" از خانه بیرون بیا تا زیبا شود این شهر،
تا درختهای دودگرفته ی خیابانِ پهلوی سابق
دوباره جوانه بزنند
و جویهای لب ریز بطریهای خالی آب معدنی
از نو طعمِ شیرین آب قنات را تجربه کنند !
تا آبی شود این آسمانِ خاکستری
و تابلوهای نمایش گر آلودگی هوا
از خوشی به رقص در بیایند !
از خانه بیرون بیا!
بگذار نیمکتهای آن پارک قدیمی
با یکدیگر به جنگ برخیزند
تا تو قهرمانشان را انتخاب کنی برای نشستن !
بگذار کودکان پشت چراغ قرمزها
تمام اسفندهاشان را در آتش بریزند
از شوق آمدنت !
بگذار فوارههای تمام میدانها دوباره قد بکشند
و در تک تک کوچهها
بوی گل سرخ بپیچد..."
یغما گلرویی
تا درختهای دودگرفته ی خیابانِ پهلوی سابق
دوباره جوانه بزنند
و جویهای لب ریز بطریهای خالی آب معدنی
از نو طعمِ شیرین آب قنات را تجربه کنند !
تا آبی شود این آسمانِ خاکستری
و تابلوهای نمایش گر آلودگی هوا
از خوشی به رقص در بیایند !
از خانه بیرون بیا!
بگذار نیمکتهای آن پارک قدیمی
با یکدیگر به جنگ برخیزند
تا تو قهرمانشان را انتخاب کنی برای نشستن !
بگذار کودکان پشت چراغ قرمزها
تمام اسفندهاشان را در آتش بریزند
از شوق آمدنت !
بگذار فوارههای تمام میدانها دوباره قد بکشند
و در تک تک کوچهها
بوی گل سرخ بپیچد..."
یغما گلرویی