نتایح جستجو

  1. M

    مشاعرۀ سنّتی

    من كه پشت پا زدم به هر چه هست و نيست تا كه كام او ز عشق خود روا كنم لعنت خدا به من اگر بجز جفا زين سپس بعاشقان باوفا كنم
  2. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ما خاك راه به هنر كيميا كنيم صد درد بي دوا به گوشه چشمي دوا كنيم
  3. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم از دوست به یادگار دردی دارم کان درد به صد هزار درمان ندهم
  4. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دست از طلب ندارم تا كام من برآيد يا جان رسد به جانان يا جان ز تن در آيد
  5. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    چقدر دلم هوای آسمان کرده فرقی نمی کند ابری باشد یا ستاره باران دلم برای آسمان تنگ است انگار باز حال و هوای دلم ابری شده گلویم از بغضی سنگین می سوزد چشمهایم می خواهند ببارند ولی نمی گذارم مثل همیشه این هم یکی دیگر از معایب بزرگ شدن است حالا آرزو دارم بتوانم کودکانه گریه کنم ولی افسوس...
  6. M

    مشاعرۀ سنّتی

    هرگزم در سر نباشد فكر نام اين منم كاينسان ترا جويم بكام خلوتي مي خواهم و آغوش تو خلوتي مي خواهم و لب هاي جام
  7. M

    مشاعرۀ سنّتی

    داني از زندگي چه مي خواهم من تو باشم، تو، پاي تا سر تو زندگي گر هزارباره بود بار ديگر تو، بار ديگر تو
  8. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ما رفته ايم در دل شب هاي ماهتاب با قايقي به سينه امواج بي كران بشكفته در سكوت پريشان نيمه شب بر بزم ما نگاه سپيد ستارگان
  9. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    تو دوباره بر می گردی ! دل یه عمره گوش به زنگه ! پا بذار رو خط جاده ! با تو قصه مون قشنگه ! نگو پروانه هنوزم ، تو دل پیله اسیره ! پر پروازتو وا کن ! نگو دیره ! نگو دیره ! واسه فهمیدن چشمات ، پلک خورشیدو میبندم ! گم میشم تو شهر رویا ! من به بیداری میخندم !
  10. M

    مشاعرۀ سنّتی

    او بمن مي گويد اي آغوش گرم مست نازم كن، كه من ديوانه ام من باو مي گويم اي ناآشنا بگذر از من، من ترا بيگانه ام
  11. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    هزار جهد بکردم که یار من باشی مراد بخش دل بی قرار من باشی چراغ دیده ی شب زنده دار من گردی انیس خاطر امیدوار من باشی
  12. M

    مشاعرۀ سنّتی

    ترا افسون چشمانم ز ره برده است و مي دانم كه سرتاپا بسوز خواهشي بيمار مي سوزي دروغ است اين اگر، پس آن دو چشم رازگويت را چرا هر لحظه بر چشم من ديوانه مي دوزي
  13. M

    مشاعرۀ سنّتی

    كجا كس در قفايش اشك غم ريخت كجا كس با زبانش آشنا بود ندانستند اين بيگانه مردم كه بانگ او طنين ناله ها بود اونجا هم ميشه عزيز دلم :thumbsup2:
  14. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن
  15. M

    مشاعرۀ سنّتی

    دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم ابروی یار در نظر و خرقه سوخته جامی به یاد گوشه محراب می‌زدم :w15: بابا ول كن گزينه هاي داخلي را بيا پايين...
  16. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش
  17. M

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود گزينه هاي داخلي را هم مي شه گفت اما برو يه كم پايين تر....
  18. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد تو را در این سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند کسی به حسن و ملاحت به یار ما نرسد
  19. M

    مشاعرۀ سنّتی

    شهريست در كناره آن شط كه سال هاست آغوش خود به روي من و او گشوده است بر ماسه هاي ساحل و در سايه هاي نخل او بوسه ها ز چشم و لب من ربوده است مي دوني كه كدوم شهر را مگم ...
  20. M

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست خيلي مخلصيم بالايي
بالا