حرف ت (2)
حرف ت (2)
تو آفسايد: از مرحله پرت/ از محدوده خارج
توالت فرنگي: ماشين ماتيز
توپ: عالي/ خيلي خوب/ با حال
توپ جمکن: فرد حاشيهاي/ آدمي که در جمع به صورت فرع و حاشيه است
توپ فوتبال: سرگردان/ کسي که دائم به اين و آن حواله ميشود
تو پيچ خوبم: طرف را خوب ميپيچانم
تو خاکي زدن...