معماری با مصالحی از جنس دل

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سبز
سیاه
سفید
بس است
چه خبر این همه
رنگ
در میان انبوه رنگها
تنها به دنبال رنگ سرخ بودم
اما هرگز نیافتم
*نقل از یه نفر*
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
این روزها من ...
خدای سکوت شده ام
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا،
خط خطی نشود!
سکوتی می کنم به بلندی فریاد ...
فریادی که فقط و فقط خدا آگاه باشد
از راز دلم
از این روزهای تنهایی و دوری و ...!
حسرت ، که در این هجــــــــــوم تاریکی
صدای دل هم به جایی نمی رسد!





 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[h=2]
[/h]
ســــــــــختـــــــــ است وقتی از شـــــــــدت بـــــــــــغــــــض
گــــــــــــلو درد بگیـــــــــــــری
و هــــــــــمــــــــه بگوینـــــــــد :
.
.
.
لــــــــبــــــاس گــــــــرمـــــــــــ بپـــــــــوش ـــ ـــ ـــ !!!



 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تنهـــــایی یعنـــی ...


منتظر نباشی


یعنی قــــراری


دلهــــــره ای


...لحظــــه ای ...


نداشتــه بـاشی...


تنهـــــایی همــان دلتنــــگی نیست


در دلتنــــگی هــا کـسـی حضــــور دارد

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
و بارها ديدم كه با چقدر سبد براي چيدن يك خوشه بشارت رفت
ولي نشد كه روبروي حضور كبوتران بنشيند
و رفت تا لب هيچ
و پشت حوصله ي نورها دراز كشيد...
و هيچ فكر نكرد كه من ميان اين همه پريشاني و درد
براي خوردن يك سيب چقدر تنهايم...
دوستم را میگویم

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
رویاها قدرت تغییر در جهان هستند و رویاهای من زندگانی ام را به شکلی باور نکردنی تغییر دادند!

اما در میانه ی راه ...

شاید خط امتداد رویاهایم را گم کرده ام.

کجاست سر این کلاف سر به هوا ؟!



ماتــــــــــــــــــــــ ــــم. مات !

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ…
ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ :
ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ . . .
دستی ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺳﺨﺘﻴﻬﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ . . .
ﺩﯾﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺁﺷﻨﺎ ﺩﺭ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻏﺮﺑﺖ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﺷﻮﺩ . . .
ﻳﮏ ﻋﺰﻳﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺖ ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . .
ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺮﻭﺩ ، ﺧﻮﺑﯿﻬﺎﯾﺶ ﻋﯿﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . .
بهار و ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ٬ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻗﺸﻨﮓ ﻭ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ . . .
ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ،ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﻨﺪ ﺑﺎﺷﯽ ﻏﻨﯿﻤﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . .
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . .
ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪ ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺸﮑﺴﺘﻪ ﺍی ﺭﻭﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ . . .
امروز به همه چیز خوب بنگر،
قدر داشته‌هایت را بدان و سپاسگزار پروردگارت باش!
عزیزانت را در آغوش بگیر، بگو که چقدر آنها را دوست داری!
به زندگی‌ات عشق بورز و زیبا زندگی کن…
فرصت‌ها را از دست نده!

زندگی آنقدرها هم طولانی نیست قدرش را بدانیم… : )
 

ayja

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کاش میشد که میتونستی به اندازه یک خیار سبز باشی ولی حیف که عنابی هستی.
یارو هر چه زور زد حسین پناهی نشد
حتی با کپی کاری
 

ayja

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
.
صدای جیرجیرک میاید
حتما صدای متروئی است
که چرخهایش روغنکاری نشده
آه ای عشق من
خواستی سوار مترو بشوی
حتما کفشهایت را با خودت ببر​
 

omid20110

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
پریشان است گیسویی؛
در این باد و پریشان تر:
"مسلمانی که میخواهد"
نگاهش را نگه دارد..!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تبسم هایم را جمع میکنم و
میدهم به اهلش
به همانهایی که
وقتی لبخندی هدیه اشان میکنی
چون پرندگانی بال در می آورند و
...
پرواز میکنند
آنهایی که از بس اشک و رنج دیده اند
به حضور یک لبخند،زندگی میگیرند
تبسمهایم را میدانم اینبار
کجا خرج کنم
که ثروتی پربها نصیبم کند
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پشت در
گوش ایستاده بودم
همان دری که تو از کنارش رد میشدی
دلم برای شنیدن صدای پایت هر روز تنگ میشود
انگار نه انگار همین دیروز گذشتی ولی انگار در من چیزی
بودن همیشگی صدای پایت نزدیک در را دارد
نمیدانم ولی خوب میدانم معنای هر روز دلتنگیم را و
بی تابی قلبم را
*نقل از یه نفر*
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بزرگترین هدیه ایی که میتوان به کسی داد ؛زمان است !
هنگامیکه برای یک نفر وقت میذاری ،
قسمتی از زندگیت را به او دادی ....
که باز پس نمیگیری !
دقت کنیــــــــــــد که داری واسه کی وقت میزاری

 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی...
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی
شاکی بشی ولی شکایت نکنی
گریه کنی اما نذاری کسی اشکاتو ببینه
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری
خیلی حرفارو بشنوی و نشنیده بگیری...
خیلیا ..... و تو فقط سکوت کنی





 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من صبورم اما
بی دلیل ازقفس کهنه‌ی شب می‌ترسم
بی دلیل ازهمه‌ی تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تورا
از شب متروک دلم دور کند
من صبورم اما
آه، این بغض گران
صبر چه می‌داند چیست....
 
بالا