همین الان داری به چی فکر میکنی؟

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه تو کوچه ما هم عروسی میشه بالخره
به اینکه:
دو سال قبل توی کوچه‌ی ما عروسی شد.
یهو دیدم ساعت 1 شب کلی ماشین با بوق و آهنگ اومدن توی کوچه و جلوی یه خونه شروع کردن به رقصیدن.
منم رفتم کنار پنجره و نگاهشون میکردم، توی دلم کلی هم گفتم خوش به حالشون، چقدر شادن،ایشالله خوشبخت بشن و ازین حرفها، خلاصه حسابی توی حس و حال عروسی رفته بودم که یهو دیدم دعوا شد😂😂😂
نمیدونم کی یه چیزی به برادر عروس گفت که به برادر عروس برخورد و شروع کرد به کتک‌کاری با اون طرف،جوری شد که آهنگ قطع شد و عروس دوماد رفتن دعوا رو فیصله بدن و آخرش هم بنده‌های خدا با کلی ناراحتی رفتن توی خونه.
حالا من هم ناراحت شده بودم براشون و هم خنده‌م گرفته بود که من چشمشون زدم😂😂😂
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
به اینکه:
متوجه شده بودم که منظورت چیه، فقط با جمله‌ت یاد اون شب افتادم و خواستم ماجراش رو تعریف کنم👍
به اینکه
منم میدونم کی چی به برادر عروس گفته خودم همیشه میگم ولی تو دلم :w12:
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه ان شاالله🙃 برای دومی میتونه قابل استفاده باشه🌹
به اینکه ما ازین اسم‌ها خوشمون نمیاد😁
دلمون میخواد اسم‌هایی باشه که کاملا برای همه شناخته شده و شنیده شده باشه و معنی کاملا مشخصی داشته باشه.
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به اینکه امروز مطمن شدن زندگی قبلیم کلفت بودم🙄
حالا من الان داشتم ظرف میشستم،داشتم فکر میکردم که دیروز تا حالا که مریض بودم خیلی هم بد نبود، من کلا در حال استراحت بودم و آقایون خونه همه کارها رو میکردن، داشتم فکر میکردم حداقل تا فردا همچنان خودم رو به مریضی بزنم تا بیشتر استراحت کنم😁
 

Similar threads

بالا