دکتر سلام! روح و تنم درد می کند چشمم، دلم، لبم، بدنم درد می کند
ذوق سرودنم، کلماتِ نوشتنم دکتر! تمام خویشتنم درد می کند
احساس شاعرانگی ام، تیر می کشد حال و هوایِ پر زدنم درد می کند
دکتر! نگفته های زیادی ست در دلم لب وا که می کنم، سخنم درد می کند
می خواستم که لال بمانم، به جان تو! دیدم سکوت در دهنم درد می کند
نوشته بود برایم: خودت، سه نقطه، تمام." نوشتمش که: "دلم، چون؟ چرا؟ چگونه؟ کدام؟ " نوشته بود و نوشتم؛ نوشتن آسان است. گذشته بود و گذشتم؛ گذشتن آسان نیست... سید مهدی طباطبایی
تو دلم نقل یه حرفایی هست ... که بگم میری،
نگم می میرم بعضی ها بد جوری عاشق میشند عشق یعنی تو بمون من میرم تو که رفتی و رسیدی به بهار هنوز اینجا سر کوه ها برفه آخرش عشق تو ویرونم کرد مرد ویرون بشه خیلی حرفه
[FONT=times new roman, times, serif]کاشکی تلخی زندگی...[/FONT][FONT=times new roman, times, serif] کمی الکل داشت...[/FONT] [FONT=times new roman, times, serif]شاید مستمان می کرد و درد را نمی فهمیدیم...[/FONT]