نتایح جستجو

  1. ک

    کارگاه ادبيات

    پاسخ تمرين 2 پاسخ تمرين 2 پاسخ: 1. "اتاق" کلمه ترکي است که گاهي به صورت "اطاق" و "اطاغ" نوشته مي‌شود. صورتي ديگر از اين کلمه وثاق است که به احتمال به صورت "وتاق (اوتاق)" بوده است؛‌ بنابراين بهتر است اين کلمه را به صورت "اتاق" بنويسيم: شبي در ارديبهشت است. چراغ در اتاق من مي‌سوزد (خانلري:‌...
  2. ک

    مشاعرۀ سنّتی

  3. ک

    عمراً فعلا تحريمي!

    عمراً فعلا تحريمي!
  4. ک

    شازده کوچولو

    راز جاودانگي "شازده‌کوچولو" (1) راز جاودانگي "شازده‌کوچولو" (1) تأخير مرا ببخشاييد دوستان! نمي‌دانيد در اين هفته چه بر من گذشت! چه کاغذها پاره کردم و از نو نوشتم و باز به دلم ننشست... تا به حال اين‌قدر براي نوشتن عاجز نشده بودم و قلمم يبوست نگرفته بود! همه‌ي اين‌ها به خاطر ازدحام مطالبي بود که...
  5. ک

    نقد ادبی اشعار و دل نوشته های دوستان

    از جانب خودم به‌خاطر برپايي اين محفل ارزشمند سپاس‌گزاري مي‌کنم! اميدوارم دوستان قدردان اين سفره و ميزبانش باشند! :gol: آسمان عزيز! از باب احتياط مي‌پرسم تا ناهماهنگي نکرده باشم: نقل نوشته‌‌اي که شعرگونه نيست، بلکه نثري ساده است، مثل يک خاطره... اجازه ارائه‌اش است؟
  6. ک

    اصطلاحات خودماني

    از حضور سبزت سپاس‌گزارم، اين‌جا متعلق به شماست... افتخار داديد! :gol: متأسفانه الان دستم از امتياز خالي است... طلبتان دوست عزيز :gol:
  7. ک

    غزل و قصیده

    مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون شد از سمك تا به سماكش، كشش ليلى برد من به سرچشمه خورشيد نه خود بردم راه ذره‏اى بودم و مهر تو مرا بالا برد من خسى بى سروپايم كه به سيل افتادم او كه مى‏رفت مرا هم به دل دريا برد جام صهبا ز...
  8. ک

    زندگی نامه لو آندره سالومه

    چه زحمتي کشيده‌اي کامران عزيز!:heart: کسي‌که با نيچه و فرويد محشور باشد، خودش هم بايد يک غول باشد! :gol:
  9. ک

    رباعی و دو بیتی

    باران بر من ببخشا! دير کردم... از دي‌روز به دنبال دفتر دوبيتي‌هايم مي‌گردم... يادگار ايام نوجواني است... حالا اين يکي را بر سر سفره‌ات مي‌چينم، تا بعد... تا با غم عشق تو مرا کار افتاد بي‌چاره دلم در غم بسيار افتاد بسيار فتاده بود اندر ره عشق اما نه چنين زار که اين‌بار افتاد "مولانا" :gol:
  10. ک

    محفل ادبی

    خب ارغوان، مي‌بيني که از موضوع چيزي کم نياورديم... حال بايد مثل صندلي داغ، برايشان نوبت تعيين کنيم... همان ترتيب زماني يعني به همين صورتي که چيده شده است، به گمان من مناسب است. فقط برخي از موضوعات، از طرف پيشنهاد دهنده، پيش‌تر بايد توضيح داده شده، تعريف شود. نظر تو چيه ارغوان؟ :gol:
  11. ک

    محفل ادبی

    ارغون عزيز! ظاهرا پرسش‌هاي پرستو سه تاست...
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش در حلقه‌ي ما قصه‌ي گيسوي تو بود تا دل شب سخن از سلسله موي تو بود دل از ناوک مژگان تو در خون گشت باز مشتاق کمان‌خانه‌ي ابروي تو بود (صباح الخير!) :gol:
  13. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دو تنها دو سرگردان دو بي‌کس دو دامت در کمين از پيش از پس! بيا تا حال يک‌ديگر بدانيم مراد هم بجوييم ار توانيم که مي‌بينم در اين دشت مشوش چراگاهي ندارد ايمن و خوش که خواهد شد بگوييد اي حبيبان رفيق بي‌کسان يار غريبان مگر خضر مبارک پي در آيد ز يمن همتش کاري گشايد :gol:
  14. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دلا نزد کسي بنشين که او از دل خبر دارد به زير آن درختي رو که او گل‌هاي تر دارد در اين بازار عطاران مرو هرسو چو بي‌کاران به دکان کسي بنشين که در دکان شکر دارد ترازو گر نداري پس تو را، زو ره زند هرکس يکي قلبي بيارايد، تو پنداري که زر دارد! تو را بر در نشاند او به طراري که مي‌آيم تو منشين...
  15. ک

    مهم ترین ها از نظر شما چیست؟؟

    1. بهترين زمان: اکنون است 2. مهم‌ترين افراد "بشري" خودمان هستيم که نزديک‌ترين کس به ماست! 3. مهم‌ترين کار "شناخت"‌و "خودآگاهي" است. دعاي محمد(ص):‌ اللهم أرني الاشياء کما هي؛ خدايا چيزها را آن‌گونه که هستند به من بنمايان! به راستي اگر مسائل را آن‌گونه که هست،‌ مي‌ديديم چه تحول و پيروزي عظيمي به...
  16. ک

    محفل ادبی

    برداشت من از ادبيات تطبيقي، بسي وسيع‌تر از اين‌هاست:‌ تطبيق دو اثر ادبي مثل ايلياد هومر و شاهنامه‌ي فردوسي... که شايد به تطبيق قهرمانان نيز کشيده شود...اما محوريت بر متن و سبک ادبي است. باز از نظر شما و دوستان بهره‌مند خواهم شد. :gol:
  17. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    مرا پرسي که چوني؟ بين که چونم خرابم، بي‌خودم، مست جنونم پريزادي مرا ديوانه کرده است مسلمانان! که مي‌داند فسونم؟
  18. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    جان و جهان! دوش کجا بوده‌اي؟ ني غلطم در دل ما بوده‌اي آه که من دوش چه‌سان بوده‌ام؟! آه که تو دوش که‌را بوده‌اي؟! رشک برم کاش قبا بودمي چون که در آغوش قبا بوده‌اي! زَهره ندارم که بگويم تو را: "بي من بي‌چاره کجا بوده‌اي؟" :gol:
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دزديده چون جان، مي‌روي اندر ميان جان من سرو خرامان مني، اي رونق بستان من چون مي‌روي، بي من مرو! اي جان جان، بي‌تن مرو وز چشم من بيرون مشو،‌ اي شعله‌ي تابان من! :gol: (با عرض پوزش از محسن ز!‌ کمي عقب ماندم با اين حال ترتيب مشاعره به هم نخورد... افشين جان شعر زيبايي که نقل کرده‌اي مي‌داني از...
  20. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    در نيل غم فتاد سپهرش به طنز گفت: "الان قد ندمتُ و ما ينفعُ الندم!" "حافظ" (ترجمه:‌ الان همانا پيشمان شده‌ام و پشيماني سودي ندارد!) (بچه‌ها! شعرهاي اين صفحه عالي است! دوست داشتم به همه‌تان امتياز بدهم،‌ فعلا دستم خالي است، ببخشاييد!) :gol::heart:
بالا