پاییزم را آغاز میکنم و هر روز کوله بار تنهاییم را تنهاتر از قبل به دوش میکشم[SIZE=+0][/SIZE]بی آنکه دست مهربانت با گرمای زندگی بخشش مرا دریابد
بی آنکه با روشنی چشمان عاشقت صبح را آغاز کنم ..
و بی آنکه در را به رویم بگشایی و در آغوش امنت پناهم دهی
ای پاییز نیا[SIZE=+0] ..[/SIZE]
" از آخرین تلاش زمستان
یک باغ بی شکوفه ماند برجای
من سردم است مادر تابستان .. "