معماری با مصالحی از جنس دل

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]ﮔﺎﻫﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺑﺰﺍﺭﯼ[/FONT][FONT=&quot] !
[/FONT]
[FONT=&quot]ﺑﺎﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ[/FONT][FONT=&quot] . ….
[/FONT]
[FONT=&quot]ﺑﺎﺯ ﺑﺨﻨﺪﯼ[/FONT][FONT=&quot] . …..
[/FONT]
[FONT=&quot]ﺑﺎﺯ ﺑﺠﻨﮕﯽ[/FONT][FONT=&quot] . …..
[/FONT]
[FONT=&quot]ﺑﺎﺯ ﺑﯿﻔﺘﯽ ﻭ ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﺑﺎﺷﯽ[/FONT][FONT=&quot] ![/FONT]
[FONT=&quot] [/FONT][FONT=&quot]ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻠﺨﯽ ﻫﺎﺑﺰﻧﯽ ﻭ ﺑﮕﯽ ﻣﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺩﺍﺩﯾﻦ ﺟﺰ ﺧﺪﺍ ﮐﺴﯽﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ[/FONT][FONT=&quot] …[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]و اینک کوچ کرده ام به شهری دیگر[/FONT]
[FONT=&quot]چادری دارم از صفا و دوست داشتن[/FONT]
[FONT=&quot]در کنار چادرم رودیست که زلالی آبش چشم را به خود خیره میکند[/FONT]
[FONT=&quot]کولبارم سنگین است غبار کولبارم را سپرده ام به آب روان [/FONT]
[FONT=&quot]زلالی آب را با غبار کولبارم کاری نیست[/FONT]
[FONT=&quot]در این نزدیکی کلبه ایست از خشت و گل و کاه،سقفی از آسمان و بانویی زیباتر از خیال[/FONT]
[FONT=&quot]مرا تا رسیدن به کلبه راهی نیست[/FONT]
[FONT=&quot]و... خوشبختی در انتظار من است[/FONT]
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
شاید تو…
سکوت میان کلامم باشی!
دیده نمیشوی
اما من تو را احساس می کنم!
شاید تو ….
هیاهوی قلبم باشی!
شنیده نمیشوی
اما من تو را نفس می کشم!
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]در شادی من شریک باش ای ساعت [/FONT]
[FONT=&quot] در فکر لباس شیک باش ای ساعت [/FONT]
[FONT=&quot] تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است [/FONT]
[FONT=&quot] کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت[/FONT][FONT=&quot]

[/FONT]
 

hanane1

عضو جدید
کاربر ممتاز
خوشبختی ینی بشینین دوتایی وسایل خونتونو طراحی کنین بدین واسه ساخت :redface:
همه چی طراحی خودتون باشه ...
متفاوت باشین ...
یه خونه ی شیک با ایده های خودتون
:redface:
 

رجایی اشکان

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بی سیگار که می شوم
اندکی ! فقط اندکی پول خرج می کنم و دوباره سیگار دارم . . .
اما جوانی ام ، کوه غرورم را خرج کرده ام ، هنوز تو را ندارم . . .

[FONT=&quot]سیگاری که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده [/FONT]
[FONT=&quot]از کشیدنش زجر میکشی ولی دلت نمیاد خاموشش کنی[/FONT]
[FONT=&quot]این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه ..[/FONT]
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو
از این همه ،
تنهایی است .....
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
تمام این سال ها
مرا پا به پایت برده بودی ...
نه عاشقانه در پیاده رو...
من
سنگ ریزه ای و
تو
عابری بازیگوش ...
 

ماه آسمونی

عضو جدید
کاربر ممتاز
دکتر حسین الهی قمشه ای

کسی را دوست بدار که "دوستت دارد", حتی اگر غلام درگاهت باشد؛
و دست بکش از دوست داشتن کسی که "دوستت ندارد", حتی اگر سلطان قلبت باشد...
فراموش نکن که "زمان" آدم وفادار رو مشخص می کنه نه "زبان"....
دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، اما برای ماهی زندگیست...
برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"
 

am!rsam

عضو جدید
محبت زیادی همیشه آدم ها را خراب میکند!!


گاهی آدم ها میروند!!


نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند!!



بلکه آنقدر کوچک اند!!




که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند!!
 

am!rsam

عضو جدید
دلـــم کــُمـا مـــی خـــواهــد....
از آنــهـایـــی که دکـتـر مـــی گــویــد:

مــتـــاســـفـــم....


فــقـط بــراش دعا کـنـیـد...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دل تـــنـــگــی پـــــیـــچـــیــده نــــیـــســـت …!
یـــــک دل …!یـــــک آســـمــــان …!
یـــــک بــــغـــض…!
و آرزو هــــای تــــــرک خـــــورده
بـــــه هــــمــــیــــن ســادگــــی
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
همیشه برای نوشتن دلیلی هست
همیشه برای بودن دلیلی هست
همیشه بعد سکوت فریادی هست

و برای پایان دلیلی!!

همین
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آسمون ابری
هوای بارونی
پیاده روی در مسیری غریب
حس غریبی بود
بازم صبر
بازم انتظار
واقعا بعد این همه انتظار
می آیی??????
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دنبال چیزی که مال تو نیست نرو
که مثل من دچار هنوز می‌‌ شوی
من هنوز کنار پنجره می‌‌ ایستم
غروب را نگاه می‌کنم
میان این همه آمدن و رفتن ها
هنوز منتظر آمدنش می‌‌ مانم ...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دل‌ که می‌‌گیرد
خواهی‌ ، نخواهی
چشمانت به اعتراض سرخ می‌‌شوند
و تو خوب می‌‌دانی‌
این روزها از همیشه عاشق تری
و در هجوم ای کاش‌ها خیس می‌‌شوی و
سکوت می‌‌کنی‌
که چشمانت معلوم حالت می‌‌شود
و خوب میدانی‌
این فاصله با هیچ اشکی پر نمی شود
حالا چقدر دوری روی خیالت مانده
درست مثل روزی که عاشق شدی
همه چیز طعم باران می‌‌دهد ...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به بی‌ کسی‌‌های هر کسی‌ سر زدم
یک تو در زندگیش بود
سراغ بی‌ کسی‌‌های خودم را که گرفتم
درد بی‌ رنگی‌ بود و هیچ نبود
اشک بود و آسمان بود و
دردی که هیچ کس نفهمید
جز خودم ........
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمیدونم

اینروزا من از روزگار میگذرم
یا روزگار از من
هر چی هست سخت میگذره
خیلی سخت
انتظار و انتظار
اینجا بارون غریبه بارید
خیلیم بارید
هنوز باهم آشنا نشدیم
خوب بارونی بود
اما غریبه س
خیلیم غریبه
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
گاهی زخمهایی در اعماق وجود آدم هست که هیچ التیامی برای آنها وجود ندارد...

زخمهایی عمیق که بدنه وجودت را به لرزه می‌افکنند...
شاید در همه لحظات از آنها یادی نکنی...
ولی آنها هستند...
همیشه هستند...
و تنها تلنگری کافی است تا زخمهایت سربازکنند...
و تمام خاطرات تلخ و جانکاهت در قالب مروارید اشکهایت چون خونابه‌ای از زخمی دردناک جاری گردند...
و تو با هیچ قدرتی نمی‌توانی جلوی قلیان آنها را بگیری
می‌آیند و می‌آیند و ناگاه
به خلسه‌ای عمیق می‌روی
ساکت و خاموش خیره می‌شوی
و سکوتی سنگین و دردآور تو را فرامی‌گیرد
بغضی دردناک گلویت را می‌فشارد و به سختی آن را فرومی‌خوری

دیگر نمی خواهی به هیچ‌کدام آنها فکر کنی
و آنگاه ...
فقط خدا را شکر می‌کنی که از ابتدا بوده و هست و همه چیز را می‌داند و تمامی احساست را درک می‌کند.
خدایا ممنونم که هستی
 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آن روزها من به سلیقه کسی که دوستم داشت و دوستش داشتم


سر تا پایِ زندگیم را آبی کرده بودم،


آبیِ آبی .. آبی به رنگ دریـا ..


و ناگهان یک روز او را دست در دست کسی دیدم که


سر تا پایش زرد بود .. زرد مثل نـور


من شنا نمی دانستم .


دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم .


و غرق شدم


در دریایِ آبی بیکران رویاها و کابوسها ! !

 

anahita1370

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نابینـــــــا نیستــــــــم امــــا
چشمم را بر خیلی از چیزها بستم....
از آدمــــــــــــ ها بریده ام
و پناهنــــــــده ی اینجا شدم...
شاید اینجـــــــا قفس داران،
سكـــــوتم را بشكننـــد....
شایـــــــــــــد.....
 

AvA-6586

کاربر فعال تالار حسابداری ,
کاربر ممتاز
حرفهایم

در دل میمیرند...
اشکهایم
در چشمانم می خشکند
پاهایم
از حرکت می ایستند
بغضم در گلو میمیرد...

من مدت هاست
برای خندیدن
از غصه هایم اجازه می گیرم
 
بالا