اُفتاده دِرَختی که به خود میبالید / از داغِ تَبَر به خاکِ غَم مینالید
گُفتم چه کَسی به ریشه ات زَد گُفتا / آن کَس که به زیرِ سایه ام می خوابید . . .
گُفتم چه کَسی به ریشه ات زَد گُفتا / آن کَس که به زیرِ سایه ام می خوابید . . .
زندگی نوشتن ندارد وقتی تمام روزهای خدا “من” دارد ولی “تو” ندارد …
بی تو هر کاری گریستن است حتی خندیدن …