نتایح جستجو

  1. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    درد تو سرشت توست، درمان ز که خواهي جست؟ تو دام خودي اي دل تا چون برهانندت از بزم سيه‌دستان هرگز قدحي مستان زهر است اگر آبي در کام چکانندت در گردنت از هر سو پيچيده غمي گيسو تا در شب سرگردان هر سو بکشانندت
  2. ک

    نجات خدا!

    از جانب خودم، خيرمقدم مي‌گويم! علت اين جبر و ناچاري را بگو: چرا روزي ناچار دست به تخريبش مي‌زند؟ :gol:
  3. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دي از تو چنان بدم که گل از بستان امروز چنانم و چنان‌تر ز چنان من چون نزنم دست که پابند مني چون پاي نکوبم که تويي دست‌زنان
  4. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    روي تو کس نديد و هزارت رقيب هست در غنچه‌اي هنوز و صدت عندليب هست گر آمدم به کوي تو چندان غريب نيست چون من در آن ديار هزاران غريب هست! :gol:
  5. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ايام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد ساقي به دور باده‌ي گلگون شتاب کن بوي بنفشه بشنو و زلف نگار گير بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن
  6. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    من آن ابرم که مي‌خواهد ببارد دل تنگم هواي گريه دارد دل تنگم غريب اين در و دشت نمي‌دانم کجا سر مي‌گذارد...
  7. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تمامي الفاظ جهان را در اختيار داشتيم و آن نگفتيم كه به كار آيد چرا كه تنها يك سخن يك سخن در ميانه نبود: آزادي! ما نگفتيم تو تصويرش كن! «شاملو» :gol:
  8. ک

    حسین وارث خوبان

    در درون انسان، دو قطب خوبی و بدی حضور دارد. غلبه هرکدام از این دو، حضور انسان را در دو جبهه خیر و شر رقم می‌زند. برای همین است که تاریخ انسان تا به الان صحنه تقابل خوبان و بدان بوده است. عاشورا اما صحنه ای دیگر است: بزرگ‌ترین تجلی رو در رویی این دو سپاه است، انگار تمام خوبی‌هایی که آدمیان فرصت...
  9. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    آن ذره که جز همدم خورشيد نشد بر نقد زد و سخره‌ي اميد نشد عشقت به کدام در افتاد که زود از باد تو رقصان چو سر بيد نشد (از خود ملولم که از ديو و ددم!) :gol:
  10. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش آن‌چه برفت در ميان تو و من نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن روزي که سفر کنم ازين کهنه وطن افسانه کند از آن شکن‌هاي کفن _____ به Cute: سلام همساده چند روزي است ملولم! با اين‌حال خدا را شاکرم!:gol:
  11. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    هرگز به مزاج خود يکي دم نزني تا از دم خويش گردن غم نزني هرچند ملولي تو يقين است که تو با اين‌که ملولي ز کسي کم نزني
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    سراب سراب تنش از خستگي افتاده ز کار، بر سر و رويش نشسته غبار، شده از تشنگي خشک گلو، پاي عريانش مجروح ز خار هر قدم پيش رود، پاي افق چشم او بيند دريايي آب. اندکي راه چو مي‌پيمايد مي‌کند فکر که مي‌بيند خواب! "سهراب"
  13. ک

    تاثير مذهب و دعا در بهبودي بيماران

    دست‌مريزاد استاد! "روان‌شناسي ديني" عهده‌دار تاثير ايمان و دين بر روان آدميان است. شايد من‌ هم بتوانم آماري از تحقيقاتشان ارائه بدهم و بر مطلب بيفزايم. :gol:
  14. ک

    شعر نو

    از اين گونه مردن... از اين گونه مردن... مي‌خواهم خواب اقاقياها را بميرم. خيال‌گونه در نسيمي کوتاه که به ترديد مي‌گذرد خواب اقاقياها را بميرم مي‌خواهم نفس سنگين اطلسي‌ها را پرواز گيرم. در باغچه‌هاي تابستان، خيس و گرم به نخستين ساعات عصر نفس اطلسي‌ها را پرواز گيرم. ... "شاملو" :gol:
  15. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    به سينه سرّ محبت نهان کنيد که باز هزار تير بلا در کمين احباب است ببين در آينه‌داري ثبات سينه‌ي ما اگرچه با دل لرزان به سان سيمات است
  16. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    آسيمه‌سر رسيدي از غربت بيابان دل خسته ديدمت از آوار خيس باران
  17. ک

    خدا بیشتر به ما عشق میورزد یا ما به او؟

    بانگ شعيب و ناله‌اش (4) بانگ شعيب و ناله‌اش (4) شعيب در پاسخ نداي آسماني در وعده‌ي بهشت و آسودگي از دوزخ الهي، پاسخ مي‌دهد: از کدامين دوزخ مي‌ترسانيم که دوزخي در دلم بر پاست و سراپاي وجودم را عشق و درد هجران مي‌سوزاند، پس ادامه مي‌دهد: پاسخ شعيب (2) گريه‌هايم ني ز شوق جنت است ني ز شوق حوري...
  18. ک

    عشق در عرفان اسلامی

    به بحث مفيد و زيبايي دست زدي فلق جان! مطالب را ذخيره مي‌کنم تا سر فرصت بخوانم... با تو همراه خواهم بود! :gol:
  19. ک

    عشق مجازی !

    عنوان جالبي است. اما شايسته‌ است وقتي حديثي را از کسي نقل مي‌کنيد، منبع آن را هم ذکر کنيد! قبول بفرماييد:‌ اگر اين روش را در ارائه مطالبمان انتخاب کنيم، بنده هم خيلي راحت مي‌توانم بگويم: قال الصادق(ع)؛ المجاز قنطرة الحقيقه؛ مجاز پل رسيدن به حقيقت است. به عبارتي عشق مجازي مي‌تواند پل و معبر رسيدن...
  20. ک

    خدا بیشتر به ما عشق میورزد یا ما به او؟

    بانگ شعيب و ناله‌اش (3) بانگ شعيب و ناله‌اش (3) داستان به نداي آسماني رسيد که معترضانه به شعيب نهيب مي‌زند: اگر گريه‌ات از ترس دوزخ است، دوزخ را بر تو حرام کرديم و اگر از شوق جنت است، آن را بر تو واجب کرديم... پاسخ شعيب (1) چون شعيب از عالم غيب اين شنيد از دل پر درد آهي برکشيد! کاي خدا...
بالا