بر غم زد! :gol:
  10. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تو خود اي گوهر يک‌دانه کجايي آخر؟ کز غمت ديده‌ي مردم همه دريا باشد! (ياسر جان! کجايي؟ فقط امتياز مي‌دي؟!) :gol:
  11. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مي خور که هرکه آخر کار جهان بديد از غم سبک بر آمد و رطل گران گرفت بر برگ گل به خون شقايق نوشته‌اند که آن‌کس که پخته شد، مي چون ارغوان گرفت فرصت نگر که فتنه چون در عالم اوفتاد عارف به جام مي زد و از غم کران گرفت
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    اي گلبن جوان بَرِ دولت بخور که من در سايه تو بلبل باغ جهان شدم از آن زمان که فتنه چشمت به من رسيد ايمن ز شر فتنه آخر زمان شدم اول ز حرف لوح وجودم خبر نبود در مکتب غم تو چنين نکته‌دان شدم!
  13. ک

    خدا و شرور

    (خنده) عزيز دلم، سقراط! موضوعت خوبه، درست. جوابش هم مي‌ديم،به چشم! اما فدات شم، چرا اين‌قدر با عجله مي‌نويسي؟ نکنه باز از توي کافي‌نت الهام گرفتي و... خب قبلش متن رو روي کاغذ پياده کن، مرتبش کن، جلمه بندي‌ها و علايم ويرايشي... با اين مثال‌هاي پراکنده و بدون مقدمه... از همه اين‌ها گذشته، اين يه...
  14. ک

    ژاپن چگونه ژاپن شد؟

    فکرشو بکنيد، بعد از اتمام جنگ جهاني دوم، پس پنج سال ژاپن خودشو ترميم کرد، سرپا ايستاد و در رديف کشورهاي صنعتي قرار گرفت. اين‌ها جز برنامه‌ريزي و نظم به‌دست مي‌آيد؟ :gol:
  15. ک

    آيين نگارش و ويرايش

    آغاز راه (1) آغاز راه (1) من در نظر دارم، نخست مطالبي از ساختار يک نوشته (پيام و آيين) بگويم. بعد گفتاري را از شيوه درست‌نويسي و مصاديق مهمش تقديم کنم. در برخي مباحث سعي مي‌کنم از دستورات صرف و خشک نويسندگي فاصله گرفته، با طرح "مثال"اي به مصاديقي عيني در همين سايت بپردازم. پيام و آيين نوشته...
  16. ک

    آيين نگارش و ويرايش

    جغرافياي پهناور ادبيات و نويسندگي محدود به شاعران و اديبان نمي‌شود. هرکه "انسان" است و "سخن" مي‌گويد، مي‌تواند ساکنش باشد. من اما بر لزومش رأي مي‌دهم؛ زيرا شهروندي که از شيوه "درستي" و "شيوايي و زيباييِ" سخن مطلع و بهره‌مند باشد، نفوذ کلام داشته، تعاملش با هم‌نوعان سهل و ساده مي‌شود و به تبعش از...
  17. ک

    رازهای قصه ی موسی و شبان 1

    دست‌مريزاد! دست‌مريزاد! آري! زبان و قال ملاک دین‌داری واقعی نیست. درون و حالاست که در چشم خداوند بها و اهمیت دارد. آداب‌دانان را از سوخته جانان، و حاملان درس دین را از حاملان درد دین باید فرق نهاد. به تو دست‌مريزاد مي‌گويم باران! به عنوان عضو کوچکي در اين تالار خير مقدمت مي‌گويم... ظاهراً...
  18. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    زان يار دلنوازم، شکري است با شکايت گر نکته‌دان عشقي، بشنو تو اين حکايت: بي‌مزد بود و منت، هر خدمتي که کردم يا رب مباد کس را، مخدوم بي‌عنايت! در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشه‌‌اي برون آي! اي کوکب هدايت! از هرطرف که رفتم، جز وحشتم نيفزود زنهار از اين بيابان! وين راه بي‌نهايت! (چقدر...
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    بعضي به صفات حيدر کرارند بعضي ديگر ز زخم تو بيمارند عشقت گويد درست خواهم در راه گويي تو که ني‌شکستگان بسيارند "مولانا" :gol:
بالا