نتایح جستجو

  1. M

    شعر نو

    تو اگر ميدانستی كه چه زجری دارد كه چه دردي دارد خنجر از دست عزيزان خوردن از من تنها تو نميپرسيدی كه چرا تنهايی... :cry: :cry:
  2. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من ظلمت و تباهي جاويدم تو آفتاب روشن اميدي برجانم، اي فروغ سعادتبخش دير است اين زمان، كه تو تابيدي
  3. M

    درد دل...

    در سرای سینه و در هوای بی کسی، پر شکسته از دلیم و دل بریده از همه، ما به جز جفا یا خطا ز دل ندیده ایم. ما بخاطرش رنجها کشیده ایم :cry::crying:
  4. M

    یک نفر ...یک جایی ......(عکس های زیبا)

    ممنون فيدل اون عكس اولي واقعا معركه بود
  5. M

    داستانها و مطالب کوتاه، زیبا، پنداموز و تامل برانگیز

    من اگه جاي اون پسر بي رحم بودم از غصه شكستن دل مادرم همون جا دق مي كردم خدا در قران ميگه اگر پدر ومادر آدم بدترين ستم ها و جفا ها را در حق فرزندان بكنند فرزندان حق ندارند كوچكترين بي احترامي اي به آنها بكنند
  6. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    بيچاره دل كه با همه اميد و اشتياق بشكست و شد بدست تو زندان عشق من در شط خويش رفتي و رفتي از اين ديار اي شاخه شكسته ز توفان عشق من
  7. M

    مشاعرۀ سنّتی

    از ديدگان روشن من بستان شوق بسوي غير دويدن را لطفي كن اي خدا و بياموزش از برق چشم غير رميدن را
  8. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعر نگاه تو درترانه من تو نیستی که ببینی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید به روی لوح سپهر ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر به چشم...
  9. M

    مشاعرۀ سنّتی

    می خواهم از نسیم بپرسم بی جزر و مد قلب شما آه دریا چگونه می تپد امروز ؟ ای مرغ های طوفان ! پروازتان بلند دیدارتان ترنم بودن بدرودتان شکوه سرودن تاریختان بلند و سرافراز آن سان که گشت نام سر دار زان یار باستانی همرازتان بلند آه
  10. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است طنین شعر نگاه تو درترانه من تو نیستی که ببینی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید به روی لوح سپهر ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر به چشم...
  11. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من ظلمت و تباهي جاويدم تو آفتاب روشن اميدي برجانم، اي فروغ سعادتبخش دير است اين زمان، كه تو تابيدي
  12. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    خوش است خلوت اگر یار یار من باشد نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد
  13. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد کارم بدان رسید که همراز خود کنم هر شام برق لامع و هر بامداد باد
  14. M

    مشاعرۀ سنّتی

    تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بو د سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود منزه دوست دارم
  15. M

    مشاعرۀ سنّتی

    نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما قربونت شم من عزيزم
  16. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    شايد نبوده قدرت آنم كه در سكوت احساس قلب كوچك خود را نهان كنم بگذار تا ترانه من رازگو شود بگذار آنچه را كه نهفتم عيان كنم
  17. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ماه اگر خواست كه از پنجره ها بيندم در بر او مست و پريش آنچنان جلوه كنم كاو ز حسد پرده ابر كشد بر رخ خويش اعتماد به نفس را حال مي كني ها....
  18. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مي نشستم خسته در بستر خيره در چشمان رؤياها زورق انديشه ام، آرام مي گذشت از مرز دنياها روزها رفتند و من ديگر خود نمي دانم كدامينم آن من سر سخت مغرورم يا من مغلوب ديرينم
  19. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    رفتم كه گم شوم چو يكي قطره اشك گرم در لابلاي دامن شبرنگ زندگي رفتم، كه در سياهي يك گور بي نشان فارغ شوم ز كشمكش و جنگ زندگي
  20. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مستيم از سر پريد، اي همنفس بار ديگر پر كن اين پيمانه را خون بده، خون دل آن خود پرست تا به پايان آرم اين افسانه را
بالا