نتایح جستجو

  1. ک

    کارگاه ادبيات

    تمرین 2 تمرین 2 1. املای کدام صحیح است: اتاق/ اطاق 2. این دو هم‌آوا را معنی کنید: اثاث/ اساس 3. تصحیح کنید: علی به بازار رفته و خرید کرد.
  2. ک

    کارگاه ادبيات

    پاسخ صحیح: 1. نشانه مفعولی بدون فاصله باید در کنار مفعول قرار بگیرد. مثال دیگر: نادرست: من مسابقه ای که دیروز برگزار شد را دیدم. درست: من مسابقه ای را که دیروز برگزار شد، دیدم. 2. کلمات فارسی با نشانه ی جمع فارسی "ها" جمع بسته می شوند، نه عربی "ات" مثال های زیر از همین قبیل اند: - سفارش‌ها...
  3. ک

    آقا ما خيلي مخلصيم! بنده هم متقابلا خدمت شما تبريک عرض مي‌کنم! :gol:

    آقا ما خيلي مخلصيم! بنده هم متقابلا خدمت شما تبريک عرض مي‌کنم! :gol:
  4. ک

    به نام زن... ♡

    "زيبايي يك زن در لباسهايي كه مي پوشد نيست ، در ظاهر او نيست ، در شيوه آرايش موهايش نيست . بلكه زيبايي يك زن در چشما نش نهفته است . زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و در قلب او ، جايي كه عشق او به ديگران در آن قرار دارد ." راستش همه غرق متن زيبايت شدند آبجي گلاب... اين‌قدر که از عکس زيبايت غافل...
  5. ک

    سلام يار ديرين! شما به بنده لطف دارين... منظورتون عکس "ويکتور هوگو" بود؟ عاشقشم، مثل يه پدر...

    سلام يار ديرين! شما به بنده لطف دارين... منظورتون عکس "ويکتور هوگو" بود؟ عاشقشم، مثل يه پدر دوسش دارم! :gol:
  6. ک

    اشعار تركي

    دونيا يالان دونيادي! دونيا يالان دونيادي! راستش دلم گرفته... به اين‌جا پناه آوردم... از اشعار ترکي "حيدر بابا" رو دوست دارم. به‌خصوص اين چند بيتي که مي‌آورم. اگر تکراري است، ميهمان‌نوازي کنين و بر دل تنگم ببخشاييد! حيدر بابا، دونيا يالان دونيادي! سليماندان، نوحدان قالان دونيادي! اوغول دوغوب،...
  7. ک

    تا حالا شده دلتون بگیره؟ان موقع چه کار کردید؟

    اول مي‌شينم موسيقي گوش مي‌دم بعد پا مي‌شم موسيقي گوش مي‌دم بعدش مي‌گيرم موسيقي گوش مي‌دم... :gol:
  8. ک

    شعر ها و ترانه های محلی

    تقديم به حامد تقديم به حامد دوني ز چه ري نزيده افتو يارم نوريستاده از خو مو با دل تنگ تي بو آيم تو بانگ زني که اي کري ‌رو ابروي کج تو ور همه خلق دادم‌ مو نشون که هي‌مه نو (مرحوم حسين‌قلي‌خان معروف به ايلخاني) ترجمه: مي‌داني از چه رو آفتاب سرنزده؟ (چون) يارم از خواب برنخاسته من با دل...
  9. ک

    ترجمه اشعار ترانه و ضرب المثل (زنده شدن تایپک های قدیمی)

    بس کن سروش! اين چه حرفيه؟ من هنوز فرصت نکرده‌ام اشعار زيبايت را بخوانم، اما انصافاً اصل محملي که بنا کرده‌اي، بايد هزار بار به تو دست‌مريزاد گفت...
  10. ک

    انديشه‌ي گرامي! لطف و محبتت بر دل نشست و در دل مي‌ماند...:gol:

    انديشه‌ي گرامي! لطف و محبتت بر دل نشست و در دل مي‌ماند...:gol:
  11. ک

    ترجمه اشعار ترانه و ضرب المثل (زنده شدن تایپک های قدیمی)

    سال‌ها پيش از کنار اين شعر بي‌اعتنا مي‌گذشتم،‌ چندسال بين من و اين شعر فاصله‌ شد با مطالعه‌ي مکتب "رومانتيسم" و تمرکز بر يافتن معناي مرگ و زندگي... پس از اين‌همه، روزي اتفاقي به تماشاي فيلم تشييع جنازه شاملو نشسته بودم:‌ تلفيق شعر و صداي حزين شاملو و تصوير تشييع‌اش، چنان منقلبم کرد انگار به...
  12. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    وقف است مرا عمر در اين مشتاقي احسنت زهي طراوت و رواقي من کف نزنم تا تو نباشي مطرب من مي نخورم تا تو نباشي ساقي
  13. ک

    سلام حامد جان! همين، باور کن بي‌طمع بود! :heart::gol:

    سلام حامد جان! همين، باور کن بي‌طمع بود! :heart::gol:
  14. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    ناخوانده به هر جا که روي غم باشي ور خوانده روي تو محرم آن دم باشي تا کافر را خدا نخواند نرود شرمت بادا ز کافري کم باشي! :gol:
  15. ک

    با بامدادِ شاعر، احمد شاملو

    سنگ بناي خوبي گذاشتي يامين عزيز! شعرت از "مارگوت بيکل" است با ترجمه‌ي شاملو. در پست نخست گفته بودم: هرچه از شاملو و مربوط به او باشد، نقل کنيم. از همين شاعر است: ابرهاي خزاني در ذهن و روح من ابرهاي خزاني سنگين و پر سايه. خاطر در آرامش است انديشه‌ي آدميان را باز نمي‌توان خواند و مقاصد...
  16. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    اي آن‌که صليب‌دار و هم ترسايي پيوسته به زلف عنبر ترسايي لب بر لب من به بوسه کمتر سايي آيي بر من و ليک با ترس آيي
  17. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا خواسته‌ام از تو ترا خواسته‌ام از عشق تو خوان عشق آراسته‌ام خوابي ديدم و دوش فراموشم شد اين مي‌دانم که مست برخاسته‌ام!
  18. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    تا ترک دل خويش نگيري ندهم وانچت گفتم تا نپذيري ندهم حيلت بگذار و خويشتن مرده مساز جان و سر تو که تا نميري ندهم (سلام cute! سلام بچه‌ها! من اين‌جا ديگه يه کاربرم! اگه cute دلگير نشه و نگه امتياز مهم نيست، بايد بگم دکمه امتيازم باز غيرفعاله، نيست!) :gol:
  19. ک

    مشاعرۀ سنّتی

    يک چند به گير و دار بگذشت مرا يک چند در انتظار بگذشت مرا باقي همه صرف حسرت روي تو شد بنگر که چه روزگار بگذشت مرا "نيمايوشيج"
  20. ک

    با بامدادِ شاعر، احمد شاملو

    سپاس‌گزارم آسمان! حضور شما را در اين‌جا علي‌رغم قهر و غريبي‌تان با شاملو، مغتنم مي‌دانم. چرا از شاملو آغاز کردم: نخستين دليلم، قانوني منطقي است: "ذکر شيء نفي ماعدا نمي‌کند" بناي محفلي به نام شاملو، دليل بر نفي ديگران نمي‌شود. دوم: علاقه‌ي شخصي بود و وام‌داري‌‌ام از شاملو؛ به يقين بي‌تأثير...
بالا