معماری با مصالحی از جنس دل

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
اصلا مهم نیست که قلبم بتپد یا نه [FONT=arial, helvetica, sans-serif]اصلا که باشم یا نه[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]مهم این ها نیست[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]همین که هستی[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] و بوی تو در فضای خاطرم پر است[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]همین که بدانم حتی در خوابهایم هستی[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] مرا بس است[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]هنوز دستهایم بوی مهربانی دستهات را می دهد[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]و همین که بدانم قلبی برای من میزند[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]مهم نیست که در سینه من باشد یا نه[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]مرا از شادی لبریز می کند[/FONT]
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
اینجا که من هستم [FONT=arial, helvetica, sans-serif]هوا خوب است [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]آسمان آبی و [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] پرندگان آزادند[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]دل من اما [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] در قفس خاطره ات [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]بال بال می زند و[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] هوای کسی را دارد[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] لطفا به او بگویید: [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] "پرواز را به خاطر بسپار[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] پرنده مردنی است"[/FONT]
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
استخوانی که زیر بار حرفهایت شکست [FONT=arial, helvetica, sans-serif] را [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] گچ گرفتم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]با دل شکسته ام [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif] چه کنم؟[/FONT]
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
آن هنگام که با سکوت
نگاه می کنی و
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] لبخند می زنی[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]من مات می شوم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] در قاب لحظه ها[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]و [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]پایبند طوفانی می شوم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] که در من [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] به پا کرده ای[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]من دراین نگاه [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] هزار مثنوی می خوانم[/FONT]
وخوشبختی را در آغوش می کشم
همین خوب است
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]نگاه که می کنی[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] تمام من دود می شود[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]و مات در[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] سپیدی لبخندت [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif]و چشمانی که بر من سر می خورند[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] میسوزم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] نگاه که می کنی[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] من غرق می شوم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] نگاه کن مرا [/FONT]
 

ریحانه سعادت

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
[/FONT][FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، [/FONT]​
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،[/FONT]​
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری، [/FONT]​
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، [/FONT]​
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،[/FONT]​
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی؟! [/FONT]​
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟[/FONT]​
 

ریحانه سعادت

عضو جدید
کاربر ممتاز
باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت ... سهراب سپهری
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
گاهی آنقدر دلم از زندگی سیر می شود [FONT=arial, helvetica, sans-serif] که میخواهم تا سقف آسمان پرواز کنم[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]و رویش دراز بکشم ...[/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]آرام و آسوده![/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] [/FONT][FONT=arial, helvetica, sans-serif]مثل ِ ماهی ِ حوضمان [/FONT]
[FONT=arial, helvetica, sans-serif] که چند روزیست روی آب است![/FONT]
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می‌کشم و می‌میرم
مرگ نه سفری بی‌بازگشت است
و نه ناگهان محو شدن
مرگ دوست نداشتن توست
درست آن موقع که باید دوست بداری

رسول یونان
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کوچ بــــــــــارانـــــــــ ...


کوچ خواهم کرد اجباری

تا شب تنهایی باران
تا غم دلتنگی دریا
کوچ من ..
نه .. جای حسرت نیست
انتخاب تو
انتخاب من
هیچکس از عشق ما چیزی نمی داند
هیچکس حرفم را نمی خواند
مثل وقتی که
حرفهایت را نمی دیدند
شعرهایت را نمی خواندند
و تنها بر تو خندیدند ...
کوچ خواهم کرد
خواهم رفت
تا سرزمینی دور
تا شب تنهایی باران
تا شب چشمان بارانی
تا غزلهای قشنگ تو
کوچ خواهم کرد ...
 

ریحانه سعادت

عضو جدید
کاربر ممتاز

پاهایت را بگذار اینجا…
درست روی قلبم…
ببخش مرا …
چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم …
آهسته قدم بردار اینجا…
تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
مردانه که دلت بگیرد کدام زن میخواهد ارامت کند........؟
مردانه که بغض کنی چه زنی توانایی ارام کردنت را دارد.......؟
مرد که باشی حق این ها را نداری.......
مرد که باشی حق ات فقط در دل نگهداشتن است......
مرد که باشی از دور نمای کوهی را داری...مغرور غمگین و تنها.......
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چندی ست که به پایان رسیده ام...

سکوت های طولانی ام

خیره شدنم به نقطه ای مبهم

غرق شدنم در خویش

در خروش این همه ادم, تنها ماندنم

خشکیدن خون زندگی در رگهایم

گریز از چشم ادمها و پناه بردن به خاطرات دور

کنج انزوا و خو گرفتن با دردهایم

فقط نشان از یک چیز دارد :

من سالهاست مـــــــــــــرده ام
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
در روزگار غریبی که سزای خوب بودن,خنجر از پشت خوردن است....

پس بزن که سزای من,از درد به خود پیچیدن است

بزن که یک عمر تکرار اشتباه ,داستان تکراری زندگی ام شده است...

بزن که من ادم نمیشوم....
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه…..
وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای … بعد یه لحظه خودتم گم می کنی
وقتی می خوای بخندی اما اشک امانتو بریده .…
وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده .…
اونوقته که تازه می فهمی بغضت داره داغونت می کنه….. اونوقته که می فهمی کسانی رو کم داری ..
اونوقته که می فهمی هر کسی رو رها کردن راحت نیست …..
آره خودتم اینو خوب میدونی که اگه صداقت رو قبول نکنی خدا بهت پشت می کنه……
وقتی نمی دونی برای آروم شدنت باید چیکار کنی ….. وقتی هنوز تو لحظه هات صدای نفس های ؟ جاری …..
اون زمان که اشک از چشمات حلقه حلقه پایین میاد ؛
اون زمان که دل اشک هم شکسته ؛ مثه دل تو !!!
آروم که چشاتو ببندی ؟ می بینی همون گوشه ی متروکه ی ذهنت که رهام کردی به امید خدا و خودت راه افتادی تا به آسمون برسی ….
خودت راه افتادی تا سفر رو به پایان برسونی…. بدوون ؟ ...بدون پاهای ؟....
اما بین سفر احساس کردی که یه چیزی کم داری …
برگشتی که ؟ با خودت ببری !!! ؛ حالا … حالا … اون دیگه نیست …
اون دیگه وجود نداره.. دیگه حرفی ندارم ….!!!

 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
دعــــای بـــاران چــــرا ؟

دعــــای عشـــــــق بــخـــوان !

ایـــن روزهــا دلـــها تشــنه تــرند تـــا زمیــــن ،
......
خـــدایــــــــا.....

کمــــی عشـــــــق ببــــار


 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
وقتی نیست نباید اشک بریزیباید بگذاری بغض ها روی هم جمع شوند و جمع شوند ….تا کوه شوند ، تا سخت شوند ،
همین ها تو را میسازد…سنگت می کند درست مثل خودش !
باید یادت باشد حالا که نیست
اشکهایت را ندهی هرکسی پاک کند …میدانی؟
… آخر هرکسی لیاقت تو و اشکهایت را ندارد.
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پسرخاله به آقاي مجري گفته بود:

آدما نباس دوست پيدا كنن

چون وقتي ميرن

وقتي ديگه نميشه بهشون زنگ بزني

وقتي نميتوني درد و دل كني

يا حتي باهاشون شوخي كني و بخندي

وقتي دلت براش تنگ ميشه و نميتوني ببينيش

همهء دوستت ميشه يك سري عكسا و خاطرات

هي يه چيزي گير ميكنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما اين كارو ميكنن؟!

آدما باس هميشه تنها بمونن...!!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد..
این مَن بودَم
که به مــرور زمـآن عـآدت کردم..
و بـآ این هـَمه،

چهـ اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده...
و بـآور کنیــد که [SUP]مـَن[/SUP] خوشحـالــَم!
 
بالا