نتایح جستجو

  1. M

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس ، تقدیری مبارک ،که آنچه را که تو زود می خواهی ،دیر نخواهم وچیزی را که تو دیر می خواهی، زود نخواهم
  2. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    عشقي بمن بده كه مرا سازد همچون فرشتگان بهشت تو ياري بمن بده كه در او بينم يك گوشه از صفاي سرشت تو
  3. M

    مشاعرۀ سنّتی

    يكشب ز لوح خاطر من بزداي تصوير عشق و نقش فريبش را خواهم بانتقام جفاكاري در عشق تازه فتح رقيبش را :w07::w07:
  4. M

    مشاعرۀ سنّتی

    در کنار سفره اسطوره ها من به یک ظرف سفالی دلخوشم مثل اندوه کویر و بغض خاک با خیال آبسالی دلخوشم سر نهم بر بالش اندوه خویش با همین افسرده حالی دل خوشم در هجوم رنگ در فصل صدا با بهار نقش قالی دلخوشم آسمانم: حجم سرد یک قفس با غم آسوده بالی دلخوشم گرچه اهل این خیابان نیستم با هوای این حوالی دلخوشم
  5. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دو صد سلام بر باراني عزيز... در جذبه اي كه حاصل زيبائي شب است رؤياي دور دست تو نزديك مي شود بوي تو موج مي زند آنجا، بروي آب چشم تو مي درخشد و تاريك مي شود
  6. M

    مشاعرۀ سنّتی

    مي شنيدم نيمه شب در خواب هاي هاي گريه هايش را در صدايم گوش مي كردم درد سيال صدايش را شرمگين مي خواندمش بر خويش از چه رو بيهوده گرياني در ميان گريه مي ناليد دوستش دارم، نمي داني
  7. M

    درد دلی با صاحب الزمان(حضرت مهدی عج)

    دوستان عزيز من فرازي از دعاي ندبه را مي گذارم عاشق اين قسمتشم مَتى نُغاديكَ وَ نُراوِحُكَ فَنُقِرُّ عَيْناً؟ مَتى تَرانا وَ نَراكَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرى؟ أَتَرانا نَحُفُّ بِكَ وَ أَنْتَ تَأُمُّ الْمَلَأَ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً؟ وَ أَذَقْتَ أَعْداءَكَ هَواناً...
  8. M

    سخنان بزرگان، جملات کوتاه و زیبا

    اگه اولش به فكر آخرش نباشي آخرش به فكر اولش مي افتي
  9. M

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
  10. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و مي دانم چرا بيهوده مي گوئي، دل چون آهني دارم نمي داني، نمي داني، كه من جز چشم افسونگر در اين جام لبانم، باده مرد افكني دارم
  11. M

    مشاعرۀ سنّتی

    با عرض پوزش از behnam ترا مي خواهم و دانم كه هرگز به كام دل در آغوشت نگيرم توئي آن آسمان صاف و روشن من اين كنج قفس، مرغي اسيرم
  12. M

    مشاعرۀ سنّتی

    شايد نبوده قدرت آنم كه در سكوت احساس قلب كوچك خود را نهان كنم بگذار تا ترانه من رازگو شود بگذار آنچه را كه نهفتم عيان كنم
  13. M

    مشاعرۀ سنّتی

    اي ستاره ها كه بر فراز آسمان با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد اي ستاره ها كه از وراي ابرها بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من ديگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد؟ اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد؟
  14. M

    مشاعرۀ سنّتی

    نه targol خانوم....نه بهار بايد بياد عطر و گل و ترانه و سرمستي را از شما بگيره
  15. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت اي دختر بهار حسد مي برم به تو عطر و گل و ترانه و سرمستي ترا با هر چه طالبي بخدا مي خرم ز تو خورشيد خنده كرد و ز امواج خنده اش بر چهر روز روشني دلكشي دويد موجي سبك خزيد و نسيمي به گوش او رازي سرود و موج به نرمي از او رميد خورشيد تشنه كام در آنسوي آسمان گوئي...
  16. M

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    targol ته شعر بود ممنون آسمان همچو صفحه دل من روشن از پرتو مهتابست امشب از خواب خوش گريزانم كه خيال تو خوش تر از خوابست
  17. M

    مشاعرۀ سنّتی

    يكشب ز حلقه اي كه بدر كوبند در كنج سينه قلب تو مي لرزد چون در گشوده شد، تن من بي تاب در بازوان گرم تو مي لغزد يكشب لبان تشنه من با شوق در آتش لبان تو مي سوزد چشمان من اميد نگاهش را بر گردش نگاه تو مي دوزد
  18. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دسته ای گل از نگاه ِ آفتاب یک ردا برای شانه های مهربان تو! در شبان ِ سرد چارُقی برای گامهای پُر توان تو در هجوم درد من همان بلال ِ الکنم ، در تلفظ ِ تو ناتوان وای از این عتاب آه...َ ممنون از targol به خاطر راهنماييش :w27:
  19. M

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    ماه اگر خواست كه از پنجره ها بيندم در بر او مست و پريش آنچنان جلوه كنم كاو ز حسد پرده ابر كشد بر رخ خويش اعتماد به نفس را حال مي كني ها....:w18:
  20. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت دل من با دلت افسانه عشق چشم من ديد در آن چشم سياه نگهي تشنه و ديوانه عشق ياد آن بوسه كه هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت ياد آن خنده بيرنگ و خموش كه سراپاي وجودم را سوخت
بالا